تبليغاتX
گروه اینترنتی انتظار یار
 
بسم الله الرحمن الرحیم  به وبلاگ  گروه اینترنتی انتظار یار  خوش آمدید

                  گروه اینترنتی انتظار یار 

   

                

     

  

  

 
  اللهم صلعلی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 

آخرين مطالب ارسالي سایت
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
منجی و منجی باوری! دوشنبه پانزدهم مهر 1387
حق خوري تو روز روشن - قسمت اول جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
حاکم آسمانی جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
شرح جلوه جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
زیباترین غریب! جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
ای بهانه تمام اشک های صبح جمعه ام جمعه بیستم اردیبهشت 1387
جواز یاوریت عطایمان کن! جمعه بیستم اردیبهشت 1387
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب
مهر 1387
اردیبهشت 1387
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
 


نمایش عظیم

 

  نمایشی عظیم از تمامی اصول و فروع دین

 قسمت چهارم و آخر

از میان تمامی فروع تنها حــج حــســیـــن ـ جان عالمی به فــدایش ـ به ظاهر نیمه کاره مانده. و او ـ روحی فداه ـ آن را رها کرده و به کربلا آمده است.

 امام حسین ـ درود خداوند بر اوـ در شرایطی است که حج عادی نمی تواند گزارد. او با خانه راز نمیتواند گفت. او با منزل معاشقه نمی تواند کرد. چاره ای نیست جز آنکه از خانه به صاحبخانه درآید.

 او از کعبه راه را کج می کند اما نه به این دلیل که حج نکند یا نیمه کاره کند. او در جایی ایستاده است که حجی چون دیگر حاجیان او را راضی نمی کند.

او باید حجی کند که چشم بنیانگذار خانه خیره بماند و انگشت حیرتِ حج گزاران تاریخ در دهان.

او به دنبال کاملترین حج می گردد. برای کسی که خدا به زیارتش می آید و بر او سلام می کند، زائر خانه بودن قانع کننده نیست. استلام حجرالاسود هرچند دست دادن با خداست اما نه برای آنکه دستهای خدا ملتهب در آغوش گرفتن اوست. او مشتاقانه به دیدار صاحبخانه می شتابد بی آنکه هیچ یک از رموز دیدار خانه را فرو گذارد.

زیارت خانه را به لباس احرام درباید آمد.

حسین ـ سلام مُحرمان واقعی بر اوـ در میقات نینوا به لباس سرخ نادوخته عشق محرم می شود و تازه این احرام نیز همه احرام او نیست. آن لباس کرباسی سپید که از فاطمه(سلام الله علیها) به یادگار مانده است چطور؟ شاید، اما او را غیر از همه این احرامها احرام دیگری است. احرام سرخی که در قتلگاه تن پوش حسین می شود.

حاجیان، لبیک را از میقات آغاز می کنند و کعبه را که می بینند لب فرو می بندند.

شاید بتوان دریافت حسین ـ سلام دلسوختگان بر او ـ لبیک را از کجا آغاز کرده است، اما کسی نمیداند که او در کجا لب از لبیک فرو بسته است. چه دیده است که نیاز به لبیک را مرتفع دانسته است.

حاجیان به خانه که می رسند پاسخ آمدم ـ به درخواست بیا ـ را که دیگر تکرار نمی کنند. او در کجا، به کجا رسیده است که آمدم را در حنجره فرو خورده است. او چه دیده است؟ این را نمی دانم و طواف حسین را ـ سلام الله علیه ـ یا بیانش را نمی توانم.

بعد از طواف و قبل از سعی نوشیدن از آب زمزم مستحب است. این را هم نمی دانم او چه کرده است.

حسین ـ جان ساعیان مخلص به فدایش ـ در میان صفا و مروه سعی نمی کند. سعی او میان خیمه و میدان است، در زیر شعله های سوزان آفتاب.

زمان کوتاه است و خدا در انتظار، و عاشقی که چنین معشوقی را در انتظار دارد چگونه چون همه و همیشه عمل کند؟ بوی معشوق آنچنان در شامه عشق پیچیده است که ترتیب و توالی نمی شناسد چه باک اگر قربانی و حلق قبل از وقوف در عرفه باشد.

اگر از اصطکاک پای اسماعیل آب جاودانه زمزم جوشیده است؛ از اصطکاک پای اصغر تشنه در کربلا خون جاودانه می جوشد. اینجا نه زینب و اصغر و حسین ـ سلام الله علیهم ـ به آب متقاعدند و نه خدا راضی می شود که بر آتش عشق دلسوختگان، آب بریزد. حسین به یاد دارد که خدا قربانی را از ابراهیم نپذیرفته است و یکی از نگرانیهای عظیم حسین در عاشورا همین است. به همین دلیل آنگاه که اسماعیل حسین ـ روحی فداه ـ از آغوش پدر به آغوش خدا عروج می کند و قربانی قبول درگاه می افتد حسین ـ سلام فرزانگان تاریخ بر او ـ شاید از شعف، خون از گلوی کودک شش ماهه برمی دارد و به آسمان می پاشد.

و اکنون نوبت تقصیر است. زدن موی سر و گرفتن ناخن، حلق و تقصیر من و شماست.

حسین ـ درود ابراهیم بر او و سلام اسماعیل ـ آنچنان عاشق است که ناخن نمی گیرد انگشتر می گیرد ـ یا می دهد، نمی دانم ـ انگشتری مزین به خون و انگشت.

نعوذبالله زنان مصر با دیدن یوسف به جای ترنج دستها ببرند و این عاشقترین تاریخ در دیدار با خدا به جای ناخن انگشت ندهد؟ حاشا و کلا.

