تبليغاتX
گروه اینترنتی انتظار یار
 
بسم الله الرحمن الرحیم  به وبلاگ  گروه اینترنتی انتظار یار  خوش آمدید

                  گروه اینترنتی انتظار یار 

   

                

     

  

  

 
  اللهم صلعلی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 

آخرين مطالب ارسالي سایت
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
حق خوري تو روز روشن - قسمت اول جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
حاکم آسمانی جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
شرح جلوه جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
زیباترین غریب! جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
ای بهانه تمام اشک های صبح جمعه ام جمعه بیستم اردیبهشت 1387
جواز یاوریت عطایمان کن! جمعه بیستم اردیبهشت 1387
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب
مهر 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
 


شکوای سبز
 

شکوای سبز

 

 

اقراء باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم... بخوان...

 خدایت زمانی تو را فرمان خواندن داد که سیاهی جهالت و یأس بر آسمان قلب انسانیت سایه افکنده بود.

 زمانی تو را دعوت به خواندن کرد که شب دیجور برای فرار از سیاهی خویش به دنبال روزنی می گشت.

 زمانی که شکوای سبز درختان و گلایه های زلال آبشار و اشک حسرت ابراهای غم گرفته از نبودنت و در انتظار آمدنت غمگینانه ترین تسبیح را با خدا می گفتند.

 معشوق زمانی تو را فرمان خواندن داد که معصومانه ترین فریاد انسان از پاهای جستجوگر تاول زده اش قلب سخت ترین صخره ها را می لرزاند.

 انسان «بلی» گفته ای که پابه پای پیامبران از آدم تا مسیح درس عبودیت خوانده بود و فارغ از مرور مکرر کلاسهای پیشین، معلمی را جستجو می کرد که عمیقترین و ظریفترین نیازهای همیشه اش را اغنا کند.

 معبود زمانی تو را دعوت به خواندن کرد که گوش دل تمامی محرومان تاریخ در انتظار شنیدن کلام تو لحظه می شمرد.

 تو زمانی لب به اجابت گشودی که فرشتگان را تاب نگریستن در جهلستان کفر زمین نبود.

معشوق لحظه ای تو را یافت و برگزید که در جستجوی ظرفی به گنجایش بی نهایت، گل تمامی آدمیان را با محک علم لایتناهی خویش آزموده بود.

 و تو که با خواندنت سرنوشت تاریخ را رقم می زدی و کشتی جاودانه هدایت را بر زلال فطرت انسانهای همیشه، بادبان می کشیدی.

 تو که با خواندنت شکوفه های امید را بر شاخه درخت وجود می نشاندی، تو که با خواندنت عشق را جان دوباره می بخشیدی.

 تو که ب خواندن ایثار را توان ایستادن می دادی.

 تو که با خواندنت خورشید هدایت را از ظلمت « نُه توی » جهالت بیرون می کشیدی.

 تو که با خواندنت غبار کهنه از چهره دردآلوده مستضعفین جهان می تکاندی و رمق در پاهایشان می ریختی و غرور در نگاهشان و خنده بر لبانشان، تو که با خواندنت مشیت بالغه خداوندی را پاسخی عارفانه می گفتی.

 طبیعی بود که تأمل کنی و بلرزی آنچنانکه ضربان قلب تو را فرشتگان آسمان بشنوند.

 طبیعی بود که عرق پیشانی تو را بالهای تواضع جبرئیل بروبد.

 طبیعی بود که فلق، سرخی آن لحظه چهره تو را به یادگار همیشه بگیرد چرا که تو تنها برای آن زمان و مکان نمی خواندی.

 تو خواندی، آنچنان رسا که خون در رگهای منجمد محرومین تاریخ دواندی.

 تو خواندی آنچنان شیوا که پشت خمیده مستضعفان با جوهر کلام تو استقامت یافت.

 تو خواندی، آنچنان بلند که محکمترین ستونهای ظلم در دورترین نقطه تاریخ از کلام تو لرزید.

و تو آنچنان استوار خواندی که از ورای مظلومیت چهارده قرن اکنون ما کلام تو را از حلقوم فرزندت شنیدیم.

 و گوش به زبان و جان به آوای تو سپردیم.

 آنچه ما را از خواب غفلت دیرینه برانگیخت، آنچه گره در مشتهای ما انداخت و آنها را به هم گره کرد.

 آنچه فریاد مظلومیت ما را به آسمان پاشید.

 آنچه رمق شکستن پایه های ظلم را در دستهای ما انداخت.

 همان کلام تو بود که از حنجره مبارک فرزندت طلوع کرد....

 

واحد معرفت

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
خصلت پیروان
 

خصلت پیروان

 

 

 روزی پیامبراکرم(ص) از راهی می گذشت، شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده، از او پرسید: چرا این قدر ضعیف گشته ای؟
 شیطان گفت : یا رسول الله! از دست امت شما رنج می برم و در زحمت هستم!

 پیامبر(ص) فرمودند: مگر امت من با تو چه می کنند که رنج می بری؟

 شیطان گفت: چون آنها شش خصلت دارند که من نمی توانم این شش خصلت را در آنها ببینم:

 1. هرکجا به هم می رسند، سلام می کنند.

2. با هم مصافحه می کنند.

 3. برای هر کاری که می خواهند انجام دهند در آن انشاءالله می گویند.

 4. استغفار می کنند و با گفتن این جمله سعی و تلاش مرا باطل می کنند.

 5. هر وقت نام مبارک شما را می شنوند بر شما صلوات می فرستند.

6. در ابتدای هر کاری که می خواهند انجام دهند، و قبل از شروع به کار، «بسم الله الرحمن الرحیم» می گویند.

 * برگرفته از کتاب لطیفه ها و داستان ها، ص 129.

