تبليغاتX
گروه اینترنتی انتظار یار
 
بسم الله الرحمن الرحیم  به وبلاگ  گروه اینترنتی انتظار یار  خوش آمدید

                  گروه اینترنتی انتظار یار 

   

                

     

  

  

 
  اللهم صلعلی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 

آخرين مطالب ارسالي سایت
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
حق خوري تو روز روشن - قسمت اول جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
حاکم آسمانی جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
شرح جلوه جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
زیباترین غریب! جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
ای بهانه تمام اشک های صبح جمعه ام جمعه بیستم اردیبهشت 1387
جواز یاوریت عطایمان کن! جمعه بیستم اردیبهشت 1387
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب
مهر 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
 


منجی و منجی باوری!

به نام او ...

گرچه پرواز کند، باز بهر کوی بلند         تا به سر منزل عشق، راه درازی دارد

نرسد دست زلیخا به دل یوسف مصر       چون که در خانه دل، عشق مجازی دارد


 
* منجی باوری در آیین هندوها :

فرازی از بشارت آیین هندو به ظهور موعود : « ... در پایان دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را با شمشیری آخته درمی نوردد تا بدی و فساد را نابود کند. آن گاه شرایط برای آفرینشی نو مهیا می شود تا دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.» 

 ــ ورونیکاایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص125.


 ** پایان تباهی

«مردمان آن دوره، گناهکار و ستیزه جویند و چون گدایان بد اقبال، سزاوار هیچ اقبالی نیستند. چیزهای بی ارزش را ارج می نهند، آزمندانه می خورند و در شهرهایی زندگی می کنند که پر از دزدان است. ... در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را ...»

ــ فصلنامه تخصصی در انتظار موعود، ش15، ص 156. به نقل از اساطیر هند، ص 41 و 125.


*** مخلص کلام

دونستن اینکه همه آیین ها و باورها و اعتقادات موجود در سراسر دنیا، نوید بخش حضور سبزی هستند که با خود مهر و مهربانی خواهد آورد؛ و جهان تیره و تاری ـ که همگان می بینیم چگونه رو به سوی تاریکی می نهد ـ را روشنی می بخشد چرا که عطر حضورش، زنده کننده طبیعت وجود آدمی است؛ امیدبخش است و باز علم به اینکه این منجی، امام معصومی است که مهرش از آغاز زندگی خاکی مان در سرشتمان آمیخته است؛ غرور آفرین و مسرت بخش...

اما ...!!!

واقعا حیف است که وقتی نگاهی سطحی می کنیم، می بینیم که عقب مانده ترین گروه از قافله انتظار موعود ماییم!!!

مایی که صاحبان قافله هستیم و انتظار واقعی با حضور آیین ما معنا و مفهوم می یابد، چرا و به چه دلیل باید حتی از قافله هم عقب بمانیم ...!!!

در سرتاسر دنیا همگان دست به فعالیت زده اند و تلاش می کنند دنیا را متقاعد سازند که آن منجی و موعود از آنِ ماست و ماییم امتی که او را یاری می کنیم و امیری ماست که بزودی زود در تمام دنیا سایه افکن خواهد شد!!!

ولی واقعا اینگونه است؟! آیا آنی که حق می گوید ماییم یا که اوست...!!!

البته گفتنش سخت است چون اساسا ما حرفی نزده ایم که بخواهیم روی آن قضاوت کنیم ... و سکوت هم که ملاکی برای قضاوت نیست

فکر کنم! همین الان هم برای به پا شدن خیلی دیر شده اما تا دیرتر نشده و بار پشیمانی اش سنگین تر ، یا علی ...!!!


 **** ای بهار ...

ای نسیم سرخوشی که از کرانه ها عبور می کنی!

ای چکاوکی که کوچ تا به جلگه های دور می کنی!

ای ترنمی که پا به پای رودها وآبّشارها

خلوت سواحل خموش را فضای شو می کنی!

ای راهیان! گر از دیار یار ما عبور می کنید

پرسشی کنید از او که ای بهار! کی ظهور می کنی!

التماس دعا

منتظر کوچولو

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه پانزدهم مهر 1387  نظر بدهيد!
منجی و منجی باوری!

به نام او ...

گرچه پرواز کند، باز بهر کوی بلند         تا به سر منزل عشق، راه درازی دارد

نرسد دست زلیخا به دل یوسف مصر       چون که در خانه دل، عشق مجازی دارد


 
* منجی باوری در آیین هندوها :

فرازی از بشارت آیین هندو به ظهور موعود : « ... در پایان دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را با شمشیری آخته درمی نوردد تا بدی و فساد را نابود کند. آن گاه شرایط برای آفرینشی نو مهیا می شود تا دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.» 

 ــ ورونیکاایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص125.


 ** پایان تباهی

«مردمان آن دوره، گناهکار و ستیزه جویند و چون گدایان بد اقبال، سزاوار هیچ اقبالی نیستند. چیزهای بی ارزش را ارج می نهند، آزمندانه می خورند و در شهرهایی زندگی می کنند که پر از دزدان است. ... در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را ...»

ــ فصلنامه تخصصی در انتظار موعود، ش15، ص 156. به نقل از اساطیر هند، ص 41 و 125.


*** مخلص کلام

دونستن اینکه همه آیین ها و باورها و اعتقادات موجود در سراسر دنیا، نوید بخش حضور سبزی هستند که با خود مهر و مهربانی خواهد آورد؛ و جهان تیره و تاری ـ که همگان می بینیم چگونه رو به سوی تاریکی می نهد ـ را روشنی می بخشد چرا که عطر حضورش، زنده کننده طبیعت وجود آدمی است؛ امیدبخش است و باز علم به اینکه این منجی، امام معصومی است که مهرش از آغاز زندگی خاکی مان در سرشتمان آمیخته است؛ غرور آفرین و مسرت بخش...

اما ...!!!

واقعا حیف است که وقتی نگاهی سطحی می کنیم، می بینیم که عقب مانده ترین گروه از قافله انتظار موعود ماییم!!!

مایی که صاحبان قافله هستیم و انتظار واقعی با حضور آیین ما معنا و مفهوم می یابد، چرا و به چه دلیل باید حتی از قافله هم عقب بمانیم ...!!!

در سرتاسر دنیا همگان دست به فعالیت زده اند و تلاش می کنند دنیا را متقاعد سازند که آن منجی و موعود از آنِ ماست و ماییم امتی که او را یاری می کنیم و امیری ماست که بزودی زود در تمام دنیا سایه افکن خواهد شد!!!

ولی واقعا اینگونه است؟! آیا آنی که حق می گوید ماییم یا که اوست...!!!

البته گفتنش سخت است چون اساسا ما حرفی نزده ایم که بخواهیم روی آن قضاوت کنیم ... و سکوت هم که ملاکی برای قضاوت نیست

فکر کنم! همین الان هم برای به پا شدن خیلی دیر شده اما تا دیرتر نشده و بار پشیمانی اش سنگین تر ، یا علی ...!!!


 **** ای بهار ...

ای نسیم سرخوشی که از کرانه ها عبور می کنی!

ای چکاوکی که کوچ تا به جلگه های دور می کنی!

ای ترنمی که پا به پای رودها وآبّشارها

خلوت سواحل خموش را فضای شو می کنی!

ای راهیان! گر از دیار یار ما عبور می کنید

پرسشی کنید از او که ای بهار! کی ظهور می کنی!

التماس دعا

منتظر کوچولو

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه پانزدهم مهر 1387  نظر بدهيد!
منجی و منجی باوری!

به نام او ...

گرچه پرواز کند، باز بهر کوی بلند         تا به سر منزل عشق، راه درازی دارد

نرسد دست زلیخا به دل یوسف مصر       چون که در خانه دل، عشق مجازی دارد


 
* منجی باوری در آیین هندوها :

فرازی از بشارت آیین هندو به ظهور موعود : « ... در پایان دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را با شمشیری آخته درمی نوردد تا بدی و فساد را نابود کند. آن گاه شرایط برای آفرینشی نو مهیا می شود تا دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.» 

 ــ ورونیکاایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص125.


 ** پایان تباهی

«مردمان آن دوره، گناهکار و ستیزه جویند و چون گدایان بد اقبال، سزاوار هیچ اقبالی نیستند. چیزهای بی ارزش را ارج می نهند، آزمندانه می خورند و در شهرهایی زندگی می کنند که پر از دزدان است. ... در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را ...»

ــ فصلنامه تخصصی در انتظار موعود، ش15، ص 156. به نقل از اساطیر هند، ص 41 و 125.


*** مخلص کلام

دونستن اینکه همه آیین ها و باورها و اعتقادات موجود در سراسر دنیا، نوید بخش حضور سبزی هستند که با خود مهر و مهربانی خواهد آورد؛ و جهان تیره و تاری ـ که همگان می بینیم چگونه رو به سوی تاریکی می نهد ـ را روشنی می بخشد چرا که عطر حضورش، زنده کننده طبیعت وجود آدمی است؛ امیدبخش است و باز علم به اینکه این منجی، امام معصومی است که مهرش از آغاز زندگی خاکی مان در سرشتمان آمیخته است؛ غرور آفرین و مسرت بخش...

اما ...!!!

واقعا حیف است که وقتی نگاهی سطحی می کنیم، می بینیم که عقب مانده ترین گروه از قافله انتظار موعود ماییم!!!

مایی که صاحبان قافله هستیم و انتظار واقعی با حضور آیین ما معنا و مفهوم می یابد، چرا و به چه دلیل باید حتی از قافله هم عقب بمانیم ...!!!

در سرتاسر دنیا همگان دست به فعالیت زده اند و تلاش می کنند دنیا را متقاعد سازند که آن منجی و موعود از آنِ ماست و ماییم امتی که او را یاری می کنیم و امیری ماست که بزودی زود در تمام دنیا سایه افکن خواهد شد!!!

ولی واقعا اینگونه است؟! آیا آنی که حق می گوید ماییم یا که اوست...!!!

البته گفتنش سخت است چون اساسا ما حرفی نزده ایم که بخواهیم روی آن قضاوت کنیم ... و سکوت هم که ملاکی برای قضاوت نیست

فکر کنم! همین الان هم برای به پا شدن خیلی دیر شده اما تا دیرتر نشده و بار پشیمانی اش سنگین تر ، یا علی ...!!!


 **** ای بهار ...

ای نسیم سرخوشی که از کرانه ها عبور می کنی!

ای چکاوکی که کوچ تا به جلگه های دور می کنی!

ای ترنمی که پا به پای رودها وآبّشارها

خلوت سواحل خموش را فضای شو می کنی!

ای راهیان! گر از دیار یار ما عبور می کنید

پرسشی کنید از او که ای بهار! کی ظهور می کنی!

التماس دعا

منتظر کوچولو

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه پانزدهم مهر 1387  نظر بدهيد!
منجی و منجی باوری!

به نام او ...

گرچه پرواز کند، باز بهر کوی بلند         تا به سر منزل عشق، راه درازی دارد

نرسد دست زلیخا به دل یوسف مصر       چون که در خانه دل، عشق مجازی دارد


 
* منجی باوری در آیین هندوها :

فرازی از بشارت آیین هندو به ظهور موعود : « ... در پایان دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را با شمشیری آخته درمی نوردد تا بدی و فساد را نابود کند. آن گاه شرایط برای آفرینشی نو مهیا می شود تا دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.» 

 ــ ورونیکاایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص125.


 ** پایان تباهی

«مردمان آن دوره، گناهکار و ستیزه جویند و چون گدایان بد اقبال، سزاوار هیچ اقبالی نیستند. چیزهای بی ارزش را ارج می نهند، آزمندانه می خورند و در شهرهایی زندگی می کنند که پر از دزدان است. ... در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را ...»

ــ فصلنامه تخصصی در انتظار موعود، ش15، ص 156. به نقل از اساطیر هند، ص 41 و 125.


*** مخلص کلام

دونستن اینکه همه آیین ها و باورها و اعتقادات موجود در سراسر دنیا، نوید بخش حضور سبزی هستند که با خود مهر و مهربانی خواهد آورد؛ و جهان تیره و تاری ـ که همگان می بینیم چگونه رو به سوی تاریکی می نهد ـ را روشنی می بخشد چرا که عطر حضورش، زنده کننده طبیعت وجود آدمی است؛ امیدبخش است و باز علم به اینکه این منجی، امام معصومی است که مهرش از آغاز زندگی خاکی مان در سرشتمان آمیخته است؛ غرور آفرین و مسرت بخش...

اما ...!!!

واقعا حیف است که وقتی نگاهی سطحی می کنیم، می بینیم که عقب مانده ترین گروه از قافله انتظار موعود ماییم!!!

مایی که صاحبان قافله هستیم و انتظار واقعی با حضور آیین ما معنا و مفهوم می یابد، چرا و به چه دلیل باید حتی از قافله هم عقب بمانیم ...!!!

در سرتاسر دنیا همگان دست به فعالیت زده اند و تلاش می کنند دنیا را متقاعد سازند که آن منجی و موعود از آنِ ماست و ماییم امتی که او را یاری می کنیم و امیری ماست که بزودی زود در تمام دنیا سایه افکن خواهد شد!!!

ولی واقعا اینگونه است؟! آیا آنی که حق می گوید ماییم یا که اوست...!!!

البته گفتنش سخت است چون اساسا ما حرفی نزده ایم که بخواهیم روی آن قضاوت کنیم ... و سکوت هم که ملاکی برای قضاوت نیست

فکر کنم! همین الان هم برای به پا شدن خیلی دیر شده اما تا دیرتر نشده و بار پشیمانی اش سنگین تر ، یا علی ...!!!


 **** ای بهار ...

ای نسیم سرخوشی که از کرانه ها عبور می کنی!

ای چکاوکی که کوچ تا به جلگه های دور می کنی!

ای ترنمی که پا به پای رودها وآبّشارها

خلوت سواحل خموش را فضای شو می کنی!

ای راهیان! گر از دیار یار ما عبور می کنید

پرسشی کنید از او که ای بهار! کی ظهور می کنی!

التماس دعا

منتظر کوچولو

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه پانزدهم مهر 1387  نظر بدهيد!
حق خوري تو روز روشن - قسمت اول
حق خوري تو روز روشن

 

حقوق آقامون، بر ما خيليه و الطاف و مراحمشون، غير قـابـل شمارشه...

همچون دريـاي خـروشـان و مـواجي است كه غواصي در آن ممكن نيست... ولي به مقدار كف دستي برمي گيريم، به نيت قربت... توكل به خدا !

 

 اول : حق وجود و هستي

 خـداونــد بــه بــركـت وجـود آن حضرت(ع) مـن و تـو و هر موجودي رو آفـريــد و اگـر ايـشـون نـبـود، هيـچ كس نبود...(فرمول جالبيه...نه؟!) حتي زمـيـن و فـلك هم اجـازه وجـود پيـدا نمي كرد...

خود حضرت در توقيعي(نامه) اينطور مي فرمايند: «نَحنُ صَنائِعِ َربنا و الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا...»1

طـبـق مـعـمـول بعضي از شيعه ها(!) گفتند يعني چي؟! يعني خدا آفرينش و روزي دادن خلـق خـدا رو داده دست ائـمه(ع)؟! اصـلا مگه ميشه؟! و يه عده ديـگـه گفتند: چـرا نـشـه؟مـيشـه،خـيلي خـوبم ميشه...