حلق من و شما تراشیدن موست، آنکه آتش عشق جانش را گداخته و خاکستر کرده است که موی از سر نمی شناسد. او از حنجره حلق می کند و محاسن سپید به سرخی خون حلق می آراید.

حسین حلق و تقصیر هم کرده است اما سعی هنوز نیمه کاره است. آتش اشتیاق، جگر حسین سلام الله علیه را کباب کرده است. بار آخر سعی را چگونه به انجام رساند؟! ملکوتیان خیمه حسین ـ جان عالمی به فداش ـ گمان برده اند که حسین در صفای قتلگاه مانده است، آنگاه که بار آخر سعی را ذوالجناح بی حسین آمده است.

ولی... اما... آن لحظه که سر حسین هروله کنان بر بالای نیزه ها درخشید، دریافتند که نه، بارآخر را حسین ـ شمع جاودان آفرینش ـ سر جدا، پیکر جدا، اخگر جدا، مجمر جدا، سعی می کند، بند از بند استخوان عاشق دلسوخته در این سعی جدا گشته است.

 

یـــا لـــیــتــنــی کــنــت مــعــک فـــافـــوز فـــوزاً عــظــیــمـــاً

 

 

این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟!

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه بیست و نهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت چهارم

 مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

قسمت چهارم

4ـ محوریت یا عدم محوریت تشرف

 نکته دیگری که در این زمینه حائز اهمیت است این است که آیا موضوع درخواست ملاقات با امام عصر(ع) و تشرف خدمت ایشان از موضوعات محوری مباحث مهدویت است یا خیر؟

 با بررسی روایات مهدوی بدست می اید که آنچه بیش از هر موضوع دیگری در عصر غیبت اهمیت دارد، معرفت امام عصر(عج)، منتظر بودن و عمل به شرایط انتظار و تکالیف منتظران است. تا آنجا که به تعبیر روایات حتی اصل درک زمان ظهور هم چندان موضوعیتی نداشته و مهم این است که شیعه منتظر در زمان غیبت امام خود را به درستی بشناسد و به وظایف خود در برابر او به خوبی عمل کند. که در این صورت، درست مانند کسی خواهد بود که زمان ظهور را درک کرده و با امام خود همراه و همداستان است.

 برای روشن شدن این موضوع چند روایت را با هم مرور می کنیم:

 ابو بصیر می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: « فدایت شوم، این گشایش کی فرا می رسد؟»

   آن حضرت فرمود: « ای ابابصیر! آیا تو از آن گروهی که به دنبال دنیایند؟ هرکس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش برای او گشایش حاصل می شود. »

 امام رضا (ع) نیز در پاسخ «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش می پرسد، می فرماید:« آیا تو نمی دانی که چشم به راه گشایش بودن، خود [چزئی] از گشایش است؟» او در پاسخ می گوید:« نمی دانم، مگر اینکه شما به من بیاموزید.» آن حضرت بار دیگر می فرماید: «آری، انتظار گشایش، [جزئی] از گشایش است.»

 بر اساس همین نگرش است که در روایت های متعددی تأکید شده که برای منتظران واقعی تفاوتی ندارد که ظهور را درک کنند یا نکنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) می خوانیم:

 «هرکس بمیرد در حالی که منتظر این امر باشد همانند کسی است با حضرت قائم(ع) و در خیمه اش بوده باشد...» .

آری، اگر کسی در عصر غیبت مؤمنانه زندگی کند؛ از بدی ها و زشتی ها دوری گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تکالیفی را که صحنه حیات فردی و اجتماعی متوجه اوست، به درستی به جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعی را که همان یافتن راه هدایت و رستگاری و رسیدن به سعادت و نیک بختی در دنیا و آخرت است، نصیب او می سازد و در این صورت است که پیش افتادن ظهور برای او هیچ تفاوتی نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظر خویش را درمی یابد.

از این رو می توان گفت که برای منتظران واقعی آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد عمل به تکلیف و وظیفه در برابر امام عصر(ع) است و موضوع ملاقات با آن حضرت برای آنان در مرتبه بعدی قرار دارد. 

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 1ـ این سخن هرگز بمعنای نفی فضیلت تشرف خدمت حضرت صاحب الامر(ص) و ملاقات ایشان نیست؛ چراکه اگر دیدار آن حضرت فضیلت نداشت هرگز به ما سفارش نمیکردند که در هر بامداد و به هنگام تجدد عهد با امام عصر(ع) با خدای خود نجواکنید که:«اللهم ارنی الطلعه الرشیده»؛ بارخدایا آن چهره زیبای رشید را به من بنمای. بلکه این سخن ناظر به دیدگاههایی است که ملاقات امام زمان(ع) و تلاش برای رسیدن به آنرا به عنوان اصلی ترین وظیفه منتظران مطرح می کند.

 2ـ افق حوزه(هفته نامه خبری حوزه های علمیه)،44     

 3ـ آیت الله جوادی آملی، همان.

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

گروه اینترنتی انتظار یار

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384  نظر بدهيد!
دلیل پوشش

 

حجـاب     بخش هفتم

 

دلیل پوشش در اسلام

1.   آرامش روانی   .......

 2.  استحکام پیوند خانوادگی   ....... 

3- استواری اجتماع

 یکی دیگر از دلایلی که اسلام پوشش (حجاب) را برای جامعه لازم دانسته استواری و  استحکام جامعه است.

 كشانيدن تمتعات جنسی از محيط خانه به اجتماع ، نيروی كار و فعاليت‏ اجتماع را ضعيف می‏كند . برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده‏گيری كرده‏اند و گفته‏اند : " حجاب موجب فلج كردن نيروی نيمی از افراد اجتماع است " بی حجابی و ترويج روابط آزاد جنسی موجب فلج كردن نيروی اجتماع است.