 

 

واحد معرفت

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
کلام نور
 

کــلام نـــــــــور

الف ) نمی از یم (قطره ای از دریای فضایل پیامبر اعظم«ص»)

  اشاره :

 شخصیت و خصال و صفات حضرت ختمی مرتبت، پیامبر گرامی اسلام(ص) را از وجوه گوناگون می توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد؛ گاه از منظر خصال و صفات ظاهری و ویژگی هایی که آن حضرت به عنوان یک انسان معمولی از آنها برخوردار بود و گاه از منظر جایگاه و شأنی که آن بزرگوار در عالم هستی برخوردار است. که از منظر اول می توان به جنبه «مُلکی» پیامبر خاتم(ص) و از منظر دوم می توان به جنبه «ملکوتی» آن حضرت تعبیر کرد.

 با بیان روایتی، گوشه ای از جنبه ملکوتی پیامبر اعظم(ص) را از نظر می گذرانیم :

 در کتاب عیون اخبارالرضا(ع) از اباصلت هروی از حضرت رضا(ع) و آن حضرت از پدرانش از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده اند که رسول خدا(ص) فرمودند:

  « خداوند برتر از من کسی را نیافریده، و گرامی تر از من نزد او کسی نیست.»

 امیرالمؤمنین(ع) فرمود: عرض کردم یا رسول الله، شما برتر هستید یا جبرئیل؟!

 فرمود: « ای علی، خداوند تبارک و تعالی پیامبران مرسل را بر فرشتگان مقرب خود، برتری داده است و مرا بر تمام پیغمبران و رسولان برتری داده و بعد از من فضل و برتری برای تو و امامان بعد از تواست و همانا فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند.

 ای علی، فرشتگانی که عرش با عظمت الهی را بر دوش گرفته اند و انها که اطراف عرشند به حمد و ستایش پروردگار او را تسبیح می کنند و برای آنها که ایمان به ولایت ما اهل بیت آورده اند از خدا آمرزش می طلبند.

 ای علی، اگر ما نبودیم، خدا آدم و حوا، بهشت و دوزخ، آسمان و زمین را نمی آفرید. چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که نسبت به معرفت پروردگار و تسبیح و تهلیل و تقدیس او از آنها پیشی گرفتیم؛ زیرا نخستین چیزی که خداوند آفرید، ارواح ما بود، ما را به توحید و ستایش خود گویا نمود، سپس فرشتگان را آفرید، آنها وقتی ارواح ما را نور یگانه ای مشاهده کردند، امر ما را بزرگ شمردند. ما تسبیح حق تعالی کردیم تا بدانند که ما خلقی هستیم که آفریده شده ایم و او منزه از صفات ماست. به تسبیح ما، فرشتگان تسبیح گفتند و او را صفات ما پاک و منزه دانستند.

 و وقتی عظمت شأن ما را مشاهده کردند حق تعالی را تهلیل کردیم تا فرشتگان بدانند خدایی جز خدای بی همتا نیست و ما بندگان او هستیم و خدایی نیستیم که همراه با او بعد از او عبادت ما واجب باشد. پس فرشتگان «لا اله الا الله» گفتند، و وقتی بزرگی محل و موقعیت ما را مشاهده کردند، تکبیر گفتیم تا فرشتگان بدانند خداوند بزرگتر از آن است که کسی جز به سبب او به شأن و مقام بزرگی برسد.

 و وقتی عزت و قوت ما را مشاهده کردند گفتیم: «لا حول و لا قوه الا بالله» تا اینکه فرشتگان بدانند هیچ نیرو و قدرتی جز به سبب خداوند نیست. و وقتی نعمتی را که خدا به ما داده و وجوب اطاعت ما را مشاهده کردند، گفتیم: «الحمدالله»، تا فرشتگان بدانند حمد و ستایش به خاطر نعمت ها سزاوار پروردگار متعال است، آنها هم گفتند: «الحمدالله».

 پس فرشتگان به سبب ما به شناخت توحید، تسبیح، تهلیل، تحمید و تمجید خداوند هدایت شدند.

 سپس خداوند تبارک و تعالی آدم را آفرید و ما را در صلب او به ودیعه نهاد و آنگاه فرشتگان خود را دستور داد تا او را به خاطر تعظیم و بزرگداشت ما که در صلب او بودیم سجده کنند. پس سجود آنها برای خداوند به خاطر عبادت و پرستش و برای آدم به خاطر اطاعت پروردگار و احترام به او بود؛ زیرا ما در صلب او بودیم، پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که همه آنها به آدم سجده1 کردند.2

 1. علامه مجلسی تحقیقی درباره این سجود نموده و آنرا توضیح داده است. ر.ک: بحارالانوار، ج 11، ص140.

 2.عیون اخبارالرضا(ع)، صدوق، ج1، ص204؛ کمال الدین،ج1،ص254؛ علل الشرایع،ج1،ص5 و...

  ب ) پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند:

 1. حسد کارهای نیک را می خورد؛ چونان که آتش هیزم را می خورد و صدقه شعله گناه را خاموش می کند؛ چونان که آب شعله آتش را فرو می نشاند.

 2. نیکو کردار باش و از زشتی دوری گزین و بنگر که می خواهی مردم درباره ات چه بگویند، همان گونه باش، و دوست می داری چه درباره ات نگویند، آنگونه نباش.

 3. این دلها به سان آهن زنگار می گیرند. پرسیدند: « صیقل آن چیست؟» فرمود : «یاد خدا و قرائت قرآن»

 4. در دنیا همچون میهمان باشید و مسجدها را همچون خانه خود بدانید و دلها را به نرمی خوی دهید و اندیشه و گریه بسیار کنید. مبادا هوسها از راهتان به در کند. خانه ها می سازید که در آن نمی مانید و چیزها فراهم می کنید که از آن نمی خورید و آرزوها دارید که به آن نمی رسید.