 خلاصه درگيري بالا گرفت و سؤال بردند پيش خود امام زمان(روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء).

 ايـشـون هـم فـرمـودنـد:

«خداوندتعالي خود اجسام را آفريده و روزي ها را تـقسيـم كـرد، زيرا كه نه جسم است و نه در جسمي حلول كرده، هيچ چيز مـثـل او نـيست و اوسـت شنـواي بيـنــا، و امـا امـامـان؛

 از خـداونـد تـعـالي درخــواست مي كـنـنـد و او مـي آفــريـنـد و او روزي مـي دهد، بـه خـاطـر اجابت درخواست آن ها و تعظيم حق ايشان.»2

پس تا اينجا نتيجه ميشه چي؟!

 امام زمان(ع) و پدران بزرگوارشون(ع) واسطه هستند در رسانــدن فيـض هاي الـهي به ساير مخلوقات 

 و بــه همين معني در  دعاي ندبه اشاره شده كه :

 «أيـنَ السَّبـبُ المُتـّصِـلُ بـَيـنَ الأرضِ و السَّمــاءِ؛ كجاست آن وسيله اي كه فيوضات آسمان را به اهل زمين ميرساند؟»

 حــالا اگــه زحمتـي نيست... يه دعايي، صلواتي،واسه سلامتي و تعجيل در فرج آقاي غريبمون(ع)، بفرستين...

  راستي! دعاي فرج توي قنوت نماز فراموش نشه...

اللهم عجل لوليك الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه و شيعته و الذابين عنه و المسارعين اليه في قضاء حوائجه و الممتثلين لاوامره والمحامين عنه والسابقين الي ارادته و المستشهدين بين يديه3

 

  پی نوشت ها :

 1. الاحتجاج، ج 2، ص 278.

 2. همان، ص 284.

 3. فرازي از دعاي عهد ــ مفاتيح الجنان

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387  نظر بدهيد!
حاکم آسمانی
رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی ـ که درود خدا بر او و خاندان پاکش ـ می فرمایند :
 

 اَلمَهدِیُّ سَمحٌ بالمالِ شَدیدٌ عَلَی العُمّالِ حَسیمٌ بالمَساکِینَ .

روزگار رهایی، صفحه 600

 

حضرت مهدی(ع)، بخشنده ای است که مال به وفور می بخشد و بر مسئولین کشوری بسیار سخت می گیرد و بر بی نوایان رئوف و مهربان است.

 

Mahdi (peace be upon him) is so generous that grants a lot of wealth and is severe to the state officials and affectionate and compassionate to the helpless people

 

 

 " تو می آیی تا عطر گرم عطوفت را در کوچه پس کوچه های سرد دنیا جاری سازی... آه! من از حقارت دنیا دلتنگم. می دانم آن روز دنیا چه وسعتی خواهد یافت و ... تو عاطفه را در چه حجم گسترده ای معنا خواهی کرد."

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387  نظر بدهيد!
زیباترین غریب!
چندی پیش پرسشنامه ای مهدوی بین جوانان دبیرستانی یکی از استان های مذهبی توزیع گردید تا سطح معرفتی ایشان نسبت به امام زمان(ع) سنجیده شود. در پاسخ به این پرسش که :

 

«آیا حاضرید روز ظهور امام زمان(ع) همین جمعه باشد ؟»

 

 بالای 70 % از پرسش شوندگان پاسخ داده بودند:

 «خیر؛ چون اگر آقا در همین جمعه ظهور نمایند، گردن ما را با شمشیرشان خواهند زد.» !!!

 حال پرسش اساسی این است که ما چه تصویری از سیمای مهدی موعود به جوانانمان ارائه داده ایم که از ظهور فرخنده اش این چنین نگران و هراسان گشته اند؟ آیا این است حق معرفت نسبت به مهربان ترین انسان روی زمین ؟!

 ... همو که به ظهور رساننده رحمت و محبت بی پایان الهی برای تمام جهانیان است؛ حتی برای کافران و ملحدان، تا چه رسد به مسلمانان و محبان و شیعیان ؟!

 

 «زیباترین! چقدر غریبی میان ما ! آخر چرا ؟

انگار خفته ایم! انگار مرده ایم! انگار رفته ای به بیابان بی کسی !

 گویی نشان نمانده از آن خیمه گاه نور !

 شاید گسسته ای ! ... نه! نه! ما تو را ز شهر تبعید کرده ایم،

 ما دلبریده مردم از عشق نا امید ! ما مردم پلید !!!

 آه ای فرید، دل بسته ای به شفق چرا مهربان رفیق ؟!»

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387  نظر بدهيد!
جواز یاوریت عطایمان کن!
... آقاجان!

 شنیده ایم که یاورانت، "دلیر مردانی نستوه و استوارند که ایمان به خداوند بند بند وجودشان را دربرگرفته است.آنان به اوج توحید و معرفت الهی دست یافته و به نهایت درجه باور و ایمان قلبی رسیده اند. خداوند آنان را به نور محبت و معرفت خویش هدایت فرموده است..."

 اما دریغ از چنین وصفی در تار و پود وجودی ما ...

 هر چه بیشتر می خوانیم، کمتر می جوییم! و این نا امیدی است که نفرت از خود را برای ما ارمغان آورده است. چه کنیم؟ چه می توانیم کنیم ... این المَفَرّ ؟

 جز این است که تنها مفر و ملجأ ما، دامن پر مهر توست!

جز این است که دست نیاز به درگاه تو، چون گوهری در وجود تاریک و ظلمانی ما می درخشد...

 آه ! که چقدر انتظار سخت است ... برای ما ؟ نه !

 برای تو آقاجان !

 چقدر مشتاقی برای ما

 و چقدر بی تابی برای به آغوش کشیدن ما

 دریغا ! که ما هنوز اندر خم کوچه خواهش ها و تمنیات پوچ و بی ارزش نفسانی خویشیم ...

 آقاجان ! تمنا داریم یک بار دیگر ما را شفیع باشی و در

 آستان مهر و محبتت، راهمان دهی تا با تکیه بر آن دستان پر عطوفت، جرأت توبه کردن را بازیابیم ...

 با صلابت قریاد بزنیم که

 خدایا !

 به پشتوانه آقایمان حجت ابن الحسن  ـ که جانهای همه مشتاقان بفدایش ـ آمده ایم تا عهدی دوباره ببندیم ...

 ... آمده ایم تا لیاقت یاوری دردانه ات را به ما عطا کنی

 الها !

 ما کجا و خوان رحمتت ... می دانیم ! اما اگر نبود گرمای حضور آقایمان، سرورمان، هرگز پای آمدنمان نبود ...

کرم نما و ببخش ...

 

 " امروز شیهه اسبان و هلهله سواران

 نام تو را به چکاد سربلندی نشانده اند.

 ... سبزپوشان سپاه

 با قامتی کشیده چونان سرو سبز

 بسان کوه شکیبا و صخره با صلابت

 پابرجا تو را فریاد می کنند.

 به راستی که خدای اینان را به نور معرفت خویش هدایت فرموده است."

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه بیستم اردیبهشت 1387  نظر بدهيد!
به نام نامی ات ...
وضویی زلال می گزارم و برای او می نگارم :

به نام پروردگار بهار، خداوند کوهسار، کردگار آبشار، بیدارگر درختان از برگ ریزان و نگارگر شکوفه ریزان

 به عنایت رحمان، به عون رحیم :

 اللهم رب النور العظیم ...

 

***

به نام نامی ات

 به شوق شادمانی ات

دوباره صفحه های بی صدا ترانه خوان

 و پاره های بی نگار پرنگار شدند

 و باز های و هوی عاشقانه در گرفت

 سرورا

 این نگاره ها و دل نوشته ها

 شاهکار توست

 و ما در این میانه هیچ کاره ایم

 دلبرا

 به سوی توست چشم هایمان

 پیشکش به تو اشک هایمان

 بیا جلا بده به نور خود قلب هایمان

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387  نظر بدهيد!
انتظار، راه وصال
 

با فضیلت ترین جهاد

 پیامبر اعظم(ص): «پر فضیلت ترین جهاد امت من، انتظار فرج است.» بحارالانوار،ج77،ص143

انتظار، راه وصال

 بدترین اسارتها، «خو گرفتن به وضع موجود» و «سوختن و ساختن در وضع نامطلوب» و پست ترین بردگیها، «سستی و خمودی و درجا زدن» و «تلاش نکردن برای رسیدن به آینده ای حیات بخش و مطلوب» می باشد.

 تأکید رسول خدا(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بر فضیلت انتظار، در حقیقت آگاه کردن انسانها از اشتباه بودن «رضایت دادن به وضع نامطلوب» و فراخوانی ایشان به «نواندیشی و پویایی برای رسیدن به وضع مطلوب» است.

 آری، انتظاری حقیقی است که تحول آفرین، اندیشه ساز، نیروبخش و مجاهد پرور باشد و شخص منتظر را به عرصه جهادی همه جانبه برای زمینه سازی ظهور در عرصه های فردی و اجتماعی وارد گرداند.

 مطمئن باشیم که اگر کسی صادقانه و منتظرانه در راه امام زمان ارواحنافداه و زمینه سازی ظهور آن حضرت تلاش نماید، سرانجام خداوند روزنه ای به سویش خواهد گشود: « الذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا؛ آنان که در راه ما تلاش و مجاهده نمایند، به یقین به راه های خویش هدایتشان خواهیم کرد».

 

واحد مهدویت

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
سرچه باشد که بپای تو گذارم آن را
 

 سر چه باشد که بپای تو گذارم آن را

 جان چه قابل که تو از من بپذیری جان را

 عـشـق و عـقـل و دل و دیـنـم هـمـه فـرمـان دادنـد

 کـه بـه ایـمـای تــو از کـف بـدهـم ایـمـان را

 دیـــــــده آن روز شــــود قــــابــــل دیـــــدار رخــت

 کـه ز خــونــاب جـگــر سـرخ کنـد دامــان را

 عمر بگذشت و قدم گشت خم و شانه شکست

 چــنــد بــایــد بـکـشـم بــار غـم هـجـران را

 کــو بــکــوتــر شــدم از بــاد بــه صـحـرای غـمت

 چــه شـود دسـت بـگـیـری من سرگردان را

 بــا گــل روی تــو کـس رو نـکنـد سـوی بهشت

 بـــگـــشـــا رخ کـــه بـبـنـدنـد در رضـــوان را

 آن چــنــان بــی تــو زنــم نـاله در این فصل بهار

 کــه بــه آتــش بــکشم باغ گل و بستان را

 یـــــوسـف مـصــر ولایــــت چــه شــود بــار دگر

 بــــوی پــیـــراهــن تــو زنــده کنـد کنعان را

 ای مسـیـحـــای حـیـــات بـشـریـــت بـشتــاب

 کـــه بـبـخـشی بـوجـود بــشـریــت جــانــرا

 تــو ز گـمـگـشــتــه ســـادات خبر داری و بس

 چــه شــود آیـی و بــر مــا بـنـمــایـی آن را

«میثم» از سلسله فتنه وهابیت

یـوسف فـاطمه آزاد کند قرآن را *

 * نخل میثم ... غلامرضا سازگار(میثم)

 

واحد مهدویت 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
شکوای سبز
 

شکوای سبز

فردا مادر صبر و استقامت خواهد آمد و ناشکیبایی ها را با اشک شِکوه هایمان خواهد زدود.

 فردا پدر مهربانی ها خواهد آمد و با حضورش گرمای شفقت و مهر را در چشم های منتظران خواهد نشاند.

 فردا خواهر بی قراری هایمان خواهد آمد و با خروش افشاگرش مزبله های تزویر را خواهد زدود.

 فردا برادر تشنگی هامان خواهد امد و با زمزم صلابتش، ما را در مرز فرات سیراب خواهد کرد.

 فردا رسول صفا از غار حرا خواهد آمد و رخصت طواف کعبه عشق را خواهد داد.

 فردا جبرییل وحی بر صور اسرافیل خواهد دمید و ملک الموت بر خرابه های استبداد خواهد نشست.

 فردا پیشوای عشق و خشم خواهد آمد، عشق را به میهمانی نسیم خواهد برد و خشم را ارمغان خیبر یهودیان خواهد کرد.

 فردا با امتزاج رعد و صاعقه، ترنم باران و تجلی نور، امام اهورائیان خواهد آمد و ملکه آتش بر فراز آتش کده ها، چون سرو، بر کرشمه، خواهد رقصید.

 فردا شرابه های نور بر تارک ظلمت زمین هبوط خواهد کرد.

 فردا کوثر خواهد آمد.

 فردا من، تو، فردا ما، جمعه، او خواهد آمد.

 

واحد مهدویت

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه چهارم شهریور 1385  نظر بدهيد!
موعود من!

سپیده سر می زند

موعود من وقتی می آید که غنچه های عشق، که شعله های روشنایی، که خرمن سپیده میان ظلمتکده دل ها روییده باشد.

موعود من وقتی می آید که یاقوت های اشک روی گونه های من ضیافتی بی پایان برپا کرده باشند.

 موعود من وقتی می آید که دلها همه آبی شود و خون عشق در شریانها جاری گردد و خوشه های زندگی در دشتهای خشک به رویش نشیند؛ آنگاه برهوت ها بَدَل به برکه های روشن آب می شوند و موج های زندگی در آن تلاطم می ایستند. آری با آمدن او هستی در جذر و مدی دیگر به تکاپو می افتد..

 

 

جان جهان1

 

بتو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا

جز تو ای جان جهان دادرسی نیست مرا

 

 عاشق روی توام ای گل بی مثل و مثال     بخدا غیر تو هرگز هوسی نیست مرا

با تو هستم ز تو هرگز نشدم دور، ولی      چه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا

پرده از روی بینداز بجان تو قسم         غیر دیدار رُخت ملتمسی نیست مرا

گر نباشی برم ای پردگی هر جایی     ارزش قُدس چئ بال مگسی نیست مرا

مده از جنت و از حور و قصورم خبری

جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا

 1. برگرفته از دیوان امام خمینی رضوان الله تعالی علیه

 

هر شب و روز در انتظار

 امام صادق(ع): در هر شب و روزت، منتظر ظهور صاحبت باش! همانا که خداوند هر لحظه در کاری است و هیچ کاری او را از کار دیگر باز نمی دارد. بحارالانوار،ج95،ص157

انتظار، زیباترین ترنم روزگار

 هر صبح و شام، بلکه هر لحظه، باید در انتظار مقدم فرخنده اش نشست؛ چراکه رستن از تمام بدی ها و دل بستن به تمام خوبی ها جز با ظهور مقدس او ممکن نیست. انتظار ظهور، آمادگی برای رهیدن از تمام زشتی هاست. انتظار ظهور، آرزومندی برای تحقق تمام فضیلت ها و شرافتها است. انتظار ظهور، چشمداشت رهایی از ظلم و بیداد و تحقق عدل و داد است. انتظار ظهور، تجدید قوا برای تحولی عظیم و انسانی است. انتظار ظهور، حرکتی پرشتاب به سوی حیاتی پاک و نورانی است.

ای دل اگر عاشقی، در پی دلدار باش!     بر در دل روز و شب، منتظر یار باش!

دلبر تو جاودان، بر در دل حاضر است     روزن دل برگشا! حاضر و هوشیار باش!