آنچه موجب فلج كردن نيروی زن و حبس استعدادهای او است، محروم ساختن او از فعاليتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنين چيزی وجود ندارد.

 اسلام نه می‏گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه می‏گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد - بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است - و نه فعاليت اقتصادی خاصی را برای زن تحريم می‏كند.

 اسلام‏ هرگز نمی‏خواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودی عاطل و باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناء صورت و دو دست مانع هيچگونه فعاليت فرهنگی يا اجتماعی يا اقتصادی نيست.

 آنچه موجب فلج كردن نيروی اجتماع است آلوده‏ كردن محيط كار به روابط بی بند و بار و لذتجوئيهای شهوانی است.

 آيا اگر پسر و دختری در محيط جداگانه‏ای تحصيل كنند و فرضا در يك محيط درس می‏خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشی نداشته باشند بهتر درس می‏خوانند و فكر می‏كنند و به سخن استاد گوش می‏كنند يا وقتی كه‏ كنار هر پسری يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالای زانو نشسته باشد؟

     ...... ادامه دارد                                                   برگرفته از کتاب مساله حجاب استاد مطهري

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384  نظر بدهيد!
نمایش عظیم...قسمت سوم
 

  نمایشی عظیم از تمامی اصول و فروع دین

 قسمت سوم

 ... نمازی که تا آن زمان آنقدر در کلام و منبر و محراب تأکید شده است، تنها در صورتی می ماند و جاودانه می شود که جوانانی سالار و عاشقانی برومند سپر تیرها و نیزه ها و سنگها قرار بگیرند. و به قدرت هزاران مرد ایستاده بمانند و هزاران زخم را بر یک تن تاب آورند. تا نماز به اتمام رسد و تازه در آخر، یکی ته مانده رمقش را سؤالی کند و در پای امام جماعت بریزد که:

 ــ یا حسین! جانمان به فدایت تو از ما خشنودی؟ وظیفه مان را آنچنان که رضای توست به انجام رساندیم؟ و امام جماعت روحی فداه سرهاشان را به دامن بگیرد و بر جای زخمهایشان بوسه زند.

 آری این نماز است که ماندن نماز را تا قیامت تضمین می کند.

اگر نماز حسین در عاشورا در زیر باران مداوم نیزه ها نبود اکنون نماز مانده بود؟ تشنگی تابستان را با دهان روزه از آن جهت تاب می آوریم که ذره ای از عطش جگرسوز حسین را در کربلا تجربه کنیم. بی یاد حسین تحمل روزه در گرمای سوزان جبهه ها چگونه ممکن بود؟
 
اگر روزه های متوالی و بی افطار حسین نبود و اگر حسین تشنگی را تا رسیدن به پدر ـ ساقی کوثرـ تاب نیاورده بود، آیا روزه تا به حال مانده بود؟

حسین در جایگاهی از عشق ایستاده است که خمس و زکات مادی اقناعش نمی کند. (حسنات الابرار سیئات المقربین) او از مال جه دارد که بخواهد پنج یک آن را در راه خدا نثار کند! او از فرزندان و خویشان و صحابیش در راه خدا بذل می کند. اما نه پنج یک، که راضی نمی شود. علی اکبر را به میدان می فرستد، متقاعد نمی شود هرچند از هر جهت شبیه پیامبر است اما با یک هدیه به دیدار معشوق شتافتن و باز هم در خانه داشتن و نیاوردن! با منطق عشق سازگار نیست. عون را، جعفر را، عباس را، قاسم را، و... علی اصغر را. انفاقی این چنین شایسته حسین است.

جهاد را و امر به معروف و نهی از منکر را که دیگر نیازی به توضیح نیست، اساس فلسفه قیام حسین براین اصول استوار است.

تنها حج می ماند که به ظاهر نیمه کاره مانده است.

 

 ادامه دارد...!!!

این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟!

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384  نظر بدهيد!
نمایش عظیم...قسمت دوم

  نمایشی عظیم از تمامی اصول و فروع دین

 قسمت دوم

 

  ... سروش عشق از نای خون آلوده او سرود «فلیرغب المؤمن فی لقاء ربه محقا» سر می دهد و سر بریده اش حتی در زیر ضربات چوبهای خیزران برای دشمن تداعی معاد می کند و تاب و تحمل می رباید تا اکنون پس از گذشت هزار و اندی سال جوانان ما در زیر رگبار خمپاره ها به عشق دیدار خداوند تاب آورند.

حسین ـ روح پروانگان عالم به فدایش ـ به نمایندگی از خداوند عادل به عنوان خلیفه و جانشین او در زمین برای برپایی عدل و داد و ریشه کن ساختن حکومت ظلم قیام کرده است. او می خواهد حکومتی ایجاد کند که مفسر و مبین عدل خداوند باشد. درد جانگداز حسین «ان الحق لا یعمل به» است و غم جگرسوز او «ان الباطل لا یتنهی عنه». این ضرورت است که حسین را به کربلا آورده است.

زمان حرکت حسین به کربلا زمانی است که مردم به طواف بیت الله مشغولند و او اگر پیشاپیش مردم همچنان بر گرد کعبه می گشت امامت را مطرح نکرده بود و نیز اگر در زمان دیگری مردم را به کربلا می خواند امامت به قوتی که باید، مطرح نشده بود.