 5. خداوند سه چیز را از فضیلتهای والای اخلاقی می شمارد: آن که از ستم درگذری و کسی را که نمی بخشد از بخشش خود بهره مند کنی و با آن کس که از تو می بُرد، پیوند گیری.

  احادیث از کتاب شریف نهج الفصاحه انتخاب شده اند.

 

واحد معرفت

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
نیاز به دعا
 

بخش يازدهم

***

4- اگر احساس کنیم در زندگی همه چیز داریم و کمبودی نداریم که جبران آن را از خدا بخواهیم، آیا باز هم لازم است دعا کنیم و ادعیه مأثوره را بخوانیم؟

 

خلقت و ایجاد کردن بر دو گونه است: گاهی اینطور که مثلاً شخص خانه ای بنا می کند و بعد از چند سال عمرش به سر می آید و می میرد ولی آن خانه همچنان پا برجا می ماند، که نشان دهنده این است که انسان، یگانه عامل برای بقا و ادامه وجود آن خانه نبوده است و الا با مرگ او آن خانه نیز باید ویران می گشت.

یک نوع خلقت دیگر که مخصوص خدای متعال است این است که خداوند موجودی را خلق می کند و آن موجود در یکایک ثانیه های حیاتش، محتاج توجه از جانب خداست، چرا که خلقت خدا، خلقتِ تامه است و هیچ عامل دیگری در آن دخالت ندارد و تنها عاملی که در حیات او نقش دارد فقط خداست و در صورت  عدم خواست و اراده خدا در یک لحظه آن موجود نیست و فنا می گردد و به فراموشی سپرده خواهد شد.

 

 

حال که معلوم است یگانه خالق مستقل که شریک و هم عرضی ندارد خداست، پس چگونه ممکن است کسی که مخلوق اوست تصور کند لحظه ای وجود دارد که به خدایش نیازی ندارد و می تواند با نعمتهایی که قبلاً به او عطا شده، چند صباحی را مستقل از پروردگارش سپری کند!

مسلماً او برای تجدید حیات و به روز شدن یکایک لحظات عمرش به همان خالق یکتا نیازمند است و اگر کمبودی در ظاهر حس نمی کند باید بداند که بهره بردن از آن نعماتی که شامل حالش شده نیز محتاج خواست خداست و ممکن است قبل از استفاده از آن، مانعی بر سر راهش قرار دهد.

خدای علیم در آیاتی از سوره اسراء می فرماید: « چون در دریا خوف و خطری به شما برسد، آنگاه همه را فراموش می کنید و تنها رو بسوی خدا می آورید( تا خدا شما را نجات بخشد) اما آنگاه که خدا شما را نجات می دهد، دوباره غافل می شوید و روی برمی گردانید و انسان ناسپاس است. آیا شما بعد از اینکه از دریا نجات یافتید ایمن هستید از اینکه  زمین شما را در خود فرو ببرد یا سنگ بر سرتان ببارد و آنگاه یاور و نگهبانی نیابید.»

این آیات بوضوح بیانگر شدت احتیاج ما به خداوند در سراسر لحظات زندگی مان است. اگر ساعتی خوشی به ما روی کند نباید این توهم حاصل شود که در آن لحظه خوش دیگر نیازی به خدا و اراده او نیست، برای همان خوشی نیز باید شکر خدا را بجای آورد و دوام آن را از او خواست.

سعدی در همین خصوص در ابتدای گلستان می گوید: " منت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت، هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبان که برآید      کز عهده شکرش به در آید "

 

واحد معرفت 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
لازمه دعا ؟!

         

بخش دهم

***

3. آیا دعا کردن اصلاً لازم است؟ برخی می گویند "ما به جایی رسیده ایم که دیگر از خدا هیچ نمی خواهیم " و یا اینکه " خدا خودش بر خواسته دل ما آگاه است، پس درخواست کردن از خدا لزومی ندارد". آیا این پندار صحیح است؟

... برخی دیگر نیز تحت این عنوان که « خداوند با علم بی حد و حصرش بر نیاز و خواسته ما آگاه است، پس لزومی ندارد که ما چیزی از خدا بخواهیم »، از تضرع و راز و نیاز به درگاه خدای منان سر باز می زنند و نسبت به این  حبل متین و ستون محکم، بی همتی و کاهلی می ورزند.

این کاملاً درست است که خدا بر احوال و اعمال بندگانش آگاه است و می داند که آنها در نهانِ دل از او چه می خواهند، اما خداوند حکیم، خود دستور فرموده که برای اجابت خواسته هایتان رو بسوی من کنید و از درگاه من مصرّاً بخواهید که به درخواست شما پاسخ دهم و من نیز اجابت آن را ضمانت می کنم. ( و قال ربکم ادعونی استجب لکم ) بخوانید مرا تا خواست شما را پاسخ گویم. {سوره غافر آیه 60}

در ادامه همین آیه شریفه، خداوند عاقبت و نتیجه تکبر ورزیدن، بهانه جویی و سستی را بیان می فرماید و سرانجام آنان را خواری و ذلت و سقوط به جهنم برمی شمارند :

( ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین )

پس می بینیم که دعا کردن، خود یک اطاعت از  امر پروردگار است  که موجب قرب و نزیکی بیشتر با خدای منان می گردد و هر کس با هر بهانه ای از آن اِبا کند، نافرمانی کرده و موجبات دوری از رحمت حق را فراهم ساخته است.