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد مهدویت

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385  نظر بدهيد!
پس کی میاد ؟

پـــــس چـــــــرا تــــــا حـــــــالا

  امـــــام زمـــــــــان عج

ظـهـور نـکـرده ؟

***

« زمـــان ظـهــور »

قسمت دوم

***

پرسش : چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تاکنون ظهور نکرده است؟

   پاسخ : ادامه ... اکنون در پرتو همین مبانی، و همساز با موقعیتهای عینی و خارجی، موضع گیری امام مهدی(ع) را، بررسی می کنیم.

  مسلماً انقلاب امام(ع) نیز، مانند هر دگرگونی اجتماعی دیگر، از جهت اجرا به موقعیتهای اجتماعی بستگی دارد؛ که باید همساز با آن موقعیتهای معین، پیش آید. زیرا حضرت مهدی(عج) خود را برای اقدامی اجتماعی و در سطحی محدود، آماده نکرده، بلکه رسالتی که از سوی خداوند برای او تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتی می باشد، به صورتی که همه افراد بشر از تاریکی های ستم و بیداد، به فروغ دادگری راه یابند.

 برای چنین دگرگونی بزرگی، تنها  یک رهبر شایسته، کافی نیست، زیرا ویژگیهای یک رهبر شایسته را پیامبر(ص) در همان روزگار سیاه در خویش داشت، بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانی مساعد و یک فضای عمومی مناسب نیز هست تا موقعیت های خارجی مطلوب را برای انجام انقلاب جهانی آماده سازد.

 از دیدگاه انسانی که بنگریم، باید «احساس نابودی مداوم» در انسان متمدن ایجاد شود و یک انگیزه اساسی در درونش پدیدار گردد و رسالت دادگرانه مهدی(عج) را بپذیرد و تنها با تجربه های اجتماعی، مدنی و سیاسی گوناگون امکان دارد چنین احساسی در درون انسانها جای گیرد، زیرا با تجربه مکتبها و ... می تواند بارگرانی از نقاط منفی به دوش خود بیابد و نیازمندیهای او را به یاری جویی از سرشت پاک و جهان نهان آشکار سازد.

 از دیدگاه مادی نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، برای انجام رسالت مهدی(عج)، بر تمامی جهان، باید آمادگی و توانایی بیشتری داشته باشند، تا در روزگاری همچون زمان غیبت صغری؛ زیرا که بخش های جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط و پیوند میان انسانها بهتر انجام می گیرد. ارتباط و پیوندی که دستگاه رهبری مرکزی، برای پرورش مردم، بر بنیاد رسالت، به آن نیاز دارد.»1

 

 پی نوشت :

 1. بحث حول المهدی، شهید آیة الله صدر، ص 75.

 

 

 

تهیه شده در واحــد مــهــدویـــت  گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385  نظر بدهيد!
زمان ظهور

پـــــس چـــــــرا تــــــا حـــــــالا

  امـــــام زمـــــــــان عج

ظـهـور نـکـرده ؟

***

« زمان ظهور »

قسمت اول

 

 پرسش : چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تاکنون ظهور نکرده است؟

   پاسخ : پیروزی هر انقلاب و هر فعالیت اجتماعی، به یک سلسه شرایط و موقعیتهای عینی و خارجی بستگی دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط نمی تواند به هدفش برسد. اگرچه قسمتی از شرایط و موقعیت های انقلاب مهدی عج آسمانی و خدایی است و جنبه آسمانی دارد، اما اجرای کلی مأموریت وی، به گرد آمدن شرایط عینی و خارجی وابسته است.

 همان گونه که آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد، و آنگاه ندای آخرین رسالت آسمانی را از سوی پیامبرکرم(ص) بشنود؛ این انتظار، یعنی اجرای برنامه الهی هم مستلزم تحقق موقعیت های عینی و خارجی است، یا عواملی است مانند محیط مساعد و فضای عمومی مناسب و یا بعضی ویژگیهای جزیی که جنبش دگرگونی بخش از لا به لای پیچ . خمهای جزیی، در جستجوی آن است.

 سنت تغییرناپذیر خداوند سبحان، براین است که اجرای انقلاب اسلامی حضرت مهدی(عج) نیز به موقعیت های خارجی و پذیرنده ای که محیط مساعد و فضای عمومی را برای درک و پذیرش انقلاب آماده می سازد، وابسته باشد، و به همین دلیل هم بود که اسلام پس از گذشت چندین سده از پایان کار انبیای پیشین و ایجاد حلأ تلخ چند صد ساله، ظاهر شد. خداوند با همه توانایی اش، در هموار ساختن تمامی مشکلات راه رسالت پیامبر، و ایجاد محیط مساعد برای ابلاغ این رسالت، نخواست چنین شیوه ای را به کار گیرد، بلکه با ابتلا و آزمایش، که تکامل بخش انسانند، کار کلی انقلاب الهی را به گونه ای طبیعی و بر بنیادها و عوامل اجتماعی صورت داد.

 البته این ویژگی، مانع نیست که گهگاه، در پاره ای از جزئیات دخالت خداوندی، از راههای غیرعادی انجام پذیرد، زیرا جزئیات در ساختن محیط مساعد نقش اساسی ندارد و فقط گاهی برای حرکت در محیط مناسب، لازمند. یاری ها و توجهات عینی ای که خداوند متعال در لحظات دشوار به رهبران الهی می فرماید، از این گونه اند. برای پاسداری رسالت ابراهیم، آتش نمرود را بر او سرد و سلامت می کند، و دست آن مرد یهودی که با شمشیر بر بالای سر پیامبر(ص) ایستاده، از حس می افتد و توانایی حرکت و تکان را گم می کند، یا باد شدیدی می وزد و پرده های دشمنان حق را که در روز خندق، مدینه را محاصره کرده اند، از بیخ و بن برمی اندازد و هراس در دل انها می افکند. اما همه اینها از یک سلسه امور جزئی و کمک در لحظاتی قاطع، فراتر نمی رود، و باید پیش از این کمکها، زمینه و فضایی مساعد برای دگرگونی عمومی موجود باشد.

 انشاءالله هفته آینده در پرتو همین مبانی و همساز با موقعیتهای عینی و خارجی، موضع گیری امام مهدی عج را بررسی می کنیم....

 ادامه دارد...

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385  نظر بدهيد!
پنهان بودن یا نامرئی بودن؟!

آیا شخص شریف امام مهدی(عج)از نظر پنهان است؟

 یا جسم و شخص حضرت دیده می شود

ولی کسی ایشان را نمی شناسد ؟

قسمت دوم ـ پایانی

***

پرسش : آیا شخص شریف امام مهدی(عج) از نظر پنهان است؟ یا جسم و شخص حضرت دیده می شود ولی کسی ایشان را نمی شناسد؟

   پاسخ : پس از بیان مقدمه، در جواب سؤال، عرض می شود که اگرچه فلسفه و صحت و فایده غیبت به هریک از دو نحو حاصل می شود، و این جهات، که امر امام(ع) مخفی باشد و کسی او را نشناسد، و نتواند به دیگری بشناساند یا متعرض ایشان گردد، و سایر هدفها و مقاصدی که در غیبت آن حضرت است، در هر حال حاصل است.

 اما از جمع بین روایات و حکایات تشرف افراد به خدمت آن حضرت، و استفاده بعضی از آن روایات از بعضی دیگر، دانسته می شود که به هر دو شکل وقوع دارد، بلکه گاهی در زمان واحد هر دو شکل واقع شده است، به طوری که یک نفر ایشان را دیده و نشناخته، و دیگری اصلاً ندیده است. چنانکه پیغمبراکرم(ص) را در بعضی وقایعی که به آن اشاره شد، عده ای می دیدند و عده ای نمی دیدند.

 خلاصه، در غیبت صغری، بعضی مواقع که مکان آن حضرت معلوم بوده است، غیبت غالباً به غیبت شخص و جسم، بلکه در بعضی حکایات مکان و منزل نیز بوده است و ای بسا که بعضی از نایبان امام(ع) از مکان آن حضرت مطلع بوده اند و می دانسته اند کجا تشریف دارند ولی با این وجود در آن مکان دیده نمی شوند.

 در غیبت کبری هم امکان دارد که نسبت به اغلب و اکثر موارد، غیبت جسم باشد و در بعضی فرصتها و مناسبتها و بعضی زمانها و مکانها، و نسبت به بعضی افراد، امکان رؤیت جسم حاصل باشد، چه آنکه در حال دیدن، آن حضرت را بشناسد( که به ندرت اتفاق می افتد) یا اینکه بعد از تشرف و سعادت دیدار، ملتفت شوند، یا اصلا توجه پیدا نکنند.

 گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟              گفتا تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است

 مطلبی که توجه به آن مناسب می باشد، این است که غیبت جسم، بدون اعجاز و خرق عادت واقع نمی شود، اما غیبت به نام و عنوان و شناخته نشدن، به طور عادی نیز واقع می شود، هر چند در بعضی مواقع استمرار آن یا جلوگیری از التفات اشخاص به استعلام و طلب معرفت، محتاج به خرق عادت و تصرف در نفوس است که خداوند قادر متعال برای تحقق اراده خود و حفظ ولی امر خود، تمام اسباب عادی و غیرعادی آن را به توسط خودِ ولیّ، یا مستقیماً هر طور که مصلحت باشد فراهم می سازد.*

 

 پی نوشت :

 * اقتباس از کتاب «پاسخ به ده پرسش»، صافی گلپایگانی، ص87.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

واحد مهدویت

 

  

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385  نظر بدهيد!
پنهان بودن یا نامرئی بودن؟

آیا شخص شریف امام مهدی(عج)از نظر پنهان است؟

 یا جسم و شخص حضرت دیده می شود

ولی کسی ایشان را نمی شناسد ؟

***

« پنهان بودن یا نامرئی بودن؟! »

قسمت اول مقدمه

 

 پرسش : آیا شخص شریف امام مهدی(عج) از نظر پنهان است؟ یا جسم و شخص حضرت دیده می شود ولی کسی ایشان را نمی شناسد؟

   پاسخ :

 مقدمه : باید دانست که غیبت جسم شخص یا اشیاء دیگر و مخفی ماندن فعل و عمل انسان از انظار حاضرین در تاریخ معجزات و کرامات انبیاء و اولیاء و خواص مؤمنین بی سابقه نیست، و مکرر اتفاق افتاده است.

 از جمله، در تفسیر آیه کریمه «و چون تو قرآن تلاوت می کنی، ما میان تو و آنها که از جهل و عناد به خدا و آخرات ایمان ندارند، حجابی بداریم، که آنها از فهم حقایق مستور مانند.» علاوه بر آنکه ظاهرا آیه دلالت بر اینکه خدا رسول اعظم(ص) را در هنگامی که قرائت قرآن می نمود، از کفاری که قصد آزار و اذیت آن حضرت را داشتند، مستور می دارد؛ در بعضی از تفاسیر نیز آمده که خداوند پیغمبر(ص)، را در هنگام قرائت قرآن، از ابوسفیان و نفربن حارث و ابوجهل و حمالة الحطب، مستور می فرمود، و آنان می آمدند و از نزد آن حضرت می گذشتند، اما او را نمی دیدند.1 

  در وقت هجرت از مکه معظمه به مدینه طیبه نیز بر حسب تواریخ معتبر، مشرکین که بر در خانه پیغمبر(ص) برای کشتن او اجتماع کرده بودند، شخص آن حضرت را ندیدند، پیغمبر بعد از آن که علی(ع) را مأمور فرمود در بستر او بخوابد، بیرون آمد و مشتی خاک برگرفت و بر سر آنها گذارد.«یس، و القرآن الحکیم» را تا «فهم لا یبصرون» قرائت کرد و از آنها گذشت و کسی او را ندید.2

 و نیز در تفسیر آیه کریمه: «و جعلنا من بین ایدیهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون» در کتابهای تفسیر، روایاتی است که دلالت بر این موضوع دارند.3

 در تاریخ زندگی امامان علیهم السلام نیز شواهد بسیاری بر این موضوع است، مانند، غایب شدن حضرت زین العابدین(ع) از نظر مأموران عبدالملک مروان که علاوه بر علمای شیعه، علمای اهل سنت مثل ابن حجر نیز آن را روایت کرده اند.

 بنابراین، مسأله غایب شدن شخص، مسأله ای است واقع شده و سابقه دار، و اما ناشناخته ماندن با غایب نشدن شخص، بسیار ساده است و در بسیاری از موارد محتاج به اعجاز و خرق عادت نمی باشد و همواره اشخاص را می بینیم که جسم آنها در نظر ماست، ولی آنها را نمی شناسیم.

 

 ادامه دارد...

 پی نوشت :

 1 ـ تفسیر مجمع البیان، علامه طبرسی، ج 3، ص645.

 2 ـ  سیره ابن هشام،ج2،ص95. طبقات ابن سعد،ص228. کامل ابن اثیر،ج2،ص103..

 3 ـ التبیان، شیخ طوسی،ج8،ص445. مجمع البیان، علامه طبرسی،ج4، ص652.

 

 

تهیه شده در واحــد مــهــدویـــت

 گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

  

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه پانزدهم تیر 1385  نظر بدهيد!
طول عمر... قسمت آخر

 آیا امکان طول عمر

در طی تاریخ بوقوع پیوسته

و مصداق خارجی دارد؟

قسمت پایانی

***

پرسش : به فرض امکان طول عمر، آیا این مسئله در طول تاریخ بوقوع پیوسته و مصداق خارجی دارد؟

   پاسخ : در پاسخهای قبل، امکان طول عمر را با دلایل تاریخی و نقلی ثابت کردیم اما دلایلی دیگر  بر این مدعا :

 

 3 ـ دلیل شرعی :  از ویژگیهای بسیار روشن دین اسلام، جهانی بودن آن است، و در اولین مرحله بر امام و خلیفه معصوم مسلمانان واجب است که از طریق جهاد یا غیر آن، این دعوت را به تمام نواحی جهان برساند، چرا که اسلام، یک نظام اجتماعی انقلابی است و آمده است تا تمام نظامهای فاسد اجتماعی حاکم را از بین ببرد.

 بدیهی است که در شرایط انقلاب، خراب کردن و از نو ساختن، احتیاج به گذشت زمانی طولانی دارد تا در این مدت، انقلابیون با تمام امکانات به سوی ریشه کن ساختن باقیمانده نظامهای اجتماعی سرنگون شده بشتابند.

 از طرفی ما می دانیم که روزگار، به پیغمبر(ص) مهلت کافی نداد تا بناهای فساد گذشته را کاملا خراب کند و نظام نوینی که مطابق با اهداف عالیه اش بود، بطور کامل، به اجرا درآورد. و بعد از آن حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نیز به دلیل مشکلات زیاد و جریانهای سیاسی که از قبل یا در زمان خلافتش وجود داشت، موفق به عملیات انقلابی نشد. و فرزندان معصوم او هم به علت عوامل سیاسی و زمینه های اجتماعی نتوانستند به این مهم دست یازند.