او زمانی مردم را به میدان کارزار می خواند که خیل مردمان به طواف کعبه مشغولند و او زمانی فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سر می دهد که هنوز عده ای در حرم خداوندند و این بدان معناست که اگر اعتقاد به ولایت نباشد و اگر پیروی از امامت نباشد گشتن بر گرد خانه خدا هم عبث است، بیهودگی است. بی امام، طواف کعبه هم حتی بی ثمر است. و همیشه چنین بوده است که هرکه پای در بند ولایت خدایی نکرده است لاجرم گردن به ریسمان شیطان سپرده است. بی امام راه رفتن، جنگیدن، نشستن، برخاستن، نماز و حج کردن و حتی تنفس نمودن هلاکت است.

(مَن ماتَ وَ لَم یُعرَف امامَ زَمانه ماتَ میتةَ الجاهلیّة)

 آنها که با حسین برنخاسته اند، به راه نیفتاده اند و به کربلا نیامده اند به جاهلیت مرده اند هرچند داخل خودِ خانه به نماز ایستاده باشند.

طرح مسأله امامت اگرچه در همه زمانها مردم را به انتخابی سترگ واداشته است ولی حسین این اصل را در حساسترین مقطع تاریخ بیان می کند و طبیعتا انتخاب را مشکلتر.

 حسین بین اعتقاد به امامت و عدم اعتقاد به آن، انتخاب سومی را فی مابین قرار نمی دهد. هرکه به امامت او در آن زمان ـ و همه زمانها ـ عملاً پاسخ مثبت دهد بالاترین منزلت را در نزد خداوند می یابد و هر که به نحوی عَلَم مخالفت برافرازد یا فقط نپذیرد بی شک در لشکر یزید ثبت نام کرده است اگرچه خود نداند و این امامتی است که حسین سلام الله علیه در روز عاشورا مطرح می کند.

حسین ـ امام جان بر کفان دلسوخته ـ در عاشورا تنها اصول دین را عملاً اثبات نمی کند. او تمامی فروع را نیز بی هیچ کم و کاستی در عاشورا بجا می آورد که لوح اسلام بی خدشه ای محفوظ بماند. او آمده است تا ذره ذره وجود اسلام را با رنگ خون جاودانه کند.

 

 ادامه دارد...!!!

این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟!

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384  نظر بدهيد!
نمایش عظیم

  نمایشی عظیم از تمامی اصول و فروع دین

 قسمت اول

 

در اینکه اسلام به بهانه محرم مانده است و آوای اذان بر ورای گلدسته های هزار و چهارصد ساله به یاد عاشورا زنده، اسراری نهفته است و رموزی ناگفته، که گهگاه از گوشه و کنار، گوهری از آن کنز مخفی بروز می کند و رازی از اسرار بر زبان کنایت یا تصریح جاری می شود.

 و یکی از رموز پیچیده و متعدد شاید این باشد که حسین ـ جان شیفتگان به فدایش ـ شاگرد مکتب اسلام نیست، دست پرورده مربی اسلام نیست، بل خود اسلام محض است، خود مکتب است به تمامه و بی کم و کاست.

 و اینکه در میان تمامی روزهای قدسی، عاشورا نقطه عطف قرار گرفته است شاید به این دلیل باشد که عاشورا نمایشی عظیم بوده است از تمامی اصول و فروع اسلام. هرچند لحظه لحظه زندگی و سلوک سالار شهیدان، اسلام بوده است، لیکن فشردن همه معارف و اصول و فروع در یک ماه، در یک هفته یا یک روز را تنها مردی به صلابت حسین می تواند. دیگران توانسته اند اسلام را در طول حیات خود خلاصه کنند و خدا را در زندگی خویش معنا، اما کسی که بتواند این همه را در یک روز و نه در کلام و سخنرانی که در قالب هنرمندانه ترین و ظریفترین حرکات و اعمال بنمایاند تنها حسین است ـ سلام الله علیه ـ .

حسین سلام الله علیه حتی اگر در عاشورا سخنی از توحید نگفته باشد و اگر پرنده «الهی رضاً برضاک صبراً علی قضائک لا معبود سواک» از بام حنجره دردآلوده اش به سوی ملکوت اعلی پر نکشیده باشد؛ حضورش در عاشورا عرفان خالص و توحید محض است.

در گذشته اگر از حنجره عارفان و دهان موحدان، آوای آبی تسبیح و استغاثه برمی خاسته و در انتظار لبیک می گداخته است، او حنجره اش و دهانش و خونش خود تسبیح می شوند، پاسخ می گردند، لبیک می گویند، به آسمان می پاشند و بر زمین جاری می شوند. اگر پیش از او عابدان و موحدان خدا را به رکوع می ایستاده اند و کمر خم می کرده اند، او خم نمی کند که می شکند (الان انکسر ظهری). او همین قدر که از کعبه، عرفه را و دیدار خدا را به کربلا آمده است توحید را عینیت بخشیده است و عشق را تبلور و عرفان را اوج و سلوک را غایت.

حسین مرشد عاشقان و مراد رائدان، بارها و بارها با کردار و گفتار خویش اعلام می کند که برای تداوم اصل نبوت است که به میدان فتوت آمده است ( خرجت لطلب الاصلاح امت جدی ). برای استمرار حکومت رسول است که پانهادن به دشت آتش را، عاشقانه قبول کرده است.

(ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی) سینه من ـ پایداری دین محمد را ـ آماج تیر کفر و خنجر جهل گشته است مشتاقانه و عاشقانه. حسین ـ سرور شهیدان ـ در عاشورا به مرگ معنای تازه می دهد و شهادت را رنگ تازه می بخشد تا سرخی معاد در سیاهی حکومت « لا خبر جاء و لا وحی نزل » جاودانه بماند.

 ادامه دارد...!!!

این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟!