چه بسا خداوند بنده ای از بندگانش را مبتلا به آفت و آسیبی نماید تا او را به دعا و عبادتش فرا بخواند و شاید همان بلا و مصیبت موجب هدایت او بشود. بسیار پیش می آید که از یاد خدا غافل می شویم و سرگرم امور روزمره و سرگرمیهای روزگار می شویم، خداوند رحیم از باب لطف و رحمت واسعه اشبه ما تشر می زند و هشدار می دهد که مبادا در خواب غفلت فرو برویم و همای سعادت از شانه ما پر بکشد. لذا آن مصیبت به مثابه دارو و درمانی است برای مرضِ غفلت و عصیان و سرپیچی های بندگان که باعث بازگشت به روحیه خداپرستی و حق جویی است.

دعا یگانه وسیله ای است که خداوند برای صیقل دادن و تجدید حیات روح به ما اعطا فرموده، نعمتی که شکر آن به نحو کامل ممکن نیست. باید از این وسیله قرب الهی که بندگان شایسته خدا آن را حلقه اتصالشان با معبود قرار داده اند به بهترین نحو استفاده جست تا مشمول لطف و یاری حق تعالی شویم.

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385  نظر بدهيد!
واسه چی دعا؟! قسمت آخر
 

2. اگر قضا و قدر معين شده است و هر کسي سرنوشت مشخصي دارد، پس دعا کردن به چه کار مي آيد؟  ...........

..... با توجه به مطالبی که عنوان شد و داستان ام داود که بعنوان مثال ذکر شد، معلوم می شود که معنای تغییر در تقدیرات چیست. اینکه برای انجام یک حادثه و یک فعل ممکن است نیاز به فراهم شدن علل و عوامل متعددی باشد که مهیا نشدن یکی از علتها می تواند موجب تغییر در انجام آن فعل شود.

در این زمینه داستان معروفی است؛« روزی پیرمردی یهودی برای کندن خار بطرف صحرا   می رفت که پیامبر(صلی الله علیه و آله) او را مشاهده نمودند و به اصحابشان فرمود: " او به صحرا می رود تا خار بکند ولی می میرد و برنمی گردد".

بعد از چند ساعت همه دیدند که پیرمرد در حالیکه خارها را بردوش حمل میکرد باز آمد، اصحاب عرض کردند: چه شد، شما که فرمودید او برنمی گردد؟

حضرت رسول (ص) پیرمرد را صدا زدند و گفتند نزدیک بیا و خارها را بر زمین بگذار. او هم آمد و خارها را از پشتش باز کرد و اصحاب مشاهده کردند که مار بزرگی در میان خارها پنهان است. محمد (ص) فرمودند: مقدّر بود این مار پیرمرد را بگزد و او کشته شود ولی او در صبح صدقه داد و این بلا از او دفع شد.»

پس می بینیم که چگونه عواملی مانند صدقه و صله رحم و البته دعا کردن می توانند یک بلای تقریباً حتمی را دفع کنند. البته اگر عمر کسی به نهایت برسد و اجلش فرا رسیده باشد، پس همه علتها برای مرگ او جمع شده اند و امکان به تأخیر افتادن آن وجود ندارد.

 و لن یؤخر الله نفساً اذا جاء اجلها ؛ خداوند هرگز مرگ کسی که هنگام اجلش فرا برسد را به تأخیر نمی اندازد. (منافقون 11)

*********************************

یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب ؛ خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات می کند و نزد او "کتاب مادر" و لوح محفوظ است.(رعد 39)

کلمه "ام الکتاب" در آیه فوق نشاندهنده این است که غیر از لوح محفوظ که حقایق و اسرار عالم در آن ثبت است و علم خدا آن را در برگرفته، کتابها و الواح دیگری هم در مرتبه نازلتری هستند که در آنها تغییر و تبدل صورت می گیرد و تحت تأثیر عوامل احتمالی و اما و اگر ها می توانند به شکل دیگری ثبت و ضبط شوند.

در حقیقت دعاهای ما می توانند در "لوح محو و اثبات" تاثیر بگدارند که دربردارنده تقدرات این عالم است و ثبت یک امر در آن معلق بر علل و اجزای دیگر است ولی لوح محفوظ شامل امور غیر قابل تغییر و ثابت است که دعا در آن نمی تواند مؤثر باشد.

 

3- آیا اصلاً لازم است که دعا کنیم و از خدا چیزی بخواهیم؟ برخی می گویند ما به جایی رسیده ایم که دیگر از خدا هیچ نمی خواهیم، چرا که خدا خودش می داند چه می خواهیم و اگر صلاح باشد به ما عطا می کند. آیا این پندار صحیح است؟     

      ...... ادامه دارد

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد معرفت

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه سی ام تیر 1385  نظر بدهيد!
واسه چی دعا ؟
 

دعا .... علت بودن ( بخش هفتم)

***

2. اگر قضا و قدر معين شده است و هر کسي سرنوشت مشخصي دارد، پس دعا کردن به چه کار مي آيد؟ 

يکي از بارزترين و زيباترين جلوه هاي استجابت دعاي بندگان را مي توان در جریان دعای ام داود مشاهده کرد.

این دعا که به دعای استفتاح هم مشهور است اهمیت و آثار زیادی دارد، بطوریکه امام صادق علیه السلام بعد از تعلیم آن به ام داود،می فرماید: « آنچه را گفتم حفظ کن و مواظب باش و به غیر اهلش یاد نده که مبادا در امر باطلی بکار ببرد، چون اسم اعظم در این دعا است که در صورت خواندن دعا مستجاب می شود و چون از او به واسطه این اسم چیزی درخواست شود عطا می شود هر چند رسیدن به آن سخت باشد و اگر جن و انس دشمنان تو باشند خداوند متعال شر آنها را از تو دور می کند و آنها در برابر تو تسلیم می شوند.»  اقبال جلد 3 صفحه 249 سید ابن طاووس

ام داود که بود؟

 ام داود دختر عبدلله ابن ابراهیم و مادر رضاعی امام صادق (ع)  است که به «ام خالد بربریه» شهرت داشته و جد صالح مرحوم سیدبن طاووس است. داود نیز فرزند حسن و نوه امام حسن مجتبی (ع) و برادر رضاعی امام صادق (ع) است. منصور دوانیقی جمعی از آل ابی طالب را زندانی کرد و از جمله آنان داود بود که در زندان نگه داشته بود. ام داود می گوید : "من از داود خبری نداشتم او در عراق زندانی بود و من پیوسته به درگاه الهی تضرع می نمودم و از همه می خواستم که دعا کنند تا هرچه سریعتر اجابت شود ولی با همه اصرارم از اجابت دعایم خبری نبود و به همین دلیل ناامید شده بودم.