 اکنون نوبت به امام غایب و منتظر(عج) رسیده و ناچار این مهم، باید به دست او انجام شود، که او آخرین معصوم در روی زمین و تحقق بخش هدفی است که خداوند در قرآن فرموده: «خدا کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا وی را بر همه ادیان غلبه دهد.»1

 

   4. دلیل علمی و تجربی : خلاصه این دلیل این است که جمعی از دانشمندان علوم جدید، از قبیل دکتر الکسیس کارل، دکتر جاک لوب، دکتر ورن لویس و همسرش و نیز افرادی دیگر، در انجمن علمی «راکفلر» نیویورک، دست به یک سلسله آزمایشهایی روی اجزای انواع مختلف از گیاهان و جانداران و انسانها زدند. میان این آزمایشها، آزمایشهایی بود که بر روی قسمت هایی از اعصاب انسان و عضلات و قلب و پوست و کلیه های او انجام گرفت، و در نتیجه ثابت شد که این اجزاء، تا وقتی که از تغیه کافی و کامل و بهداشت مناسب برخوردار باشند، و عارضه ای از خارج به آنها نرسد، زنده و باقی می مانند، و سلول هایشان پیوسته در حال رشد و نمو هستند.2

 و ما می دانیم که امام به جهت علم وسیعی که دارد بهترین کسی است که می تواند به خوبی رعایت بهداشت و سلامت را بنماید.

 سخن آخر اینکه، هرکس به اخبار وارده، در خصوص امام غایب(ع) از پیغمبراکرم(ص) و سایر امامان(ع) مراجعه نماید، خواهد دید که نوع زندگی آن حضرت را به طریق خرق عادت معرفی کرده اند. و البته خرق عادت غیر از محال است، و از راه علم هرگز نمی توان خرق عادت را نفی کرد. زیرا هرگز نمی توان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار می کنند، تنها همانهایی هستند که ما آنها را دیده ایم و می شناسیم و دیگر اسبابی که ما از آنها بی اطلاعیم، یا آثار و اعمال آنها را ندیده ایم و یا نفهمیده ایم، وجود ندارد. از این رو، ممکن است که در فردی یا افرادی از بشر اسباب و عواملی بوجود آید که عمری بسیار طولانی ـ هزار یا چندین هزار ساله ـ برای ایشان تأمین نماید، و از اینجاست که جهان پزشکی تاکنون از پیداکردن راهی برای عمرهای بسیار طولانی نومید و مأیوس نشده است.3

   نتیجه : با آنچه در مسئله امکان طول عمر گذشت و آنچه در این مقال گفته شد، جای تردیدی باقی نمی ماند که طول عمر امام زمان(عج) نه تنها ممکن است، بلکه از زمان غیبت کبری تاکنون استمرار داشته و تا اذن ظهور حضرتش توسط خداوند متعال، ادامه خواهد داشت.

 آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست// هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

 پی نوشت :

 1 ـ سوره صف، آیه 9، این آیه در تفسیرهای قرآن تز جانب امامان معصوم(ع) به امام زمان(عج) تفسیر شده است.

 2 ـ  در انتظار امام، عبدالهادی فضلی، ترجمه روحانی، ص61.

 3 ـ شیعه در اسلام، علامه طباطبایی، ص 151 .

 

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه سی ام خرداد 1385  نظر بدهيد!
معمرین

 آیا امکان طول عمردر طی تاریخ بوقوع پیوسته و مصداق خارجی دارد؟

***

« نمونه های طول عمر در تاریخ »

قسمت اول

پرسش : به فرض امکان طول عمر، آیا این مسئله در طول تاریخ بوقوع پیوسته و مصداق خارجی دارد؟

   پاسخ : در پاسخ قبل، ثابت شد که زنده ماندن انسان در مدتهای طولانی و زیاد، امری ممکن است. حال سؤال بسیار بجایی که در رابطه با اصل وقوع مطرح می شود، این است که : آیا در طول تاریخ کسانی با عمرهای طولانی دیده شده اند؟ در پاسخ به این پرسش به چند دلیل اکتفا می کنیم :

 1 ـ دلیل تاریخی : انسان همواره در محیط زندگی خود به یک سلسله از امور عادت می نماید، بطوری که اگر واقعه ای برخلاف آنچه که عادت کرده ببیند یا بشنود، بسیار بعید بلکه غیرممکن می شمارد. اما اگر همین امر بعید و به پندار او غیرممکن چندین مرتبه بوقوع بپیوندد، قریب و ممکن می شود. در رابطه با طول عمر امام زمان(عج) نیز بعضی انسانها به مشکل برخورد کرده اند، در صورتی که در تاریخ نمونه هایی از افرادی که عمر طولانی داشته اند، مشهود است.

 سید بن طاووس(ره) در این رابطه پاسخ منکرین حضرت مهدی(عج) را چنین می فرماید: «اگر کسی امروز ادعا کند که من از روی آب راه می روم، کسی باور نمی کند، ولی وقتی که او در مقام عمل برآمد و از روی آب راه رفت، بسیاری از مردم به تماشا می آیند و با شگفتی و تعجب نگاه می کنند. همچنین روز دوم، نفر دیگری ادعا کند که من هم از روی آب راه می روم، باز مردم در تعجب و شگفتی قرار می گیرند، ولی با دیدن امروز، تعجبشان نسبت به روز قبل کمتر می شود. روز سوم، نفر سوم، ادعا می کند و روی آب راه می رود. این بار از تعداد تماشاچی کمتر شده و مقدار تعجب نیز کاهش می یابد. روز چهارم همچنین، کمتر و کمتر تا آنکه به کلی عادی می شود.

 طول عمر حضرت مهدی(عج) نیز چنین است. برای آنکه شما روایت کرده اید که ادریس از زمان خود تا حال در آسمان زنده است، و باز روایت کردید که خضر در زمین از زمان خود تاکنون زنده است؛ و باز روایت کردید که حضرت عیسی در آسمان زنده است و در زمان مهدی(عج) می آید و اقتدا به حضرتش می کند و نماز می خواند، پس چگونه است که شما طول عمر این سه نفر را قبول دارید، ولی طول عمر امام زمان(ع) را انکار می کنید»1

 با توجه به اینکه نقل تاریخی، یکی از مهمترین منابع علم و آگاهی در تمامی عصرها است، می بینیم در کتابهای تاریخ، انسانهای بسیاری را به نام «مُعَمّرین» معرفی نموده اند. "معمرین" جمع «مُعَمّر» است یعنی: کسی که عمر طولانی کرده است.

 مسعودی، عده ای از درازعمران را در کتاب مروج الذهب نامبرده و عمرهای طویل آنان را نگاشته است از جمله :

 آدم:930 سال، شیث:912 سال، انوش:960 سال، قینان: 920 سال، مهلائل:700 سال، لوط:732 سال، ادریس:300 سال، متوشالح:960 سال، لَمَک:790 سال، نوح:950 سال، ابراهیم:195 سال، کیومرث:1000 سال، جمشید:600 و یا 900 سال، عمربن عامر:800 سال،عاد:1200 سال.2

 اگرچه ممکن است که برخی از این اعداد و ارقام، غیرمعتبر بوده، و خالی از مبالغه نباشد، لکن این مسئله در کتب بسیاری از تاریخ نگاران آمده است. ضمن اینکه مسئله طول عمر نوح نبی(ع) یک مسئله مسلم قرآنی است و اگر ما عمر 2500 ساله نوح را که برخی مورخین نقل کرده اند، نپذیریم، عمر 950 ساله آن پیامبر که در قرآن کریم آمده غیرقابل انکار است؛ در آنجا می فرماید:

 « ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و نهصد و پنجاه سال در بین آنان درنگ نمود. پس طوفان قومش را فروگرفت در حالی که از ستمکاران بودند.»3

 بقول عالم و متفکر شهید، آیة الله سیدمحمدباقرصدر:«شاید این تنها یک تصادف باشد که در طول تاریخ انسانی، تنها دوتن مأمور به پاک ساختن تمدن انسانی از مایه های فساد و تباهی، و دوباره سازی آن گردند. و زندگی آن دو، چنان طولانی شود که چندین برابر یک آدم معمولی، عمر کنند! "نوح" نخستین آن دو، در گذشته نقش خود را به پایان برد و به گفته صریح قرآن 950 سال، در میان توده خویش درنگ کرد و سرنوشتش آن بود که بدنبال طوفان، تمدن جهان را از نو به پا سازد. و دیگری "مهدی"  است که نقش خویش را در آینده ایفا می کند، و تاکنون بیش از هزارسال در میان توده خویش زیسته و مقدر چنین است که در روز موعود، جهان را دوباره می سازد. پس، چگونه زندگانی طولانی نوح را باور داریم، اما طول عمر مهدی(عج) را نمی پذیریم؟!»4

 از آنچه گذشت معلوم می گردد که مسئله طول عمر، نه تنها ممکن است، بلکه در طول تاریخ هم بوقوع پیوسته است.

 ادامه دارد ...

 پی نوشت :

 1 ـ اقتباس از اربعین شیخ بهایی، ترجمه خاتون آبادی، ص553.

 2 ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 200.

 3 ـ سوره مبارکه عنکبوت: 14 .

 4 ـ ترجمه بحث حول المهدی، آیة الله صدر، ص34.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه بیستم خرداد 1385  نظر بدهيد!
میشه قرنها عمر کرد؟

« عمر طولانی امام زمان عج »

قسمت دوم

 

 پرسش : آیا امکان دارد که یک انسان قرنهای بسیار زندگی کند تا حضرت مهدی عج را مصداق چنین عمری بگیریم؟!

   پاسخ : ادامه ... شکی نیست که از نظر علمی، امکان زندگانی هزاران ساله برای انسان وجود دارد، زیرا این مسئله از نظر عقلی محال نیست، و در اینگونه فرضیه ها تناقضی دیده نمی شود، زیرا «زندگی» مفهومی است که «مرگ زودرس» را در خود نهفته ندارد و در این امر نیز تردیدی نیست. همچنین مسلم است که زندگانی طولانی، فعلاً امکان عملی ندارد.

 بررسی علمی و بحث مسئله طول عمر، در حقیقت بستگی دارد به نوع تغییری که علم فیزیولوژی از پیری و فرسودگی دارد. این قانون که «پیری و فرسودگی زاییده یک قانون طبیعی حاکم بر بافتهای پیکره انسانی است، و ضروری است که بدن پس از رسیدن به آخرین مرحله رشد، کم کم فرسوده شده، برای ادامه زندگی، کارآیی کمتری داشته باشد، تا آنگاه که در لحظه ای معین از کار بیفتد» آیا حتی در مورد بدنی هم که از هرگونه تأثیر خارجی برکنار مانده صادق است؟ یا اینکه فرسودگی و کاهشی که در کارآیی بافت و نسوج مجموعه بدن انسان به چشم می خورد، نتیجه نبرد با عوامل بیرونی ــ مانند میکروبها و سموم ــ است که به بدن انسان راه می یابند؟

 این پرسشی است که دانش امروز، از خود می کند، و در راه پاسخ دادن آن هم می کوشد. در محدوده برداشتهای علمی معاصر، به این پرسش پاسخهای گوناگونی داده شده است: اگر پیری و فرسودگی، نتیجه مبارزه جسم با عوامل بیرونی معین، و تأثیرپذیری از آنها باشد؛ از جنبه نظری امکان دارد که بافتهای تشکیل دهنده بدن انسان را از عوامل معین و مؤثر در آن، برکنار داشت؛ تا زندگی بشر طولانی گردد. اما چنانچه از دیدگاه دیگر به بررسی بپردازیم، به این نتیجه می رسیم که پیری یک قانون طبیعی است و هر بافت و اندام زنده ای، در درون خود، عامل نیستی حتمی خود را نهفته دارد که در اثر مرور زمان، موجود زنده را خواه ناخواه به مرحله فرسودگی و مرگ می رساند.

 ولی نگریستن از این دیدگاه نیز مستلزم آن نیست که هیچگونه انعطاف در این فانون طبیعی راه نیابد، بلکه اگر هم چنین قانونی مسلم انگاشته شود، تازه قانون انعطاف پذیری است. زیرا هم ما، در زندگی معمولی خود می بینیم، و هم دانشمندان در آزمایشگاههای علمی خویش مشاهده می کنند که: پیری یک پدیده فیزیولوژیکی است و ربطی به «زمان» ندارد. گاهی زود فرا میرسد و گاهی نیز با فاصله زمانی بیشتری آشکار می گردد. تا آنجا که برخی از سالمندان را می بینیم که نشانه های پیری بر اعضاء آنان ظاهر نشده و از نرمی و تازگی برخوردارند.1

 امروزه در علم طب ثابت شده که : عمر انسان به 70 ـ 80 سال نیست، بلکه تمام اعضای بدن انسان جدا جدا برای یک زندگی طولانی ساخته شده است. و علت اصلی مرگ حدوث اختلالاتی است که در همه اعضای رئیسه بدن یا یکی از آنها رخ می دهد، و تا آن اختلالات حادث نشود مرگ فرا نمی رسد، آن اختلالات اگر قبل از سنین پیری و عمر طبیعی حادث شدند انسان، جوانمرگ می شود، اما اگر از گزند حوادث نامحفوظ بماند، معمولا حدوث آن حوادث در سنین پیری حتمی است. ولی اگر فرد ممتازی پیدا شود که عمر درازی کرده اما به واسطه ترکیب جسمانی ویژه خود و اجتماع سایر شرایط، در هیچ یک از اعضایش اختلالی رخ نداده، نفس طول عمر باعث مرگش نخواهد شد.2

 در گذشته گروهی از دانشمندان عقیده به وجود یک سیستم عمر طبیعی در موجودات زنده داشتند، مثلا: پاولوف عقیده داشت عمرطبیعی انسان 100 سال است. مچینکوف می گفت: عمرطبیعی یک انسان 150 تا 160 سال؛ وکوفلاند، پزشک آلمانی 200 سال؛ فلوگر، فیزیولوژیست معروف 600 سال؛ و بیکن، فیلسوف و دانشمند انگلیسی 1000 سال برای عمرطبیعی انسان، معین کرده اند. ولی این عقیده از طرف فیزیولوژیست های امروز درهم شکسته شده و مسأله حدثابت در عمرطبیعی ابطال گردیده است. به گفته پروفسور اسمیس، استاد دانشگاه کلمبیا؛ همانگونه که سرانجام دیوار صوتی شکسته شده و وسایل نقلیه ای با سرعتی مافوق صوت بوجود آمد، یک روز دیوار سنّ انسانی نیز شکسته خواهد شد، و از آنچه تاکنون دیده ایم فراتر خواهد رفت.3

 بنابراین برای مدت زندگانی انسان، حدی که تجاوز از آن محال باشد معین نشده است. از آزمایشهای دکتر کارل که در ماه ژانویه سال 912 میلادی آغاز شدند، نتایج زیر بدست آمد:

 1 ـ این اجزای سلولی، تا هنگامی که سبب مرگ آنها ــ از قبیل کمبود تغذیه، با ورود برخی میکروبها ــ تحقق نیابد؛ زنده باقی می مانند.

 2 ـ نه تنها زنده می مانند، بلکه سلولهای آنها در حال رشد و تکثیر هستند، گویی که در جسم حیوان قرار دارند.

 3 ـ شدت و ضعف رشد و تکثیر سلولها ارتباط نزدیکی با تغذیه دارد.

 4 ـ گذشت زمان در ناتوانی و پیری تأثیر ندارد، بلکه کمتر اثری درباره پیری آنها آشکار نیست، و در هر زمان مانند زمانهای قبل رشد و تکثیر آنها ادامه دارد. ظواهر امور به روشنی حاکی از آن نیست که تا هر وقت پژوهشگران مراقب آنها بودند، و آنها را غذای کامل می دادند، همچنان به زنده بودن ادامه می دادند.4

 با آنچه گفته شد این نتیجه را می گیریم که عمر طولانی و غیر متعارف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امری غیرممکن نیست، بلکه علم امروزی، عمرطولانی را با حفظ نیروی جوانی و شادابی یک امر کاملا ممکن می داند. حال باتوجه به این امر که وجود امام برای بقای جهان و نوع انسان ضروری است و از طرفی تعداد امامان معصوم از دوازده نفر بیشتر نیستند ــ چنانکه روایات بسیاری بر این امر دلالت دارد ــ اثبات می گردد که مهدی موعود که بعد از پنج سالگی غایب گشت، زنده بوده و در حال غیبت بسر می برد.