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

گروه اینترنتی انتظار یار

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384  نظر بدهيد!
چشمه سار عشق... شماره چهارم

از زبان امام حسین برای حضرت علی اصغر سلام الله علیهما

  گل شش ماهه ای دارم که عُمرش داستان دارد * شمیم دلنوازی در زمین و آسمان دارد

قدی نازک، رُخی دلجو، نگاهی مهربان دارد * همیشه باغی از خنده به روی باغبان دارد

« بُتی دارم که گِرد گل ز سنبل سایه بان دارد .  بهار عارضش خطّی به خون ارغوان دارد»

بُوَد گهواره جنبانش، پَر حور و مَلَک هر شب  ز هر سو بوسه می بارد بر آن چشم و دهان و لب

اگر گل تشنه گردد باغبان افتد به تاب و تب *** ندارد تاب اشک او، دل مارد، دل زینب

« غبارِ خط بپوشانید، خورشید رُخش یا رب *  بقای جاودانش ده که حُسن جاودان دارد»

برون از خیمه می آید، در آغوشش گلی، مولا *** نمانده بر رُخش رنگی نیاید از لبش آوا

خداوندا چه می خواهد امامِ عشق از اعدا؟  حسین و خواهش از دشمن؟ معاذالله عجب، حاشا!

« چه افتادَه است در این ره که آن سلطان معنی را 

  بدین درگاه می بینم که سر بر آستان دارد»

به روی دست خود اینک بگیرم جان شیرینم . که سیرابش کند شاید ز خجلت، خصمِ پر کینم

چه داری حرمله در سر؟ نگاهت کرده غمگینم . مزن بر حنجر اصغر، بزن بر قلب خونینم

« از چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که می بینم 

  کمین از گوشه ای کردَه است و تیر اندر کمان دارد»

 

 پی نوشت

 * تضمین آئینی از غزل 120(دیوان قزوینی) 146(نسخه خلخالی) حافظ توسط استاد حسن بیاتانی

 

 

   امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکس که نزد او یاد شویم و چشمانش اشک آلود شود، خداوند چهره اش را بر آتش حرام می کند.

 بحارالانوار ج44 ص285

 

 عفو و بخشش

یکی از غلامان امام حسین(ع) مرتکب خلافی شد و امام(ع) دستور داد او را تازیانه زنند.

غلام گفت: ای مولای من قرآن می فرماید: « و الکاظمین الغیظ؛ مؤمنین غضب خود را فرو می نشانند.»

حضرت فرمود: رهایش کنید.

غلام ادامه داد: «و العافین عن الناس؛خطای مردم را می بخشند.»

حضرت فرمود: تو را بخشیدم.

غلام ادامه داد: «و الله یحب المحسنین؛ خداوند نیکوکاران را دوست دارد.»

امام فرمود: تو را آزاد کردم و برای تو دو برابر آنچه می دادم مقرر کردم.

 مأخذ : محجة البیضاء،ج4،ص228.

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه هفدهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
دلیل پوشش ... قسمت ششم

حجـاب     بخش پنجم

دلیل پوشش در اسلام

1.   آرامش روانی .......................

در قسمت پیش نوشتیم در دین اسلام دستور داده شده  كه زن و مرد نا محرم نبايد به يكديگر خيره شوند ، نبايد چشم چرانی كنند، نبايد نگاههای مملو از شهوت به يكديگر بدوزند، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند.  

يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏ گری و دلربائی نپردازند.

 حال این سوال مطرح است که چرا پوشش فقط به زنان اختصاص یافته و مردان به این اندازه ملزم نشده اند ؟

 دلیل اين است كه ميل به خودنمائی و خودآرائی بر طبق طبیعت و سرشت انسان، مخصوص زنان است . 

 

از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچی،

همچنانكه

از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچی.

 ميل زن به خودآرائی از اين نوع حس شكارچي گری او ناشی می‏شود، در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند.

اين زن است كه به حكم‏ طبيعت خاص خود می‏خواهد دلبری كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد،

به همین دلیل انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان‏ است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گرديده است.

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه شانزدهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ظهور عشق ... شماره سوم

 سلام بر قاسم بن الحسن علیهما السلام

  امام زمان ارواحنا فداه در زیارت شهدای کربلا : « سلام بر قاسم فرزند حسن بن علی! همو که ضربت بر سرش فرود آمد... عمویش حسین علیه السلام چون باز شکاری بر سرش حاضر شد و او در حال جان دادن پایش را به زمین می کشید و امام حسین علیه السلام بدو می فرمود:" از رحمت خدا دور باشد مردمی که تو را کشتند!... به خدا سوگند! بر عمویت سخت است که او را بخوانی و او نتواند پاسخت گوید"».

 مردی در محضر سیدالشهداء سلام الله علیه گفت : محبت و احسان به نا اهل به  هدر  می رود،

حضرت فرمود: چنین نیست، نیکی همانند باران است که برنیک و بد می بارد.

 مأخذ : تحف العقول

 

 

شباهت های سـیـد الـشهـداء سلام الله علیه و حـضرت مـهـدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 2 ـ اهتمام پیغمبران گذشته به گریستن برای حضرت امام حسین سلام الله علیه و برپا نمودن مجالس سوگواری و مرثیه پیش از شهادت آن جناب ؛ که نظیر اهتمام امامان گذشته است در دعا کردن برای فرج مولی حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و طلب ظهور آن بزرگوار پیش از وقوع غیبت.

 ادامه دارد...!!!