روزی برای عیادت امام صادق (ع) که مریض بودند به محضرشان شرفیاب شدم. از احوالش پرسیدم و برای او دعا کردم آن حضرت به من فرمود : داود چه می کند. عرض کردم: آقای من مدت مدیدی است که از او خبری ندارم و او در زندان است، حضرت فرمودند : چرا از دعای استفتاح غافلی، دعای استفتاح دعایی است که با آن درهای آسمان باز می شود و خواننده آن دعایش در همان ساعت مستجاب می گردد و برای کسی که آن را بخواند پاداشی جر بهشت نیست.

 ام داود عرض کرد چگونه بخوانم ای فرزند راستگویان. آداب و کیفیت آن را به من تعلیم فرما...

او می گوید بعد از آنکه این دعا را همان طور که امام فرموده بود خواندم شب خوابیدم و پیامبر و ملایکه را در خواب دیدم در حالیکه حضرت می فرمود: ای ام داود بر تو و دوستانت بشارت باد، حاجتت برآورده می شود و خداوند متعال فرزندت را حفظ می کند و او را به تو باز خواهد گرداند. از خواب بیدار شدم، به مقداری که یک مرکب سریع السیر فاصله بین عراق تا مدینه را طی کند طول کشید که ناگهان دیدم فرزندم به خانه وارد شد با تعجب از او پرسیدم چه شد؟ گفت من در زندان بسیار تنگی محبوس بودم و غل و زنجیر به بدنم سنگینی می کرد، این حال تا نیمه رجب ادامه داشت شب خوابیدم و گویا زمین برایم تنگ شده بود اما شما را دیدم که بر سجاده نماز نشسته ای و مردانی بلند قامت در اطراف تو مشغول تسبیح هستند، یکی از آنان که خوشرو و خوشبو و دارای لباس پاک و تمیز بود - و من گمان کردم جدم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم است- ایشان به من اشاره کرد و فرمود: ای فرزند زن صالح بشارت باد بر تو، خداوند دعای مادرت را در حقت مستجاب کرد من از خواب بیدار شدم ، دیدم فرستاده منصور در زندان است و مرا از زندان آزاد کرده و پیش منصور برد. منصور غل و زنجیر از بدنم جدا کرد و دستور داد ده هزار درهم به من بدهند و بر مرکب راهواری سوار کنند و من بسرعت به مدینه آمدم."   اقبال سیدبن طاووس جلد 3 صفحه 250 تا 251

                                           

      ******** یا رب! اغفر لمن لا یملک الا الدعا ********

* این واقعه به روشنی و به وضوح نشان دهنده امکان تغییر در مقدرات غیر حتمیه است، پس اگر کسی دست بر دست بگذارد و نسبت به درخواست از درگاه پروردگار کوتاهی کند چه بسا مسئول عواقب این کوتاهی نیز باشد و البته محرومیت از فیض نعمات الهی نیز دیگر عاقبت بی اعتقادی به تاثیر دعا در امور و مسایل زندگی دنیوی و اخروی است...

 

ادامه دارد...

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد معرفت

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه پانزدهم تیر 1385  نظر بدهيد!
قضا و قدر
 

دعا ... علتِ بودن   (بخش ششم)

***

2. اگر قضا و قدر معين شده است و هر کسي سرنوشت مشخصي دارد، پس دعا کردن به چه کار مي آيد؟

ابتدا بايد با مفاهيم قضا و قدر آشنا شويم تا نسبت آنها با دعا بهتر درک شود.

هر گاه مقدمات و اسباب يک پديده همگي آماده شوند و تمام علل براي پيدايش آن محقق شوند آنگاه آن پديده به مرحله قضا و حتميّت مي رسد .

يعني قضا غير قابل بازگشت است، در مقابل قدَر که درمورد مشخصات يک پديده است و به تحقق يافتن آن پديده کار ندارد.

ممکن است برخي از تقديرات براي وقوع يک اتفاق محقق شوند، اما آن اتفاق بخاطر موانع يا مصالحي رخ ندهد، که در اين صورت تقدير تغيير يافته است. به تغيير و تبديل مقدّرات " بداء " مي گويند.

لذا وقتي شخص از درگاه خداوند متعال حاجتي را طلب مي کند دو حالت پيش مي آيد ، يکي اينکه تمامي علل و تقديرات براي انجام نشدن آن حاجت جمع شده اند که در اين صورت آن پديده هرگز رخ نخواهد داد.

ديگر اينکه تقديرات و سببها براي روا شدن آن حاجت قطعي و حتمي نشده اند و راه براي تاثير عوامل ديگر همچنان باز است. در اين حالت خداوند درخواست بنده اش را مستجاب خواهد نمود.