 

 پی نوشت :

 1 ـ بحث حول المهدی، شهید آیة الله صدر، ص25.

 2 ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 182.

 3 ـ مهدی (عج) انقلابی بزرگ، مکارم شیرازی، ص223 .

 4 ـ در انتظار امام، عبدالهادی فضلی، ص62.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه دوم خرداد 1385  نظر بدهيد!
عمر طولانی؟!

« عمر طولانی امام زمان عج »

***

پرسش : آیا امکان دارد که یک انسان قرنهای بسیار زندگی کند تا حضرت مهدی عج را مصداق چنین عمری بگیریم؟!

   پاسخ : «امکان» می تواند یکی از این سه معنا را داشته باشد : 1 ـ امکان عملی 2 ـ امکان علمی 3 ـ امکان منطقی یا فلسفی.

 مقصود از «امکان عملی» آن است که یک امر تا آن حد «شدنی» جلوه نماید که در وجود هرکس قابلیت نمود داشته باشد. برای مثال: سفر به اقیانوسها و رسیدن به عمق دریاها و رفتن به کره ماه، اموری هستند که امروزه امکان عملی یافته اند.

 مقصود از «امکان علمی» آن است که اگرچه امری به مرحله امکان عملی نرسیده باشد ـ که با ساخته ها و پدیده های تمدن کنونی، به انجام آن مبادرت کنیم ـ اما در آستان دانش و در برابر موضع گیری های پویای علم، نتوانیم دلیلی بیابیم که امکان آن امور و وقوعشان را نفی کند.

 برای مثال: فرود آمدن انسان در کره زهره، از دیدگاه دانش، به هیچ وجه نشدنی نمی نماید و انگیزه ای برای نفی وقوع آن وجود ندارد، بلکه موضع گیریهای کنونی دانش می رساند که : اگرچه این آرزو تا به امروز تحقق نیافته، ولی در امکان وقوعی آن تردیدی نیست. زیرا که میان فرود آمدن انسان در کره زهره و کره ماه، بیش از یک درجه فاصله نیست، و با گذشتن از دشواریهایی که دورتر بودن راه پدید می آورد؛ فرود آمدن در زهره را ـ گرچه عملا امکان نیافته ـ از نظر علمی می توان ممکن شمرد. برعکس رفتن به خورشید از نظر علمی هم ، ناممکن است. زیرا داش و تجربه، جایی برای تصور آن ندارد، که مثلا اختراع پوششی را ممکن بدانیم، که جان انسان را در برابر کوره وحشتناک و سهمگین خورشید، محافظت کند.

 و بالاخره، مقصود از «امکان فلسفی یا منطقی» نیز، آن است که امری در برابر عقل یا با در نظر گرفتن نجربه های پیشین و قوانین گذشته ـ مانعی برای تصور وقوع نیابد تا حکم به محال بودن آن امکان آن دهد.

 برای مثال: امکان منطقی ندارد سه پرتقال به دو بخش مساوی تقسیم شوند، بدون آنکه یکی را به دو نیم کنیم. زیرا عقل پیش از تجربه و عمل گوید: «سه» یک عدد «فرد» است و هیچگاه «زوج» نمی شود، پس عقلا ممکن نیست که سه پرتقال را به دوبخش مساوی تقسیم نماییم. زیرا بخش پذیری آن به دو قسمت مساوی، مستلزم آن است که «سه در آن واحد، هم فرد باشد و هم زوج»! و این تناقض است و تناقض، محال منطقی است.

 اما رفتن انسان به درون آتش، بدون آنکه بسوزد، و نیز رفتن آدمی به کره خورشید ـ بی آنکه گرمای خورشید در او اثر کند ـ امری نیست که از جنبه منطقی محال باشد، چون مستلزم هیچ تناقضی نیست.

 بنابراین درمی یابیم که امکان منطقی، دایره ای وسیع تر از امکان عملی دارد و دایره این یکی نیز نسبت به دایره علمی از وسعت بیشتری برخوردار است.

 ... ادامه دارد ...

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385  نظر بدهيد!
توقیع

« توقیعات امام زمان عج »

***

پرسش : منظوز از «توقیعات امام زمان عج » چیست؟ آیا حضرت آنها را بدست شریف خود می نوشت؟!

   پاسخ : در زمان غیبت صغری، چهارنفر بودند که سؤالهای مردم را خدمت امام مهدی(ع) برده و جواب کتبی آنها را بازمی گرداندند. این پاسخهای کتبی از ناحیه امام را اصطلاحاً «توقیع»1 می گویند.

 البته در زمان غیبت کبری نیز عده ای، توقیعاتی از امام زمان دریافت نموده اند، که بدانها اشاره خواهیم کرد.

 اما راجع به قسمت دوم سؤال، گفته شده که خود آن حضرت، نویسنده توقیعات بوده است، البته این سخن، شواهدی هم دارد که به چند نمونه بسنده می نماییم:

 محمد بن عثمان عمری گوید: «از ناحیه مقدسه امام توقیعاتی صادر شد که خطش را خوب می شناسم.»2

 اسخاق بن یعقوب می گوید:« توسط محمد بن عثمان مسائل مشکلی را به حضور مقدس امام فرستادم و جوابش را به دستخط مبارک حضرت امام زمان ارواحنا فداه دریافت نمودم.»3

شیخ صدوق (ره) می گفت:« توقیعی که به خط امام زمان عج برای پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است.»4

 اما در بعضی اخبار آمده است :«توقیعات صاحب الامر بدست محمد بن عثمان صادر می شد، به همان خطی که در زمان پدرش، عثمان بن سعید، صادر می گشت.»5

 بنابراین ممکن است بعضی از توقیعات ب خط امام (ع) ، و بعضی به خط نواب خاص بوده باشد.

 از جمله توقیعات حضرت ولی عصر عج، توقیعی است که به شیخ مفید مرحمت فرموده اند:

 « به برادر استوار و درست کردار رشید و هدایت یافته، شیخ مفید، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان ـ که خدا عزت و احترامش را پایدار بداردـ از سوی انکه خزانه عهد و پیمانی است که خداوند از بندگان گرفته است.

 سلام بر تو ای دوست با اخلاص در دین! که دراعتقاد به ما از دوی علم و یقین امتیاز داری. در منظر تو خداوندی را که جز او خدایی نیست، سپاس گزارده، و از او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پیامبرمان، حضرت محمد(ص)، و نیز خاندان پاکش را خواستاریم.

 و تو را آگاه می کنیم که به ما اجازه داده شده، که تو را به شرافت و افتخار مکاتبه مفتخر سازیم، و موظف می کنیم تا آنچه به تو می نویسیم، به دوستان ما، که نزد تو می باشند برسانی؛ دوستانی که خداوند به اطاعت از خود گرامیشان بارد، و با حراست و عنایت خود امورشان را کفایت کند، و مشکلاتشان را برطرف سازد. پس تو به آنچه که یاد آور می شویم متوجه و آگاه باش و در رسانیدن آن به کسانی که اعتماد به آنها داری بر طبق آنچه که برای تو ـ اگر خدا بخواهد ـ ترسیم و تعیین می کنیم، عمل کن.

ما اگرچه هم اکنون در نکانی دور از جایگاه ستمگران سکونت گزیده ایم که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمانمان را تا زمانی که حکومت دنیا به دست تبهکاران می باشد، در این کار به ما ارائه فرموده است. با این حال بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست...

 ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده، و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، و اگر جز این بود، دشواریها و معصیتها بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند.

 پس تقوای الهی پیشه کنید، و ما را یاری دهید تا از فتنه ای که به شما رو می آورده، شما را نجات بخشیم؛ فتنه و آشوبی که هرکس مرگش فرا رسیده باشد، از آن هلاک می گردد، و آن کس که به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور ماند و آن فتنه، نشانه نزدیک شده حرکت و حنبش ما و اگاه ساختن شما به امر و نهی خداست، و خداوند نور خود را تمام خواهد کرد، گرچه مشرکان را خوش نیاید...

 هریک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک کند، و از آنچه خوشایند ما نبود، و باعث کراهت و خشم ماست، دوری گزیند. زیرا امر ما ناگهان فرا می رسد، در هنگامی که توبه و بازگشت بر او سودی ندارد و پشیمانی او از گناه، از کیفر ما نجاتش نمی بخشد.

خداوند را رشد و هدایت را به شما نشان دهد و به رحمت خود وسایل توفیق را به آسانی برایتان فراهم سازد.6

 

 پی نوشت ها :

 1 ـ توقیع در لغت بمعنای امضا کردن و مهر کردن و یا حاشیه نویسی نامه و کتاب است.

 2 ـ بحارالانوار،علامه مجلسی، ج 51 ، ص 33.           

 3 ـ اثبات الهداة ، شیخ حر عاملی، ج7، ص460.

 4 ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 133 .

 5 ـ بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج 51، ص 350 .

 6 ـ احتجاج طبرسی ، ج 2؛ ص 497.

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385  نظر بدهيد!
هرچند که غایب است گل ز چمن

از فیض

وجود اوست

گیتی روشن

***

علت تشبیه امام غایب به خورشید پنهان در ابر چیست؟!

پرسش : حدیثی از امام غایب(ع) وجود دارد که ایشان فرمودند: «چگونگی استفاده از من در غیبت، مانند استفاده از آفتاب است هنگامی که ابرها آن را از دیدگان پنهان سازند.»1

پاسخ :

هر چند که غایب است آن گل ز چمن ... از فیض وجود اوست گیتی گلشن

هرچند که در ابر نهان باشد هست ... از پرتو آفتاب، عالم، روشن

 و حال، وجوه تشابه حضرت با خورشیدی که در پس ابر باشد را ذکر می کنیم:

 1 ـ همچنان که مردم انتظار بیرون آدم خورشید از پشت ابرهای تیره را می کشند تا بیشتر از آن بهره مند گردند، در زمان غیبت نیز شیعیان و محبان حضرت، همواره انتظار وجود مبارکش را دارند و هرگز ناامید نمی شوند. و همین امید است که آنان را در تمام مراحل زندگی پیروز می گرداند و شجاعت و شهامت و اقدامی بی نظیر بدانها می بخشد.

 2 ـ هرکس با این همه آثار و معجزات و روایات و احادیث، باز هم منکر وجود مبارکش شود، مانند کسی است که منکر وجود خورشید گردد، هنگامی که در پشت ابرها از دیدگان، به ظاهر، پنهان و غایب است، گرچه آثار وجودش به چهانیان می رسد.

 3 ـ می دانیم خورشید یک سلسله اشعه مرئی دارد که از ترکیب آنها با هم هفت رنگ معروف پیدا می شود؛ و یک سلسله اشعه نامرئی، که به نام «اشعه ماوراء بنفش» و «اشعه مادون قرمز» نامیده شده است. همچنین یک رهبر بزرگ آسمانی خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت می گیرد، یک نوع تربیت روحانی و از راه نفوذ معنوی دلها و فکرها دارد که می توان آن را تربیت تکوینی نام گذارد؛ در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار کار نمی کند، بلکه تنها جاذبه و کشش درونی است که مؤثر می افتد. همچنان که در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی می خوانیم که گاه بعضی از افراد منحرف و آلوده با یک تماس مختصر با آنها به کلی تغییر مسیر داده اند. وجود امام در پشت ابرهای غیبت نیز این اثر را دارد که از طریق اشعه نیرومند نفوذ شخصیت خود دلهای آماده را در نزدیک و دور تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده و به تربیت و تأمل آنها می پردازد.

 4 ـ همانطور که شعاع خورشید به میزان روزنه ها و شبکه های خانه وارد آن می شود و به قدر ارتفاع موانع خانه ها، در آن می تابد، همچنین مردم نیز به اندازه موانع حواس و مشاعرشان که عبارت است از شهوات نفسانی و علایق جسمانی و شبکه های دلهای آنها و هم بقدری که پرده های کثیف دلهای خود به کنار می زنند، از انوار هدایت و راهنمایی ائمه اطهار علیهم السلام استفاده می کنند.

 5 ـ هر چند خورشید در پس ابر برای مدتی پنهان می گردد، اما نور روشنی بخش خود را از جهانیان دریغ نمی کند و باز هم از پس ابر زمین و آسمان را روشن می کند؛ امام علیه السلام نیز هرچند که در پس پرده غیبت قرار دارد، اما نور ولایت آن حضرت برهمه عالمیان پرتوافکن است، چه اینکه اگر نور آن امام همام نباشد، بنا بر روایات معصومین علیهم السلام، زمین و اهل آن از بین می روند و خلاصه اوست که امان اهل زمین است.

ای که در ظل لوای تو کند گردون جای ... نوبت رایت اسلام برافراشتن است.

 

 پی نوشت ها :

1ـ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 150 ، ص 208 .

 

تهیه شده در  گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385  نظر بدهيد!
خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد

غم مخور آخر

طبیب دردمندان

خواهد آمد

***

امام غایب، چه فایده ای برای مسلمانان می تواند داشته باشد؟!

***

پرسش :

گفته می شود که زندگی امام در عصر غیبت، یک زندگی خصوصی محسوب می شود، در صورتی که یک پیشوا و امام، باید دربین مردم و در اجتماع مسلمین باشد، با این وضع؛ حق داریم بپرسیم که این امام غایب چه فایده ای می تواند برای مردم داشته باشد؟!

پاسخ : (ادامه)

 2 ـ اثر امیدبخشی به مسلمین :

ایمان و اعتقاد به امام غایب(عج) سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پرمهر و صفای خویش در عصر ظهور امامشان می گردد. جامعه شیعی، طبق اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که صدقافله دل همره اوست می کشد.

 هرچند او را در میان خود نمی بیند، اما خود را تنها و جدای او نمیداند. اگر این رهبر اصلا وجود خارجی نداشته باشد و علاقمندان مکتب انسان سازش در انتظار تولد و پرورش او در آینده باشند وضع بسیار فرق می کند.

 باری، امام غایب(عج) همواره مراقب حال و وضع شیعیان خویش می باشد، و همین مسئله باعث می گردد که پیروانش به امید لطف و عنایت حضرتش، برای رسیدن به یک وضع مطلوب جهانی تلاش کرده و در انتظار آن منتظر بسر برند. چنانکه خود فرموده است: «ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. پس تقوای الهی پیشه کنید و ما رایاری کنید تا از فتنه ای که به شما رو می آورد، شما را نجات بخشیم.»1

  خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد ... غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد

 3 ـ پاسداری از آیین اسلام و دین خدا :

 از جمله آثار و فواید امام غایب(عج) این است که عاشقان و سربازان آن حضرت خود را به امید عصر ظهور برای دفاع از دین آماده می نمایند.