 مأخذ : مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم ارواحنا فداه

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه شانزدهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
چشمه سار عشق... شماره سوم

 از زبان حضرت رقیه سلام الله علیها برای امام حسین سلام الله علیه

 رفتی و در غم تو بیم وفاتم دادند ***  بر لبِ تشنه کِی از آب فراتم دادند

گرچه از هجر، مرا جامه ماتم دادند

« دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند»

طاقتم رفت ز بس سنگدل و نامردند *** آتش افروختم از ناله که رسوا گردند

طبقی مشک فشان، دست به دست آوردند

« بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند *** باده از جامِ تجلیِّ صفاتم دادند»

از رمق کِی روم از خستگی و تشنه لبی؟ *** ناله ها ساختم از سینه پر تاب و تبی

میل آغوش پدر دارم عزیزان سببی

« چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی ***  آن شب قدر که این تازه براتم دادند»

ماهِ دامان من ای کوکب بخت و اقبال *** باورم نیست تو بابای منی با این حال

 این چنین خونی و خاکستری و بی پر و بال

« بعد از این روی من و آینه وصف جمال ***  که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند»

خواب دیدم ز سفر باز می آیی امشب *** دیده بگشودم و می سوختم از آتش تب

 کردم آغوش تو را از سر اخلاص طلب

« من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب ***  مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند»

گرچه داغِ تو به شمشاد قَدم حالت داد *** دشمنت گر چه کنیزم ز جفا نسبت داد

سخن رأس تو در طشت به ما عزت داد

« هاتف آن روز به من مژده این دولت داد ***  که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند»

هرکه صید تو شد از دام جهان بُگریزد *** قصه اش در دل عشاق شرر انگیزد

دود عشق تو هنوز از جگرم برخیزد

« این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد ***  اجر صبری است کز آن شاخ نباتم دادند »

 

 پی نوشت

 * تضمین آئینی از غزل 183(دیوان قزوینی) 132(نسخه خلخالی) حافظ توسط استاد حسن بیاتانی

 

 

 

امام صادق(ع): یاد شهادت امام حسین(ع) زندگی را ناگوار می سازد! من هیچ گاه آب خنکی ننوشیدم، مگر اینکه امام حسین(ع) را یاد کردم، و هیچ بنده ای نیست که آب بنوشد و حسین(ع) را یاد کند و کشنده اش را لعنت فرستد، مگر اینکه خداوند صد هزار حسنه برایش می نویسد، صد هزار گناه او را پاک می سازد، صد هزار درجه او را بالا می برد، گویی صد هزار بنده را آزاد کرده است و خداوند در روز قیامت او را گشاده رو محشور می کند.

 مأخذ : امالی صدوق.

بزرگواری امام حسین سلام الله علیه

شخصی به نام «عصام بن مصطلق» گوید: روزی به مدینه وارد شدم و حسین بن علی(ع) را با قیافه ای جذاب مشاهده کردم و به شگفت آمدم. آنگاه هرچه از حسادت نسبت به پدرش در دل داشتم آشکار کردم. گفتم: تو فرزند ابوتراب هستی؟

جواب داد: آری.

من هم او و پدرش را مورد بدگویی بسیار قرار دادم.

 آنگاه از روی عطوفت و مهربانی به من نگاه کرد و این ایات را تلاوت کرد:

 ببخش و امر به نیکی کن و از انسانهای جاهل درگذر، و اگر وسوسه ای از شیطان در تو ایجاد شد به خدا پناه آور که او بسیار شنوا و آگاه است. وقتی طایفه ای از شیطان ها پرهیزکاران را وسوسه کنند خدا را به یاد آورند و همان لحظه آگاه و بینا شوند، شیطانها برادرانشان(افراد فاسق و هواپرست) را به گمراهی می کشانند.1

سپس به من گفت: آرام باش و برای من و خودت از خداوند طلب مغفرت کن. اگر از ما یاری بخواهی تو را یاری خواهیم کرد و اگر کمک بخواهی کمک می کنیم و اگر طلب هدایت نمایی تو را هدایت خواهیم کرد.

من با این برخورد نیکوی حضرت از گفته ها و رفتار خود پشیمان شدم در این هنگام حضرت فرمود:

«یوسف به برادران شرمنده خود گفت» امروز هیچ ملامتی بر شما نیست.(و من عفو کردم) خداوند شما را می بخشد او مهربان ترین مهربانان است.

سپس فرمود: آیا تو اهل شام هستی؟

گفتم: بله

فرمود: این خو و طبیعتی است که معاویه در میان مردم شام شایع کرده است. درود خدا بر ما و تو باد. نیازمندی های خود را بگو که مرا بهتر از آنچه گمان برده ای خواهی یافت، انشاءالله تعالی.

عصام گوید: با این برخورد بزرگوارانه او زمین با همه پهناوری که داشت برایم تنگ شد و دوست داشتم که مرا در خود فرو برد آنگاه خود را از وی دور کردم و از آن پس کسی محبوب تر از او و پدرش نزد من نبود.2

 

 پی نوشت ها :

 1 ـ سوره اعراف/199ـ202

 2 ـ سفینة البحار ج1 ص421

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه چهاردهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ظهور عشق ... شماره دوم

 

قیام رادمردی از قم!

 امام موسی کاظم(ع) : « مردی از اهل قم مردم را به سوی حق فرا می خواند. گروهی چون پاره های آهن پیرامون او گرد آیند که تندبادها آنان را متزلزل نسازد، از جنگ ملول نشوند و هیچ ترسی و هراسی به خود راه ندهند، بر خدا توکل کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.» بحارالانوار/ج60/ص216.