اما در جواب اين سوال که(سر نوشت هر کسي و هر چيزي مشخص است پس  دعا به چه کار مي آيد؟) بايد گفت:

اولاً هيچ کسي نمي تواند ادعا کند که سرنوشت و قضاي چيزي را مي داند، چون تنها خداست که از رموز و اسرار اشياء در عالم هستي مطلع است و بر آنان اشراف دارد و اينکه سرنوشت ها در نزد خدا معلوم هستند، نبايد بر ما و عملکردمان تاثيري بگذارد، چرا که انسان به حکم عقل، سرنوشت خودش را رقم مي زند و در صورتيکه همت کند و عمل نيکو انجام دهد خدا نيز مقدرات نيکو برايش فراهم مي نمايد تا در نهايت به سعادت ابدي نايل گردد.

اما اگر بنشيند و دست بر دست بگذارد و بگويد که "خدا هر چه بخواهد به سرِ ما مي آورد" چه بسا همين نا اميدي و بي همتي مانع استجابت دعايش گردد و شايد يکي از مقدراتي که مانع سعادت او بوده، همين يأس و نوميدي بوده باشد. پس خودش به دست خودش راه استجابتش را بسته است.

پس مهمترين سؤالي که در اين جا از او بايد پرسيده شود اين است که « آيا تو خودت مي داني سرنوشتت چه خواهد شد؟»

حتماً جواب او "منفي" خواهد بود زيرا جز خدا کسي به هدايت و ضلالت بندگانش در آينده آگاه نيست و سعادت و يا شقاوت نهايي را فقط خدا مي داند. چه بسيارند کساني که خود را در گمراهي و در لبه پرتگاهِ سقوط مي يابند و به اين نتيجه مي رسند که ديگر هيچ راهي  براي بازگشت و رسيدن به راه حق ندارند، اما خداوند رحمان به يکباره در زندگي او تحولي ايجاد مي کند و او را کمک مي کند تا راه خود را بازيابد. پس هيچ بهانه اي براي فرار از فعاليت و اعلام نياز به درگاه خالق نخواهد داشت. در اين صورت پروردگار متعال نيز تقديرات عالي خود را از او دريغ نخواهد کرد. " يعلم ما تکسب کل نفس و ... " خداوند مي داند که هر کسي چه کاري مي کند.. آيه 42 سوره رعد

يکي از بارزترين و زيباترين جلوه هاي استجابت دعاي بندگان را مي توان در ............. ادامه دارد

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه دهم تیر 1385  نظر بدهيد!
دلایل دلمردگی
 

دعا ... علتِ بودن   (بخش پنجم)

***

در کلامی از رسول اعظم حضرت محمد (ص) که در جواب اصحابشان فرموده اند، عوامل دلمردگی و مستجاب نشدن دعاها بیان شده است که به نظم در آمده است.

                     

    دلایل دل مردگی و عدم استجابت دعا 

  زپیــغمبر بـپرسـیدند یـاران// روا از چه نمی گردد،دُعــامـان

  خدا فرموده اندر نص قرآن// بخوانیدم اجابـت می کنم تان

  ولی ما هرچه می خوانیم او را// نمی گردد اجابت این دعاها

  رسول حق بفرمود، ای عزیزان // بـگویم عـلت آنـرا مـن الان

  بمُرده قلبهـایتـان به ده چیز//رهایی کن طلب وز آن بپرهیز

  1) خدا را جملگی تان می شناسید//ولـی از طـاعت او سـربتـابـید

  2) شما قرآن تلاوت می نماییـد// ولیکن در عمل از آن کنارید

  3) نمایید ادعا که دوست مایید//ولی با عترتم دشمن شمایید

  4) نمایید ادعای بغض شیطان// ولی همراه و هم فکرید با آن

  5) نماییـد ادعـای حب جنت// ولی بهرش نکرده کار مثبت

  6) نمایید ادعای ترس نیـران//بدنـها را فکنده لیـک درآن

  7) شما مشغول عیب دیگرانید//ولی از عیب خود غافل بمانید

  8) نماییـد ادعای بغـض دنیـا//ولیکن جمع کرده حب آنرا

  9) همه اقرار بر مردن نماییـد//ولی آماده از بـهرش نباشیـد

 10) نموده دفن نعش مردگان را//ولی عبرت نمی گیرد از آنها

   چـه آلوده شده براین گناهان//نگردد استجابت این دعاتان

  (علا)تا این نصایـح را نیوشیـد  //برای حفـظ ایمـانش بکوشید

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385  نظر بدهيد!
آثار ترک ارتباط2
 

آثار ترک ارتباط با خدا

  ................ در ادامه گوشه دیگری از آثار ترک ارتباط و مناجات با خدا بیان می گردد: ( ذیل آیه 197سوره اعراف:لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها، اولئک کالانعام بل هم اضل، اولئک هم الغافلون)

اما معنای دیگری که برای داشتن قلب(عقل) و درک نکردن، داشتن چشم و ندیدن، داشتن گوش و نشنیدن متصور است این است که منظور از چشم و گوش، همان نیروها و قوای باطنی بر شنیدن و دیدن حقایق باشد که اعضای روح انسان را تشکیل می دهند، مسلماً قدرت این اعضا بسیار فراتر از قدرت جوارح بدن است چرا که، چشمِ آن می تواند تمام جهان را نظاره گر باشد و گوشِ آن می تواند هرچه که بخواهد را در سراسر گیتی بشنود و قلبِ آن تمام معارف الهی را (به نسبت ظرفیتش) درک کند.

در واقع کسی که رشته دعا و ارتباطش را با خالق و رازق هستی قطع کرده، از برکات حیات حقیقی روح بی بهره مانده و تبدیل به مرده ای متحرک شده، بمانند کسی که سر از بدنش جدا شده باشد ولی همچنان دست و پا می زند تا جان از بدنش خارج گردد.