 حضرت علی(ع) در این رابطه می فرماید: «به برکت آن امام گروهی از مردم برای دفاع از دین و درهم کوبیدن فتنه ها آماده می شوند، چنانکه شمشیر و تیر به دست آهنگر تیز می گردد. چشم آنها به واسطه قرآن روشن است، تفسیر و معانی قران در گوششان گفته می شود و شب و روز از جام حکمت و علوم الهی سیراب می شوند.»2  

 فواید دیگری نیز برای وجود نازنین آن امام در پس پرده غیبت بیان شده که ما در اینجا به همین سه فایده اکتفا می کنیم...

 پی نوشت ها :

1ـ احتجاج طبرسی ، ج2 ، ص 497 .

2 ـنهج البلاغه، صبحی صالح ، خطبه 150 ، ص 208 .

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385  نظر بدهيد!
شاید نگاهی کند آگاه نباشی...

امام غایب، چه فایده ای برای مسلمانان می تواند داشته باشد؟!

پرسش : گفته می شود که زندگی امام در عصر غیبت، یک زندگی خصوصی محسوب می شود، در صورتی که یک پیشوا و امام، باید دربین مردم و در اجتماع مسلمین باشد، با این وضع؛ حق داریم بپرسیم که این امام غایب چه فایده ای می تواند برای مردم داشته باشد؟!

 پاسخ : باید دانست که مفهوم غایب بودن امام مهدی(عج) این نیست که وجودی نامرئی دارد و به یک وجود پنداری شبیه تر از یک وجود عینی باشد. بلکه او نیز از یک زندگی طبیعی و عینی خارجی برخوردار است و تنها استثنایی که در زندگی او وجود دارد، عمر طولانی اوست. وگرنه آن وجود نازنین در جامعه انسانی بطور ناشناس زندگی می کند، چنانکه خواهد آمد.

غافل تو یک لحظه زآن شاه نباشی...شاید که نگاهی کند آگاه نباشی

 بعد از بیان این مسئله که مهدی(ع) یک پندار نیست بلکه یک حقیقت عینی است، می گوییم: اگرچه حضور شخصی امام(ع) در بین مردم سبب می شود که مسلمانان از برکات بیشتر و در سطح بسیار وسیعتری بهره مند شوند، ولیکن این چنین نیست که اگر شخص امام(ع) غایب بود، هیچ گونه فایده و ثمره ای برای امت اسلام و مردم نداشته باشد. بلکه مردم را تحت نفوذ شخصیتی خود می گیرد. در احادیث متعددی که پیرامون فلسفه و فایده وجود امام(ع) در دوران غیبت به ما رسیده است، فواید گوناگونی را عنوان فرموده اند که بطور اختصار به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

 1ـ امام غایب(ع)، واسطه فیض و امان اهل زمین: گفته شد که امامان معصوم(ع) و امام زمان(عج) امان اهل زمین اند و اگر زمین از این حجت الهی خالی بماند، دنیا و اهلش نابود خواهند شد.لذا وجود امام(ع) موجب برکات بسیاری می باشد، حال به ظاهر، حاضر باشد یا غایب، فرقی در این زمینه نمی کند.

 پیامبراکرم(ص) رمز و راز این مسئله را با بیانی نغز و پرمعنی بیان کرده و در پاسخ این پرس که وجودمهدی(عج) در عصرغیبت چه فایده ای دارد، میفرماید:«آری، به خداوندی که مرا به پیغمبری مبعوث گردانیده است؛ آنها از وجود او منتفع می شوند و از نور ولایتش در طول غیبت بهره می گیرند، چنانکه از آفتاب پشت ابر استفاده می برند.»1

 و حضرت صاحب الامر(ع) نیز دز این رابطه فرموده است:«همانطور که از خورشید در وقتی که توسط ابرها پنهان شده بهره گیری می شود، از من نیز در زمان غیبتم به همان صورت بهره می برند. و همانا سبب آرامش و امنیت مردم روی زمین هستم، چنانکه ستارگان امان اهل آسمانند.»2

 

 ادامه دارد...!!!

پی نوشت ها :

1ـ ینابیع الموده،ج3،ص170.

2 ـ کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق، ص485.

 

تهیه شده در  گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه سی ام فروردین 1385  نظر بدهيد!
علت غیبت امام زمان عج
 

علت غیبت امام زمان عج

پرسش : علت غیبت امام زمان(عج) چیست ؟!

پاسخ :  پیش از پرداختن به اسباب و علل غیبت امام مهدی(عج)، لازم بذکر است: از روایات چنین استفاه می شود که علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است، و جز خدا و پیشوایان معصوم علیهم السلام کسی نسبت به آن اطلاع کافی و کامل ندارد. چنانکه عبدالله بن فاضل هاشمی روایت کرده که از حضرت صادق(ع) شنیدم می فرمود:« صاحب الامر غیبتی دارد که ناچار از آن است، بطوری که اهل باطل در آن تردید می کنند. عرض کردم : یابن رسول الله! چرا غیبت می کند؟ فرمود: به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم. عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی(ع) ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند»1

 این روایت و روایان دیگر مثل این، اشاره دارد که علت واقعی غیبت حضرت را نمی توان گفت و هر سبب و علتی که بیان می گردد، هر چند می تواند علت باشد، اما علت حقیقی نیست.

 اما بعضی از غلل غیبت حضرتش را که می توان با اسناد به روایات ذکر نمود، بدین ترتیب می باشند:

 1ـ امتحان و آزمایش : غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق عده ای آشکار شود و ایمان حقیقی محبان و شیعیان واقعی امام(ع) در کوره ولایت امام غایب(عج) از ناخالصی ها و دورویی ها و سست مایه ها جدا و پاک شود، و در یک کلام مؤمن از منافق معلوم گردد.

 جعفر جعفی گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: فرج شما کی خواهد رسید؟ فرمود :«هیهات، هیهات! فرج، نخواهد رسید تا شما غربال شوید(و سه بار تکرار فرمودند) و افراد آلوده بروند و افراد پاک و مخلص باقی بمانند.»2

 و نیز موسی بن جعفر(ع) فرمودند:« هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد، مواظب دین خویش باشید، تا مبادا کسی شما را از دین خارج کند! ای پسرک من! برای صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد بود، بطوری که عده ای از مؤمنین از عقیده خود برمی گردند، همانا خدا به وسیله غیبت، بندگانش را «امتحان» می نماید.»3

 2 ـ بیعت نکردن با ستمکاران : در روایات متعددی، یکی از علل غیبت امام(ع) عدم بیعت با کسی، بیان شده است. حسن بن فضال می گوید: علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: گویا شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم(امام عسکری) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند. عرض کردم: به چه دلیل؟ فرمود: زیرا امامشان غایب می شود، عرض کردم: چرا غایب می شود؟ فرمود: برای اینکه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت کسی در گردنش نباشد.4

 3 ـ ترس از گزند دشمنان : گفته شد که با تولد مهدی موعود(عج) همه ستمگران و ظالمان به وحشت افتادند، و از آنجا که مرگ و انقراض حکومت ظالمانه و اعمال غیر انسانی خود را در دست پرتوان امام(ع) می دانستند و می دانند، لذا جان امام مهدی(عج) تهدید می شود، به همین خاطر در روایات یکی دیگر از علل غیبت، حفظ جان حضرتش از تعرض و گزند دشمنان ذکر شده است؛ چنانکه زراره بن اعین از امام صادق(ع) روایت کند که فرمود :  ای زراره! قائم ما ناچار از این است که غیبت کند. عرض کردم: برای چه؟ فرمود: از جان خود بیم و ترس دارد. پس حضرت با دست به شکم خود اشاره کرد.5

 البته بدیهی است که این تماس با عدم اراده خداوند به ظهور آن حضرت توأم است، وگرنه او نیز مانند پدران بزرگوارش از کشته شدن در راه خدا ترسی ندارند.

 شیخ طوسی(ره) می نویسد: هیچ علتی مانع از ظهور آن حضرت نیست، جز اینکه می ترسد کشته شود. زیرا اگر جز این بود، جایز نبود که پنهان شود بلکه ظاهر می گشت و هرگونه ناراحتی و آزاری را متحمل می شد. زیرا مقام رفیع امامان و همچنین انبیای عظام و بزرگواری آنها، به واسطه ناملایماتی بود که در راه دین خدا متحمل می شدند.6

پی نوشت ها :

1ـ کمال الدین،ص482.

2 ـ بحارالانوار،ج51،ص113.

3ـ همان.

4ـ همان، ص152.

5 ـ کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق، ص342.

6 ـ مهدی موعود، ص852.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انـتـظــار یـــار

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385  نظر بدهيد!
نشانه های ظهور...نشانه های حتمی

نشانه های ظهور

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

نشانه های حتمی الوقوع

 

پرسش : نشانه های حتمی ظهور چیستند؟

پاسخ :

1ـ دسته بندی نشانه های ظهور

در کتاب ها و منابع اسلامی از حوادث و رویدادهای مختلفی به عنوان نشانه های ظهور یاد شده است تا جایی که برخی از صاحب نظران شمار این حوادث و رویدادها را تا بیش از شصت مورد رسانده اند.1

در برخی از روایات نشانه های ظهور به دو دسته تقسیم شده اند: یکی نشانه های محتوم(حتمی) ظهور، یعنی نشانه هایی که حتماً واقع می شوند و دیگر نشانه های غیر محتوم، یا نشانه هایی که امکان دارد رخ ندهند.

نشانه های محتوم، چنانکه در برخی روایات به آنها اشاره شده، عبارتند از :

1ـ قیام و شورش سفیانی؛ 2ـ خروج یمانی؛ 3ـ کشته شدن نفس زکیه در مسجدالحرام؛ 4ـ فرو رفتن زمین در منطقه «بیدا» و 5 ـ صیحه(ندای)آسمانی.2

2ـ بررسی نشانه های محتوم(حتمی الوقوع) :

در اینجا برای آشنایی بیشتر شما با نشانه های حتمی ظهور ابتدا به روایتی از امام صادق(ع) اشاره کرده و در ادامه به بررسی هریک از نشانه های یاد شده می پردازیم:

شیخ طوسی، در کتاب الغیبة از آن حضرت چنین نقل می کند:

پنج رویداد پیش از بپا خاستن قائم از نشانه ها بشمار می رود: برخاستن ندایی از آسمان، خروج سفیانی، شکافته شدن زمین در منطقه «بیداء»، خروج مردی از یمن و کشته شدن نفس زکیه .3

در مورد «خروج سفیانی» که در این روایت به عنوان نشانه ظهور ذکر شده، باید گفت: چنانکه در روایات آمده است، «سفیانی» مردی است از نسل آل ابی سفیان4 که از شام و یا همان سوریه فعلی سر به شورش برداشته و مناطق زیادی را، تحت سلطه خود می گیرد، تا سرانجام در زمانی که به قصد تصرف مکه راهی این مکان می شود در منطقه ای بین مدینه و مکه که به آن «بیداء» گفته می شود زمین شکافته شده و لشکریان او در دل زمین فرو می روند.5

در روایتی که از امام علی(ع) نقل شده، ویژگی های سفیانی چنین برشمرده شده است :

پسر هند جگرخوار از بیابانی خشک خروج می کند؛ او مردی است چهارشانه، زشت رو، بزرگ سر، آبله رو، و چون او را بینی می پنداری که یک چشم است. نامش عثمان و نام پدرش عنبسه و از فرزندان ابوسفیان است، تا به سرزمینی که دارای قرارگاه و خرمی است می رسد و در آنجا بر تخت سلطنت می نشیند.6

براساس روایتی که نعمانی در کتاب الغیبة از امام محمدباقر(ع) نقل می کند، شورش و ظغیان سفیانی و قیام حضرت مهدی(ع) در یک سال واقع می شود.7

در مورد «نفس زکیه» نیز باید گفت که او، به تعبیر روایات، مردی از اولاد امام حسن(ع) است که در مسجدالحرام و در بین رکن و مقام ابراهیم کشته می شود.

از امام صادق(ع) نقل شده است که :

بین قیام قائم آل محمد(ص) و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب فاصله خواهد بود.8

اما در مورد خروج «یــمــانی» نیز باید گفت که به نقل روایات، هم زمان با قیام سفیانی در شام، مردی از یمن نیز حرکتی را آغاز می کند و مردم را به سوی حق و طریق مستقیم فرا می خواند و قیام او صحیح ترین قیام ها و پرچمی که او بلند می کند هدایت بخش ترین پرچم ها خواهد بود.

در این زمینه از امام صادق(ع) چنین نقل شده است :

خروج هر سه؛ خراسانی سفیانی و یمانی در یک سال، یک ماه و  یک روز واحد صورت می گیرد و در بین آنها هیچ پرچمی هدایتگر تر از پرچم یمانی نخواهد بود. او به سوی حق هدایت می کند.9

یکی دیگر از نشانه های حتمی ظهور که در فاصله کمی از قیام مهدی منتظر(ع) رخ می دهد، ندایی است که از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم(عج) را به گوش تمام جهانیان می رساند، نعمانی، شیخ صدوق و شیخ طوسی در کتابهای خود روایات زیادی را در این مورد نقل کرده اند که در اینجا به ذکر یکی از آنها بسنده می کنیم.

نعمانی به سند خود از امام محمد باقر(ع) چنین نقل می کند :

آن ندای آسمانی بر نخواهد خاست مگر در ماه رمضان[چرا] که [رمضان] ماه خداست، آن ندا از جبرئیل است که خطاب به مردم سر داده می شود و نام قائم را در همه جا طنین انداز می سازد، تا آنجا که همه ساکنان زمین از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنید. از وحشت شنیدن آن ندا هرکس در خواب فرو رفته بیدار شده و هرکس برپا ایستاده، ناچار به نشستن می شود و هرکس بر زمین نشسته، به ناگاه از جای برمی خیزد. پس رحمت الهی بر کسی باد که این ندا را بشنود و به آن پاسخ گوید.10

پی نوشت ها :

1ـ ر.ک: الارشاد مفید،صص356ـ361

2ـ ر.ک: الغیبة نعمانی،ص252

3ـ ر.ک: الغیبة طوسی،ص267

4ـ کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق،ج2،ص651

5 ـ ر.ک: منتخب الأثر صافی گلپایگانی،ص454

6 ـ کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق،ج2،ص651

7ـ الغیبة نعمانی،ص267

8 ـ الغیبة طوسی،ص271

9ـ کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق،ج649،ج2

10ـ همان، ج2،ص650

 

 

 

این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟!

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه سوم اسفند 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت پایانی

مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

قسمت پایانی

5 ـ دیدن یا دیده شدن، کدامیک ؟!

 یکی دیگر از نکاتی که در زمینه موضوع ملاقات با امام زمان(ع) باید به آن توجه داشت این است که دیدن امام زمان(عج) به خودی خود نمی تواند فضیلت باشد، بلکه آنچه فضیلت است رسیدن به قیام معرفت امام(ع) و بصیرت داشتن نسبت به جایگاه ایشان در عالم است.

 برای روشن تر شدن این مطلب، توجه شما را به سخنی از یبانات حضرت آیت الله جوادی آملی جلب می کنیم.

 ایشان در این زمینه می فرماید :

 در زمان پیامبر(ص) ــ که مقامش بالاتر از همه ائمه است ــ کم نبودند کسانی که وجود مبارک حضرت را می دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها در قرآن فرمود : « و تراهم ینظرون إلیک و هم لا یبصرون.»1   آنها را می بینی که به تو نگاه می کنند ولی تو را نمی بینند.

 اهل نظرند ولی اهل بصیرت نیستند. اگر ما سعی کنیم وجود مبارک امام زمان(ع) ما را ببینند، هنر است. 