 بمناسبت ورد حضرت امام به ایران

 از ایران و ایرانیان در احادیث اهل بیت(ع) همواره با عظمت و منزلت یاد شده است. یکی از دلایل این عظمت و شرافت، قیام مردم ایران بر ضد طاغوت زمان خویش و سرنگونی حکومت طاغوت و پابرجا کردن حکومتی اسلامی است که زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی ارواحنا فداه می گردد. رهبر ایرانیان در این قیام فرخنده و باشکوه، امام و سید بزرگواری از قم به نام روح الله است. اینک در روایت ذکر شده و این دو روایت به دقت بنگرید:

 1ـ پیامبر گرامی اسلام(ص):« اهل بیت من همواره در پراکندگی و آوارگی خواهند بود تا آنکه پرچم هایی سیاه از ایران به اهتزاز درآید... آنان برای حق می جنگند و یاری می شوند. هرکس از شما آن را درک نماید، پس باید به امام ایشان که از اهل بیت من است، بپیوندد. اگرچه بر روی برف ها بروند؛ چراکه آنها پرچمدار هدایتند و این پرچم را جز به مردی از اهل بیت من که زمین را از عدل و داد لبریز می سازد، تحویل نمی دهند.»1

2ـ پیامبر(ص) در توصیف یاران این امام بزرگوار می فرماید: « آنان گروهی هستند که به روح الله عشق می ورزند، نه به خاطر نسبت قوم و خویشی و نه به خاطر مال و ثروت. آنان شیعیان تو اند یا علی! و تو امام ایشانی!»2

 پی نوشت ها :

 1ـ بحارلانوار/ج51/ص67                  2ـ بحارالانوار/ج68/ص139

 

 

  فراز پایانی خطبه امام حسین(ع) در آخرین دیدارش در مکه :

 خداوندا! تو آگاهی که آنچه(از جنبش و نهضت بر ضد مفاسد و منکرات) به دست ما صورت گرفت نه درطمع پادشاهی و جاه بود، نه درطلب ثروت و مال، ما خواستیم تا نشانه های راه دینت را ارائه دهیم،(مفاسد را) در شهرهای تو اصلاح کنیم، باشد که بندگان مظلوم تو روی آسایش و امنیت ببیند و آسوده خاطر به طاعت تو برخیزند، ما همی خواهیم فرائض اسلام و سنن(پیغمبر«ص») و احکام تو را اجرا کنیم، اگر به کمک ما برنخیزید و حق ما نستانید ستمگران بر شما مسلط شوند و در خاموش کردن نور پیامبرتان بکوشند. 

 

 

شباهت های سـیـد الـشهـداء سلام الله علیه و حـضرت مـهـدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 در امور بسیاری این شباهت وجود دارد،که ما تنها قصد داریم بصورت مختصر و فهرست وار آنها را ذکر نمائیم.

  از جمله :

 1ـ شدت اهتمام در یاد کردن آن ها در قرآن کریم و سنت پیغمبران و کتاب های آسمانی؛

 که اگر بخواهید برقسمتی از آن ها اطلاع یابید می توانید به کتاب هایی نظیر «المحجه فیما نزل من القرآن فی الحجه»1 و مجلد دهم بحار و تفاسیر و غیر اینها مراجعه کنید.

 ادامه دارد...!!!

 پی نوشتها:

  1ـ سیمای حضرت مهدی علیه السلام در قرآن 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
چشمه سار عشق... شماره دوم

 سؤال : در مورد اهمیت محبت داشتن به اهل بیت(ع) مطالبی را بیان فرمایید.

 پاسخ : بصورت مختصر می توان اشاره نمود :

 الف) ثابت قدم ترین مردم بر روی صراط :

 پیامبر گرامی اسلام(ص) : ثابت قدم ترین شما بر صراط کسی است که از همه بیشتر به خاندان من محبت داشته باشد.1

ب) اساس اسلام :

 امام صادق(ع) : هر چیزی اساسی دارد و اساس اسلام محبت ما خاندان(پیامبر«ص») است.2

ج) داستانی از لسان اخلاق حاج آقا مجتهدی :

 نظام رشتی(ره) را در خواب دیدند از احوال ایشان پرسیدند، ایشان فرمودند:

 شکر خدا را، که در پناه حسینم         عالم از این خوبتر پناه ندارد

 بعد پرسیدند در آن عالم چه چیز به درد ما می خورد، ایشان فرمودند:

 دو چیز 1ـ تقوی، 2ـ امام حسین(ع) .

 در نتیجه محبت داشتن به اهل بیت(ع) باعث سعادت دنیا و آخرت خواهد شد که این محبت  با اظهار محبت همراه خواهد بود که یکی از مظاهر اظهار محبت به اهل بیت(ع) تشکیل مجالس وعظ و  عزاداری  به نام اهل بیت(ع) می باشد.

 پی نوشت :

  1ـ بحار، ج8، ص69 .

 2ـ بحار، ج27، ص91 .

 

  بـخـشـش:

«انس» گوید: نزد امام حسین(ع) بودم که کنیزی بر او وارد شد و یک دسته گل به او تقدیم کرد.

امام به او فرمود: تو را بخاطر خدا آزاد کردم.

انس گوید: عرض کردم: او  یک دسته گل که بهایی ندارد برای تو آورد آنگاه او را آزاد می کنی؟

امام فرمودند: خداوند این گونه ما را ادب کرده و در قرآن فرموده است:« هرگاه مورد تحیتی قرار گرفتید بهتر از آن تحیت کنید یا همان گونه پاسخ گویید.»

و بهتر از این تحیتی که او به من داشت آزادی او می باشد.