اما در مقابل این حیواناتِ انسان نما، انسانهای وارسته و اهل دعا و مناجات و یاد خدا نیز هستند که عقل و چشم و گوششان در مقابل نشانه های خدا خاضع و خاشعند و از این ابزار خدادادی برای درکِ واقعیاتی که خداوند متعال ما را بسوی آنها فراخوانده، بهره می گیرند؛

* مردانی که نه تجارت و نه هیچ داد و ستدی، آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز (دعا) و دادن زکات باز نمی دارد و بخود مشغول نمی سازد و از روزی که دلها و دیده ها در آن زیر و رو میشوند در هراسند* 37 سوره نور

کسانیکه بخاطر درک موقعیتشان در عالم هستی و دیدنِ شدت نیازمندی شان  و شنیدن ندای باطنی شان که آنها را بسوی دعا و مناجات فرا می خواند، حاضر نیستند به هیچ وجه یاد خدا را به پول و مقام بفروشند و از قیامتِ خدا هراسانند.

همان کسانی که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد، چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان افزوده گردد و بر پروردگارشان توکل می کنند* 2 انفال  اینان بر خلاف دنیا پرستان و فراموش شدگان، وقتی آیات الهی را می شنوند و با نشانه های خدا روبرو می شوند بر ایمان و یقینشان افزوده می شود، چرا که دلهاشان تشنه قطرات رحمت الهی است و با سرازیر شدن قطرات و نشانه های پروردگار در جانشان، یک قدم بسوی خدا و معرفتش نزدیکتر می شوند . البته همچنان به دنبال اقیانوس بی کران معارف قدسیه با استعانت از دعا و مناجات با خالقشان در تکاپو و حرکت اند.

  

* رجال لا تلهیهم تجارت ولا بیع عن ذکرالله و اقام الصلوة و ایتاء الزکاة، یخافون یوماً تتقلب فیه القلوب و الابصار* نور 37

*  انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون* انفال 2

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه پانزدهم خرداد 1385  نظر بدهيد!
آثار ترک ارتباط
 

دعا .... علتِ بودن   (بخش سوم)

1. علت نیاز انسان به دعا و خواستن از پروردگار چیست؟ (اگر دعا و مناجات با خدا ترک شود چه خواهد شد؟)

در ادامه موضوع دعا، به گوشه ای دیگر از آثار ترک ارتباط با خدا می پردازیم:

ایشان صدای تکبیر موذن را می شنوند که آنها را به عظمت و سبوحیت و مناجات با خداوند فرا می خواند ولی برایشان سنگین است که قبول کنند و تکبر می ورزند:

* هنگامی که به ایشان گفته می شد: "خدایی جز خدای یگانه نیست" تکبر می ورزیدند* 1

نوای تسبیح ذاکرانِ یادِ خدا را هر صبحگاه می شنوند ولی اعتنا نمی کنند، صدای پرندگان را هر صبح و شام می شنوند که چگونه به تکبیر و تقدیس خدا مشغولند ولی باز هم تکبر می ورزند :

* آیا ندیدی و ندانستی که هر که در آسمانها و زمین است برای خدا تسبیح می گویند و پرندگان نیز در حالیکه در آسمان بال گشوده اند، تسبیح او می گویند، همه دعا و نماز و نیایش خود را بلدند و خدا (نیز) می داند آنها چه می کنند* 2

عقل و ادراکشان آنان را بسوی حقیقت حیات و هستی سوق می دهد ولی آنان بسیار سنگ دل و قسی القلب هستند و هرگز یادی از خدا و نعماتش نخواهند کرد :

* بلکه دلهای آنان از این حقیقت( اعتقاد به معاد و نیایش با پروردگار..) در غفلت است * 3

غافلان و فراموشکاران از دعا و یاد خدا، همان استفاده ای را از ابزارِ قلب و چشم و گوش می کنند که چهارپایان نیز بهره می برند، فقط ظاهر اجسام و اطرافشان را می بینند و از دیدن حقیقتشان محرومند; اگر دیواری مقابل رویشان باشد، فقط همان دیوار را خواهند دید و بس، هیچگاه نمی پرسند که بنا کننده دیوار و اجزای آن چه کسی است. اگر نعمت و رزق و روزی به آنها برسد فقط در پی لذت بردن و استفاده از آن خواهند بود و هرگز به نعمت دهنده و رازقِ آن توجه ندارند.

البته همانطور که خداوند فرموده: " بلکه از چهارپا نیز پست ترند" چرا که آن حیوان هیچ قدرتی بر درک و بینش ندارد و همانطور که خدا خواسته بدون بصیرت به زندگی خود مشغول است و همان چیزی که خدا از او خواسته و برای او تکوینی است را انجام می دهد؛ پس به امر خدا راه می رود و غذا می خورد و همین اطاعتِ او از خدایش است. اما ناسیانِ یاد خدا و دعا با اینکه قدرت و تمکن بر درک حقایقِ عالم هستی و نعمات و مخلوقاتش را دارند، از این درک و تعقلشان هیچ بهره ای نمی گیرند.

 پی نوشت ها :

1- انهم کانو اذا قیل لهم لا اله الا الله یستکبرون* صافات 35

2- الم تر ان الله یسبح له من فی السماوات و الارض و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه و الله علیم بما یفعلون* نور 41

3- بل قلوبهم فی غمرة من هذا....* مومنون 63

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انـتـظــار یــار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه هفتم خرداد 1385  نظر بدهيد!
علت نیاز انسان

دعا ..... علتِ بودن    بخش دوم

1. علت نیاز انسان به دعا و خواستن از پروردگار چیست؟

........... در بخش اول درخصوص دو بعدی بودن انسان و نیازهای روحی اش صحبت شد.

لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها، اولئک کالانعام بل هم اضل، اولئک هم الغافلون* اعراف 179

و اما معنای داشتن چشم و عدم توانایی بر بینایی و.... ( آیه فوق) :

در این آیه خداوند متعال غافلان از یادش را خطاب قرار داده و به آنان وعده آتش می دهد، آنان که فراموش کرده اند خدایی دارند و خواندن و دعا کردن را از یاد برده اند و به همین دلیل هر روز بیشتر از دیروز در شرک و فاصله گرفتن از فطرتشان فرو می روند، چرا که رشته ارتباط بین آنها و خالقشان گسسته شده و هر لحظه به انتهای چاه تاریکی و جهل نزدیکتر می شوند.

اینکه می فرماید "چشمهایی دارند ولی نمی بینند" می تواند دو معنا داشته باشد، یکی اینکه آنها علیرغم اینکه دو چشم از خدا گرفته اند از مشاهده آثار قدرت و عظمتش امتناع می کنند و هیچ اعتنایی به نعمات فراوانی که اطرافشان را فرا گرفته نمی کنند و سرِ خود را بالا نمی آورند تا رمز و راز هستی و مخلوقاتش را نظاره کنند و دلهاشان به یاد خدا بیفتد :

 * و چون به آنان یادآوری شود و پندی داده شود، عبرت نمی گیرند* و چون نشانه ای از خدا را ببینند مسخره می کنند و پوزخند می زنند* و می گویند این جز سحر و جادوی آشکار نیست* 1

همین معنا نیز در مورد شنیدن آیات الهی و همچنین درک و معرفت قلبی و تفقّه به وسیله قلب که مرکز تعقل و ادراک و احساس می باشد، استفاده می گردد.

بدین صورت که غافلان از دعا، گوش خود را از شنیدن آیات الهی منع می کنند و مانندکسی هستند که وقتی شخصی برایش حرف می زند، برای اینکه صدایش را نشنود صدای رادیو ضبطش را زیاد می کند یا پنبه در گوش خود فرو می کند:

* و برخی از آنان به تو گوش فرا می دهند، ولی ما بر دلهاشان پرده ها افکنده ایم تا آن را نفهمند و در گوشهاشان سنگینی قرار دادیم (تا نشنوند) و اگر هر معجزه ای ببینند به آن ایمان نمی آورند...* 2

           ......... ادامه دارد

 

 پی نوشت ها :

1- و اذا ذکرو لا یذکرون * و اذا رأو آیة یستسخرون * و قالو ان هذا الا اساطیر الاولین* صافات 13،14و15

2- و منهم من یستمع الیک و جعلنا علی قلوبهم اکنة ان یفقهوه و فی آذانهم وقرا و ان یرو کل آیة لا یومنو بها....* انعام 25

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انـتـظــار یــار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه پنجم خرداد 1385  نظر بدهيد!
دعا و فواید آن
                                       

دعا و فواید آن در کلام معصومین(ع)

***

چرا باید دعا کنیم ؟ علت نیاز انسان به دعا و مناجات و خواستن از پروردگارش چیست ؟

«انسان» چیزی است که از قطعات و اجزاء متفاوتی تشکیل شده و هر کدام از جزءها وظیفه خاصی بعهده دارند و برخی مهمتر و حیاتی تر از سایر قطعات هستند، مانند قلب که به نیاز دیگر اجزا پاسخ می دهد و خون را برایشان پمپاژ می کند و مغر که نیاز بدن را برای حرکات و غیره سامان می بخشد.

با کمی دقت مشاهده می کنیم که تمام وجود انسان از همین خواسته ها و نیازها و اجابت آن خواسته ها تشکیل یافته است.

گاهی انسان غافل می شود و اینگونه می پندارد که آدمی فقط از همین اعضا و قطعات تشکیل شده و چیز دیگری در وجودش دخالت ندارد و نیازهای انسان منحصر در خواسته های درونی و بیرونی بدن (خوراک و پوشاک) است. اما عقل و احساس بیدار ما با این پندار و گمان چگونه برخورد می کنند، موجود خارق العاده ای بنام فطرت ما را بسوی حقیقت خاصی می کشاند. او ما را متوجه بُعد دیگری از بدنمان می سازد، فطرت، ما را با ابعاد ناشناخته هستی آشنا می سازد و سبب می شود که چشم ما به عالم «روح» و مجردات باز گردد.

بُعد دوم ( روح ) هم به نوبه خود سرشار از خواسته ها و نیازهاست و همانطور که اعضا و جوارح بدن در صورت عدم تغذیه و ارتباط نامناسب، دچار نقص و در نهایت مرگ می شوند، اگر غذای مناسب و رابطه صحیح برای "روح" و جان آدمی مهیا نگردد آن نیز دچار مرگ می شود و در آن هنگام انسان تبدیل به موجودی تک بُعدی خواهد شد که از جهت حقیقت فرقی با حیوان نخواهد داشت، بلکه پست تر از آن. 

﴿ لهم قلوب لا يفقهون بها ولهم أعين لا يبصرون بها ولهم آذان لا يسمعون بها، أولئك كالأنعام بل هم أضل، أولئك هم الغافلون ۱۷۹ اعراف

برای آنان قلبهایی است که با آنها به جستجو نمی پردازند و چشمهایی است که نمی بینند و گوشهایی است که نمی شنوند......

 در مورد آیه فوق انشالله در بخش بعد توضیح خواهیم داد.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385  نظر بدهيد!
موضوعات

قرآن و عترت

مهدویت

گفتگو

حجاب

چشمه سار عشق

واحد ادب و هنر

واحد معرفت

مطالب علمی

راه محمد صلی الله علیه و آله

واحد ضد صهیونیست

 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 

لينک دوستان

عضویت در گروه اینترنتی انتظار یار

 

امكانات ديگر


 

 
 
 
 
 
 

www.waiting.ir

 

All Right Reserved By alm.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University

این قالب فقط برای وبلاگهای عضو دانشگاه مجازی انتظار تهیه شده است و استفاده از آن در موارد دیگر مستلزم پرداخت هزینه طراحی خواهد بود