 در قرآن کریم آمده است: خدا که به کل شئ بصیر است، روز قیامت به یک عده نگاه نمی کند:« و لا یکلمهم الله و لا ینظر إلیهم یوم القیامة و لا یزکیهم.»2 آن نگاه تشریفی را نسبت به عده ای اعمال نمی کند. اگر ما واقعاً در مسیر صحیح حرکت کنیم، حضرت ما را می بیند، و دیدن و نظر تشریفی ایشان برای ما شرف است وگرنه دیدن فیزیکی خیلی کارساز نیست. همچنان که خیلی ها پیامبراکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) را می دیدند، ولی بصیرت نداشتند. دیدن های تشریفی مهم است، نه نگاه صوری، البته گاهی همان نگاه صوری هم پدید می آید و انسان وجود حضرت را از نزدیک زیارت می کند و فیضی می برد و مشکل او هم به برکت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل می شود. اما مهم همان دیدن از روی بصیرت است.3

 برای تکمیل این مطلب خوب است که اشاره ای داشته باشیم به پاسخ روحانی وارسته و پارسا مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمدتقی بهلول(ره).4

ایشان در پاسخ به این پرسش که: « چه وقت می شود به حضور اقام امام زمان ارواحنا فداه مشرف شد ؟ » می فرماید :

 « با تقوا باشید؛ وقتی که بین شما و حضرت(ع) سنخیت باشد.»

سپس می فرماید : « دیدن امام زمان روحی فداه مهم نیست، مهم این است که او ما را ببیند، خیلی ها هم علی(ع) را دیدند اما دشمن او شدند. اگر کاری کردیم که نظر آنها را جلب کنیم، آن ارزش دارد.»5

 با امید به اینکه از این پس، همه ما با دقت و وسواس یبشتری از موضوع ملاقات و تشرفات صحبت کنیم و مردم ما نیز با حساسیت بیشتری با کتاب ها و نشریاتی که به طرح افراطی این موضوع می پردازند، برخورد کنند.انشاءالله .

 

 پی نوشتها:

 1ـ سوره اعراف آیه 198.

 2ـ سوره آل عمران،آیه77.   

 3ـ توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، تدوین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها،ج1،ص73.

 4ـ مقام معظم رهبری درباره شخصیت این مرد بزرگوار می فرماید:« نود سال از یک قرن عمر خود را به خدمت به مردم و عبادت خداوند گذرانید. زهد و وارستگی او، تحرک و تلاش بی وقفه پیکر نحیف او، ذهن روشن و فعال او، حافظه بی نظیر او، دهان همیشه صائم او، غذا و لباس و منش فقیرانه او، شجاعت و فصاحت و ویژگی های اخلاقی برجسته او، از این مؤمن صادق، انسانی استثنایی ساخته بود» افق حوزه(هفته نامه خبری حوزه های علمیه)، شماره41، 17 مرداد1382.

 5 ـ ملکوتی خاک نشین،عباس موسوی مطلق،

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه یکم اسفند 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت چهارم

 مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

قسمت چهارم

4ـ محوریت یا عدم محوریت تشرف

 نکته دیگری که در این زمینه حائز اهمیت است این است که آیا موضوع درخواست ملاقات با امام عصر(ع) و تشرف خدمت ایشان از موضوعات محوری مباحث مهدویت است یا خیر؟

 با بررسی روایات مهدوی بدست می اید که آنچه بیش از هر موضوع دیگری در عصر غیبت اهمیت دارد، معرفت امام عصر(عج)، منتظر بودن و عمل به شرایط انتظار و تکالیف منتظران است. تا آنجا که به تعبیر روایات حتی اصل درک زمان ظهور هم چندان موضوعیتی نداشته و مهم این است که شیعه منتظر در زمان غیبت امام خود را به درستی بشناسد و به وظایف خود در برابر او به خوبی عمل کند. که در این صورت، درست مانند کسی خواهد بود که زمان ظهور را درک کرده و با امام خود همراه و همداستان است.

 برای روشن شدن این موضوع چند روایت را با هم مرور می کنیم:

 ابو بصیر می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: « فدایت شوم، این گشایش کی فرا می رسد؟»

   آن حضرت فرمود: « ای ابابصیر! آیا تو از آن گروهی که به دنبال دنیایند؟ هرکس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش برای او گشایش حاصل می شود. »

 امام رضا (ع) نیز در پاسخ «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش می پرسد، می فرماید:« آیا تو نمی دانی که چشم به راه گشایش بودن، خود [چزئی] از گشایش است؟» او در پاسخ می گوید:« نمی دانم، مگر اینکه شما به من بیاموزید.» آن حضرت بار دیگر می فرماید: «آری، انتظار گشایش، [جزئی] از گشایش است.»

 بر اساس همین نگرش است که در روایت های متعددی تأکید شده که برای منتظران واقعی تفاوتی ندارد که ظهور را درک کنند یا نکنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) می خوانیم:

 «هرکس بمیرد در حالی که منتظر این امر باشد همانند کسی است با حضرت قائم(ع) و در خیمه اش بوده باشد...» .

آری، اگر کسی در عصر غیبت مؤمنانه زندگی کند؛ از بدی ها و زشتی ها دوری گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تکالیفی را که صحنه حیات فردی و اجتماعی متوجه اوست، به درستی به جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعی را که همان یافتن راه هدایت و رستگاری و رسیدن به سعادت و نیک بختی در دنیا و آخرت است، نصیب او می سازد و در این صورت است که پیش افتادن ظهور برای او هیچ تفاوتی نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظر خویش را درمی یابد.

از این رو می توان گفت که برای منتظران واقعی آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد عمل به تکلیف و وظیفه در برابر امام عصر(ع) است و موضوع ملاقات با آن حضرت برای آنان در مرتبه بعدی قرار دارد. 

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 1ـ این سخن هرگز بمعنای نفی فضیلت تشرف خدمت حضرت صاحب الامر(ص) و ملاقات ایشان نیست؛ چراکه اگر دیدار آن حضرت فضیلت نداشت هرگز به ما سفارش نمیکردند که در هر بامداد و به هنگام تجدد عهد با امام عصر(ع) با خدای خود نجواکنید که:«اللهم ارنی الطلعه الرشیده»؛ بارخدایا آن چهره زیبای رشید را به من بنمای. بلکه این سخن ناظر به دیدگاههایی است که ملاقات امام زمان(ع) و تلاش برای رسیدن به آنرا به عنوان اصلی ترین وظیفه منتظران مطرح می کند.

 2ـ افق حوزه(هفته نامه خبری حوزه های علمیه)،44     

 3ـ آیت الله جوادی آملی، همان.

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت سوم

 مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

قسمت سوم

3ـ خطرات دامن زدن به موضوع تشرفات

 امروزه شاهد هستیم که گروهی از نویسندگان، سخنرانان و گردانندگان محافل و مجالس مذهبی برای جلب توجه عوام و جذب هرچه بیشتر آنها به موضوعات و مباحث مهدوی، با به فراموشی سپردن فلسفه واقعی انتظار و کارکردهای اجتماعی آن، مردم را صرفاً به نقل خواب و رؤیا و حکایات ضعیف و بی اساس مشغول داشته و با بستن باب هرگونه تعقل و تدبر در معارف مهدوی، برداشتهای سطحی خود از روایات را ملاک تحلیل و بررسی پدیده ظهور قرار داده اند.

سخنرانی ها و آثار مکتوبی که از سوی این گروه ارائه می شود، مخاطبان جوان خود را از رسالت سنگینی که در برابر حجت خدا، حضرت صاحب الامر(ع) و مسئولیت بزرگی که در برابر اجتماع خود دارند، غافل سخته و آنان را به این اندیشه وامی دارد که تنها باید در خلوت خود در جستجوی امام غایب بود و تلاش کرد که با بدست آوردن ادعیه،توسلات و ختوماتی راهی برای تشرف خدمت آن حضرت پیدا کرد.1 قطعاً اگر این قبیل افراد به آرزوی خود دست نیابند و راهی برای ملاقات با امامشان پیدا نکنند دجار دل زدگی و ناامیدی شده و شاید بطور کلی از فرهنگ مهدوی روی گردان می شوند.

 خطر دیگری که این قبیل سخنرانی ها و آثار دارد این است که اعتقاد به امام مهدی(عج) را در نزد کسانی که هنوز به حقایق شیعه و عمق اندیشه مهدوی پی نبرده اند، اعتقادی موهوم و آمیخته با خرافه جلوه می دهد.

با توجه به این آسیبها و خطرات است که مراجع عظیم الشأن تقلید و علمای حوزه، افراد را از دامن زدن به این مباحث برحذر داشته و همه را دعوت به پرداختن بیشتر به مباحث اعتقادی و معارف اصیل و حقیقی دین می کنند.

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در این زمینه میفرماید:

باید همه باور نماییم که آن حجت خدا نظاره گر اعمال ماست. باید بدانیم مهمترین مسئله مورد نظر ایشان مسائل اعتقادی و عملی است و از این جهت لازم است هرچه بیشتر در رابطه با مسائل واقعی اسلام ساعی و کوشا باشیم و از خرافات و دروغگویی و خوابهای بی اساس و ادعاهای واهی پرهیز کنیم و بدانیم که این امور غیرواقعی، چهره اسلام و شیعه را مشوه و زبان طعن دشمنان را می شگاید. باید واقعیتها و معارف اصیل و حقیقی را که دین ما مشحون از آنهاست بیاموزیم.2

 بیان حضرت آیت الله جوادی آملی نیز در این زمینه راهگشاست. ایشان می فرماید:

 می بایست پژوهشگران و محققان بسیار ژرف اندیشی داشته باشید تا آنچه را درباره وجود مبارک حضرت(ع) است از هم تفکیک کنند. باید مدعیان رؤیت، بساطشان را جمع کنند، چون افراد به شدت به حضرت علاقمند و ارادتمندند، اگر کسی اادعای رؤیت کند و ظاهرالصلاح هم باشد ممکن است مقبول قرار بگیرد و این مشکلات فراوانی دارد.3

 با توجه به آنچه بیان شد بر همه گویندگان و نویسندگان لازم است که به جای دامن زدن به موضوع تشرفات و طرح حکایتهایی که بعضاً اساس محکمی هم ندارد، تلاش خود را متوجه

 اصل لزوم انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم و یادآوری وظایف منتظران

 نمایند.

 

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 1ـ این سخن هرگز بمعنای نفی فضیلت تشرف خدمت حضرت صاحب الامر(ص) و ملاقات ایشان نیست؛ چراکه اگر دیدار آن حضرت فضیلت نداشت هرگز به ما سفارش نمیکردند که در هر بامداد و به هنگام تجدد عهد با امام عصر(ع) با خدای خود نجواکنید که:«اللهم ارنی الطلعه الرشیده»؛ بارخدایا آن چهره زیبای رشید را به من بنمای. بلکه این سخن ناظر به دیدگاههایی است که ملاقات امام زمان(ع) و تلاش برای رسیدن به آنرا به عنوان اصلی ترین وظیفه منتظران مطرح می کند.

 2ـ افق حوزه(خفته نامه خبری حوزه های علمیه)،44     

 3ـ آیت الله جوادی آملی، همان.

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه نهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت دوم

 

مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

 2ـ انواع و اقسام تشرفات

 یکی دیگر از موضوعاتی که باید بدان توجه داشت این است که آیا همه کسانی که ادعا میکنند با امام زمان عج ملاقات کرده اند،براستی شخص آن حضرت و وجود واقعی ایشان را دیده اند یا احتمالات دیگری در این میان وجود دارد؟

در پاسخ این پرسش باید گفت: احتمالات و فروض مختلفی در این زمینه مطرح است و هرگز نمیتوان ادعا کرد که همه مدعیان رؤیت امام مهدی ع به واقع آن حضرت را دیده اند.

حضرت آیت الله جوادی آملی در زمینه دسته بندی کسانیکه موفق به دیدار امام زمان ارواحنافداه شده اند، میفرماید:

خیلی از موارد است که انسان بیمار دارد،شفا پیدا میکند،یا گشمده ای دارد، پیدا میکند.اما آیا اینها بوسیله شخص حضرت است یا اولیای فراوانی که زیرنظر حضرت هستند، و یا شاگردان فراوانی که حضرت دارد؟ هیچ برهانی بر مسئله نیست که مثلا آن کسی که شخص گمشده را به منزل میرساند،یا مشکل کسی را حل میکند، شخص حضرت باشد.اولیای فراوانی رد خدمت و تحت تدبیر حضرت هستند.حضرت ممکن است به یکی از اینها دستور داده باشند و آن مشکل حل شود.در بعضی از وارد ان تمثلات نفسانی را انسان مشاهده میکند و خیال میکند واقعیت است. این بخش اول که مشهود است تمثلات نفسانی بوده، باید از واقعیت بینی جدا شود.

در بخش دوم که حقیقتاً کسی را می بیند و مشکل او حل میشود یا شفای مرضی بوده یا گمشده ای را به مقصد میرساند؛ در اینجا نیز هیچ برهانی ندارد که حضرت باشد یا شاگردی از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانی دارد. این 313 نفری که هستند، الان ممکن است افراد فراوانی باشند که تحت تدبیر آن حضرت مأموریتهایی را انجام میدهند.

بخش سوم،آن است که نظیر موحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت میرسد. این را هم بعضی منکر هستند،[ولی] این هیچ استبعادی ندارد، بلکه امکان هم دارد.اما در این بخش دو مسئله وجود دارد:1ـ فرد حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده ام؛2ـ ما حق نداریم قبول کنیم. به ما گفته اند که شما تکذیب کنید، یعنی نگوئید او دروغ میگوید، بلکه اثر عملی بار نکنید، تکذیب، بمعنای اینکه شما دروغ میگویید و حضرت غیرقابل دیدن است، نیست.1

با توجه به مطالب یاد شده میتوان گفت که:اولاً نباید هر عنایتی را که از سوی امام زمان عج به شخصی میشود و هر گره گشایی را که از سوی ان حضرت صورت میگیرد، به حساب ملاقات یا تشرف گذاشت و ثانیاً هر ادعای تشرفی را به سادگی پذیرفت و بر گفته های مدعی مهر تأیید زد.

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن سخنرانی) آیت الله جوادی آملی. موعود48

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه پنجم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت اول

اشاره :

 در سالهای اخیر توجه روزافزون اقشار مختلف جامعه، بویژه جوانان، به موضوع مهدویت و انتظار موجب رونق بازار کتابها و نشریات مرتبط با این موضوع شده و هر از چندگاه کتاب یا نشریه جدیدی به این جرگه وارد می شود.

پدیده یاد شده گرچه در جای خود بسیار مبارک و امیدوارکننده است، اما بیمها و نگرانیهایی را هم درپی دارد که جادارد علمای حوزه، صاحب نظران مسائل اعتقادی و مسئولان فرهنگی کشور با حساسیت و دقت نظر بیشتری این پدیده را مورد توجه قرار دهند.

یکی از موضوعاتی که در این میان بسیار حائز اهمیت بوده و نیازمند دقت و توجه بیشتری است، پرداختن افراطی به موضوع تشرفات و ملاقات با امام زمان علیه السلام است. متأسفانه موضوع یادشده این روزها دستمایه بسیاری از کتابها و نشریات نوظهور قرارگرفته و نویسندگان و ناشران این قبیل کتابها و نشریات تلاش می کنند که با داغتر کردن فضای بحث و گفتگو از این موضوع مخاطب بیشتری جلب کرده و بر تیراژ کتابها و نشریات خود بیفزایند.

با توجه به اهمیت موضوع یاد شده و بدلیل پرسشهای فراوان در این زمینه سعی به بررسی ابعاد مختلف آن داریم و تلاش می کنیم پاسخ مناسبی برای این پرسشها ارائه دهیم.

 

 1ـ امکان یا عدم امکان تشرف

 امام مهدی(عج) در آخرین توقیعی که خطاب به چهارمین نایب خاص خود، علی بن محمد سمری، صادر میکنند، میفرمایند ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر می میری، پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت تامه واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خدا و آن پس از مدتی دراز و بعد از آنکه دلها سخت شد و زمین از ستم پرشد، بوقوع خواهدپیوست. بزودی از شیعیانم،کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار(مشاهده)مرا میکنند. آگاه باشید هرکس پیش از خورج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است. 1

این توقیع شریف زمینه ساز بحث و گفتگوهای فراوانی در زمینه امکان یا عدم امکان ملاقات حضرت در زمان غیبت شده و علمای شیعه را به اظهارنظر دراین زمینه واداشته است.2 آنچه که از مجموع این بحث و گفتگو برمی آید این است که در اصل امکان ملاقات با آن حضرت تردیدی نیست و اینکه افراد زیادی در طول دوران غیبت کبرا به این شرافت نائل شده اند، گواه روشنی براین مدعاست،اما سخن در شرایط و ویژگیهای آن است.

یکی از نکاتی که همه علمای شیعه دراین زمینه برآن اتفاق نظر دارند این است که در عصر غیبت کبرا باب نیابت و سفارت،بگونه ای که در مورد نایبان خاص آن حضرت و در دوران غیبت صغرا وجود داشت، بسته شده و هیچ کس نمیتواند ادعاکند که با آن حضرت در ارتباط بوده و هر زمان اراده کند میتواند با ایشان ملاقات کند؛ یابطورخاص ازسوی ایشان نیابت یافته که اموری را به انجام رساند یا دستورهایی را به مردم ابلاغ کند.

نکته دیگری که بسیاری از علمای شیعه در کتابها و آثار خود به آن اشاره کرده اند این است که ملاقات با امام زمان(عج) مستلزم لیاقتها و شایستگیهای خاصی است که حتی بسیاری از بزرگان به آن دست نیافتند و گروهی هم که به این توفیق دست یافتند با مجاهدتها و تلاشهای فراوانی بوده است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در این زمینه میفرماید:

امام(ع) وحید دهر است، مثل شمس آسمان است، همانطور که شما با دستتان نمیتوانید به آفتاب برسید، نمیتوانید به راحتی به امام برسید. 3

با توجه به آنچه گفته شد باید بسیار مراقب بود که در طرح موضوع ملاقات با امام زمان(عج) بگونه ای رفتار نکنیم که مردم گمان کنند هرکس میتواند ادعای رؤیت کند و هر ادعایی را هم، براحتی میتوان پذیرفت.

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 1ـ الغیبه طوسی،243.    

 2ـ برای مطالعه بیشتر ر.ک:«تشرفات بین نفی و اثبات» هادی دانشور .

 3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن یخنرانی) آیت الله جوادی آملی.

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

با ارسال اين مطلب براي دوستان خود ما را ياري نمائيد...

 

 

 

 

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه دوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
آفتاب در غربت...قسمت آخر

چرا حضرت مهدیعجل الله تعالی فرجه الشریف را

غــــــــریـــــب

می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

۴ـ امام دور از اهل و دیار

 یکی از معانی رایج غربت، دورافتادن از اهل(نزدیکان درجه اول) و دیار و سرزمین خویش است.

 از آنجایی که امام عصر ارواحنافداه، به امر الهی از اهل و دیار خود کناره گیری کرده اند، غریب هستند و جای خالی ایشان در میان دوستان و نزدیکانشان مشهود است. تمام ائمه اطهار علیهم السلام به سرزمین جدشان پیامبر بسیار علاقمند بودند، امام زمان صلوات الله علیه نیز به زندگی در مدینه و اطراف آن علاقمند هستند اما برای محفوظ ماندن از شر دشمنان در محل دورافتاده ای سکنی می گزینند. هرچند جای خالی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مردم و دوستدارانشان مشهود است، اما

دلهای مؤمنان واقعی همواره نزد مولایشان است و جز به ایشان قرار و آرامش ندارند.

آنچه دلهای دوستداران حضرتش را به درد می آورد، این است که گل سرسبد هستی که همگان به طفیل او زنده اند و از کنار سفره او روزی می خورند، در جایگاه شایسته اش در عالم جای ندارد و از دوستداران و تزدیکان خویش هم دور افتاده است و شیعیان چاره ای جز صبر و دعا برای این غریب دور از اهل و دیار ندارند.

۵ـ امام بی یار و یاور

یکی دیگر از معانی صریح  روشن غربت«کم بودن اعوان و انصار» است. کسی که به اندازه کافی یار و یاور نداشته باشد، حقیقتاً غریب است.

یاران امام عصر سلام الله علیه مؤمنان واقعی هستند؛ کسانی که هم در اعتقاد و هم در عمل اهل ایمانند. آنان هیچ چیز را بر اطاعت از دستوران امامان خود ترجیح نمی دهند و در مقابل خواست ایشان که همان دین صحیح و شرع مطهر اسلام است تسلیم محض می باشند.

بنابراین اگر بخواهیم یاران واقعی امام عصر ارواحنا فداه را بشناسیم باید آنها را در میان مؤمنانی جستجو کنیم که در اعتقاد و عمل به خود مو به مو از ائمه اطهار علیهم السلام فرمان می برند. آنان اطاعت از خدا را با اخلاص در بندگی او همراه کرده اند و لذا خداشناس واقعی شده اند.

چنین مؤمنانی در هر زمان بسیار اندک یافت می شوند. ویژگی تسلیم محض بودن نسبت به امام همان چیزی است که نشانه کمال ایمان در انسان می باشد و متأسفانه در میان مؤمنان بسیار کم یافت میشود.

 کمتر مؤمنی پیدا می شود که در مقام تصور و فکر، خود را تسلیم محض امامش نداند.

 اما آنچه مهم است مقام عمل است و اینکه

اگر عمل به فرمایش امام با خواسته های مورد علاقه انسان هماهنگ نباشد آیا از جان و دل حاضر می شود که خواست ایشان را بر خواست خود ترجیح دهد؟!

اگر کسی چنین بود می توان گفت که بر اعتقاد خود نسبت به امام ثابت قدم مانده است.

حضرت امام باقر علیه السلام در وصف مؤمن واقعی 3 بار فرمودند:

«مؤمن غریب است.»

وقتی مؤمنان واقعی که یاران خاص امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند چنان کمیاب باشند که با عنوان غریب یاد شوند، غریب بودن خود امام به معنای بی یاور و یار بودن حضرتش روشن و مسلم است.

 

پـــایـــان

  مأخذ : کتاب آفتاب غربت، سید محمد بنی هاشمی ـــــــ موعود 59

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات

بفرستید...

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه بیست و نهم دی 1384  نظر بدهيد!
آفتاب در غربت...قسمت دوم

چرا حضرت مهدیعجل الله تعالی فرجه الشریف را

غــــــــریـــــب

می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

۲ـ امام از یاد رفته

 گاهی غریب به کسی اطلاق می شود که از یادها رفته باشد، یعنی آنچنانکه شایسته اوست از او یاد نمی شود. این معنا از غربت در مقابل ذکر است که گاهی قلبی و گاهی زبانی است. پس فراموش شدن قلبی یا زبانی منشاء غربت به معنای دوم می باشد. اگر ولی نعمت از نظر قلبی مورد بی توجهی قرار گیرد و یاد او از دل ما محو می شود، در حقیقت شکر قلبی نسبت به او انجام نپذیرفته است و از همین جهت غریب می باشد، چون در دل از یاد رفته است. از طرفی اگر معرفت قلبی بر زبان جاری نگردد در انجام وظیفه شکر زبانی منعم کوتاهی شده است و از این جهت هم می توان او را غریب دانست. چون آنچنانکه باید و شاید از او یاد نمی شود و عملاً از یاد رفته زبانی است. ذکر زبانی برخاسته از معرفت و ذکر قلبی است اما خود زمینه معرفت و ذکر قلبی را در کسانی فراهم می سازد که از شناخت منعم محروم هستند و همین معرفت زمینه یاد کردن قلبی و زبانی را در آنان نیز بوجود می آورد.

امام زمان سلام الله علیه نعمتی هستند که جایگزین ندارند و خلأ ناشی از عدم شناخت ایشان به هبچ صورتی پر نمی شود. بنابراین انسان عاقل و فهمیده به هر بهانه ای از امام خویش یاد می کند و می کوشد که ایشان در قلب او جای داشته و دل سراپرده محبت او باشد و هیچ گاه فراموش نشود.

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به خواست خداوند متعال ولی نعمت اصلی همه مخلوقات هستند، پس بیشترین حق را بر مردم دارند و

باید در بالاترین حد ممکن ایشان را یاد کرد.

اگر امام عصر ارواحنا فداه یاد نشود، در واقع خدای متعال مورد کفران قرار گرفته است.

 

3ـ امام فرونهاده

یکی دیگر از معانی غریب «فرونهاده» یا «وانهاده» یا «واگذاشته» است. فرونهاده به کسی گفته می شود که مهجور، متروک و معطل باقی مانده باشد.

این معنای غربت که ناشی از مهجور و متروک ماندن شخص است کاملاً به شکر مربوط می شود چراکه شکر عملی نسبت به هر نعمتی، استفاده مناسب از آن است و اگر نعمتی فرونهاده شود، معلوم است که مورد بهره برداری شایسته قرار نگرفته است.

راستی اگر بخواهیم در این زمان کسی را غریب بنامیم

جز این حجت بزرگوار الهی کسی را می یابیم؟!

 

 ادامه دارد....!!!

  مأخذ : کتاب آفتاب غربت، سید محمد بنی هاشمی ـــــــ موعود 59

التماس دعا

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه نوزدهم دی 1384  نظر بدهيد!
آفتاب در غربت...قسمت اول

چرا حضرت مهدیعجل الله تعالی فرجه الشریف را

غــــــــریـــــب

می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

با وجود همه تأکیدات عقلی و نقلی بر وجوب شکر نعمت های الهی، متأسفانه بسیاری از آنها مورد بی توجهی قرار می گیرد و در این میان، نعمت های بزرگ تر، بیشتر کفران می شود. در میان مخلوقات خدا از ابتدای خلقت تا انتهای آن هیچ کس به اندازه پیامبر اکرم و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین بر گردن مردم حق ندارد. ایشان مالک و واسطه همه نعمت های مادی و معنوی هستند و اگر انسان از نعمت وجودی ایشان محروم ماند تفاوتی با حیوان و گیاه ندارد. با این همه حق این سرچشمه فیض الهی هیچ گاه ادا نشده است و بدین علت «مکفر» نامیده شده اند.

انسان ها از کسانی که بیشترین حق را بر گردنشان دارند کمترین قدردانی را کرده اند

و آنها را مورد بی توجهی قرار داده اند.

    بیشتر مردم، حتی شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام با حقوق ایشان بطور کامل آشنا نیستند و معمولا عنایتی به ضرورت شکرگزاری از این نعمت بی مانند الهی ندارند. و در دنیای ما پیامبر و ائمه علیهم السلام خصوصا مولای عزیزمان حضرت مهدیارواحنا فداه مکفر و غریب هستند. برای این منظور معانی مختلفی از غربت ایشان را مورد توجه قرار می دهیم.

 1ـ امام ناشناخته

 «قدر ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته شخصی است وجود نداشته باشد او را می توان غریب دانست.

 به همین ترتیب اگر یک واسطه خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمت ها و برکات از جانب چه کسی به آنها رسیده است به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنانکه شایسته است ادا نمی کنند و لذا او غریب می ماند.

 از طرف دیگر اگر ولی نعمت شناخته شود ولی به خاطر بی توجهی یا به عمد از او قدرشناسی لازم نشود، کفران نعمات صورت می گیرد و این کفران نعمت به نوعی دیگر به غربت او می انجامد. نعمت حضرت ولی عصر سلام الله علیه یک نعمت عام و فراگیر است و همه خلایق را در برمی گیرد. چون همه موجودات از نعمت وجود ایشان بهره مند می شوند، بنابراین شکر نعمت وجود امام باید به گستردگی خود این نعمت فراگیر باشد.

 چونانکه در حال حاضر بر روی کره زمین، اکثر مردم اصلا امام زمان را نمی شناسند، یعنی نمی دانند میزبان و ولی نعمت آنها کیست؟ بر سر سفره او نشسته و نان و نمک او را می خورند اما هیچ گونه شکرگزاری نسبت به ایشان انجام نمی دهند. چون اصلا ایشان را نمی شناسند نا ضرورت شکر آن را بدانند.

 غربت امام زمان عجل الله تعالی له الفرج در بین عده دیگر مشهودتر و ناگوارتر است. این عده اقلیتی هستند که خدای منان امام زمان ارواحنا فداه را به آنها شناسانده است و آنها می دانند که آن حضرت حجت خداست و به آن اذعان دارند؛ لذا در زمره شیعیان قرار می گیرند، ولی قلباً قدرشناس حضرتش نیستند. این معنا از غربت امام دقیقا به مشکور نبودن آنان برمی گردد.

 از طرف دیگر اکثر افراد عادی که معلومات چندانی درباره دین ندارند و مطالعات و شنیده های دقیق و صحیحی درباره امامت و اوصاف امام ندارند و هیچ ضرورتی هم برای مطالعه در این باب احساس نمی کنند؛ در حالی که همین افراد برای انجام امور دنیوی نهایت دقت را به خرج می دهند، از افراد خبره و آگاه در انجام امور کمک می گیرند، ولی نسبت به امور معنوی بی تفاوت هستند و برایشان ارزشی ندارند و حال آنکه در انجام این امور باید کوشید و برای انجام آن باید راهنما داشت.

امام باقر علیه السلام در باب ضرورت رجوع به خبره و راهنما در مسایل دینی در مقایسه با امور دنیوی می فرمایند

ای ابوحمزه! یکی از شما که می خواهید چند فرسخ دور شوید راهنما می گیرید، در حالی که تو نسبت به راه های آسمان در مقایسه با راه های زمینی ناآگاه تر هستی پس برای خود دلیل و راهنما بجوی.

 ادامه دارد....!!!

 

  مأخذ : کتاب آفتاب غربت، سید محمد بنی هاشمی ـــــــ موعود 59

التماس دعا

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه نوزدهم دی 1384  نظر بدهيد!
موضوعات

قرآن و عترت

مهدویت

گفتگو

حجاب

چشمه سار عشق

واحد ادب و هنر

واحد معرفت

مطالب علمی

راه محمد صلی الله علیه و آله

واحد ضد صهیونیست

 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 

لينک دوستان

عضویت در گروه اینترنتی انتظار یار

 

امكانات ديگر


 

 
 
 
 
 
 

www.waiting.ir

 

All Right Reserved By alm.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University

این قالب فقط برای وبلاگهای عضو دانشگاه مجازی انتظار تهیه شده است و استفاده از آن در موارد دیگر مستلزم پرداخت هزینه طراحی خواهد بود