  بحارالانوار،ج44،ص195

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ظهور عشق ... شماره اول

 ایرانیان، زمینه سازان ظهور

« وَ الفَجرِ وَ لَیالٍ عَشرٍ ؛ قسم به سپیده دم و به شب های ده گانه فجر/1و2

رسول اکرم(ص) : « مردمی از مشرق زمین(ایران) قیام می کنند و زمینه حکومت مهدی(ع) را فراهم می آورند». کنزالعمال،ح38657.

 انقلاب ایران، زمینه سازان حکومت مهدی(ع)

به مناسبت آغاز دهه فجر و دهه محرّم

« ای قوم عرب! اگر از سلام روی برگردانید، خداوند قوم دیگری را به جای شما برمی انگیزد که هرگز(در پیروی از اسلام) مانند شما نیستند».محمد 38

 عده ای از اصحاب از پیامبر(ص) پرسیدند:«این مردمی که از قوم عرب در جذب شدن به اسلام و پیروی از آن قوی ترند، کیانند؟» در آن حال، سلمان در کنار پیامبر نشسته بود. پیامبر، دست روی پای سلمان گذاشت و فرمود:«او و قوم او. قسم به آنکه جانم در دست قدرت اوست، اگر ایمان به ستاره ثریا آویخته باشد، مردانی از ایران به آن دست می یابند.»

 امام صادق(ع) در تفسیر آیه مذکور فرمود:«ای ملت عرب! اگر به اسلام پشت کنید، خداوند به جای شما، ایرانیان را پیرو اسلام قرار می دهد.» آری، از ایران و ایرانی، همواره در احادیث با عظمت یاد شده است و این همه شرافت و عظمت به 2 دلیل است:

 1ـ بهره ور شدن ایرانیان از اسلام ناب که همان اسلام همراه ولایت و امامت است؛

تا جایی که پیامبر فرمود:« نصیب و بهره ایرانیان از اسلام از همه ملت های دیگر بیشتر است»؛

 2ـ دلیل دیگر اینکه ایرانیان برپاکننده انقلابی هستند که زمینه ساز انقلاب جهانی مهدی(ع) خواهد بود؛

چنانچه پیامبر(ص) می فرماید:«مردمی از ایران زمین قیام می کنند و زمینه ساز حکومت مهدی(ع) می گردند.»

 مأخذ : تداوم انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب جهانی مهدی(ع)

 

 

  خطبه کوتاهی از امام حسین(ع) که در مسیر کربلا ایراد فرمودند:

 این دنیا دگرگون و ناآشنا شده، نکوئیهایش پشت کرده و جز مقدار ناچیزی همانند ته مانده ظرف و زندگی پستی چون چراگاهی، از آن باقی نمانده. مگر نمی بینید کسی به حق رفتار نمی کند و از باطل دست نمی کشد. تا مؤمن، به حق، مشتاق لقای خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم. مردم بندگان دنیا هستند، دین لعابی است که تا زندگی روبراه است، به دور زبان می گردانند و چون دوران آزمایش رسد دینداران کمیاب شوند.    مأخذ: تحف العقول

 

 

  امام حسین(ع) فرمودند : برای ظهور مهدی آل محمد(ص) پنج نشانه[مسلّم] است:

 1ـ خروج سفیانی

 2ـ  قیام یمانی

 3ـ صیحه آسمانی

 4ـ فرو رفتن در بیابان(بیداء)

 5 ـ کشته شدن آن جان پاک و قدسی(نفس زکیه). 

 مآخذ : عقدالدرر، ص111.

 

 
 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو سه شنبه یازدهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ویژه محرم...قسمت اول

 رو کن به وادی عشق، آنجا بود دیاری .................................................... دلهای ساکنانش تندیس بی قراری

 هر دیده از نگاری مشغول پاسداری......................................................مردانِ دل غیوری، زنهای باوقاری

                                 «شهری است پر حریفان وز هر طرف نگاری

                                             یاران صلای عشق است گر می کنید کاری»

یاران با وفایی، مولای مهربانی ................................................................. هر دیده جویباری، هر سینه آسمانی

دُورِ قدِ عمویی، در چرخ کودکانی .................................................................... دل می رباید اکبر با نغمة اذانی

                                   « چشم فلک نبیند زین طُرفه تر جوانی

                                          در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری»

از شاخسار هر گل اید نوای بلبل ......................................................... بلبل فراق گل را کی می کند تحمل؟

در عشق یار، دلها، هر لحظه در تکامل ........................................... از خیمه ها بلند است ذکر خوش توسّل

                               « در بوستان حریفان مانند لاله و گل

                            هر یک گرفته جامی بر باد روی یاری»

در آسمان عشقش، عشاق همچو کوکب ....................................... جانها تمام گوشند، چون می گشاید او لب

یک لحظه بر ندارد چشم از حسین، زینب ................................. یکسو سپاه خورشید، یک سوی لشکر شب

                              «هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکب؟

                                  بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری»

در کار عشقبازی باشد رسوم و آداب .................................................. اینجا ز روی لبها شرمنده می شود آب

اینجا به شوق مردن دلهاست در تب و تاب ........................................... تا صبحدم نباشد دیگر اثر ز مهتاب

                                       « مِی بی غش است دریاب، وقتی خوش است بشتاب

                                                               سالی دگر که دارد امّید نوبهاری؟»

زان شهر عشق هر دم، یاری زند صدایم .......................................... ای شهریار، عمری است من با تو آشنایم

اما اسیر نفسم از بند کن رهایم .......................................................... افتاده از هوسها قفلی به دست و پایم

                     « چون این گِره گشایم؟ وین راز چون نمایم؟

                                                     دردیّ و سخت دردی، کاریّ و صعب کاری»

بنگر که تیره روزم زین شام جاودانی ................................................. این قفل را شکستن، تنها تو می توانی

صیدم کن از نگاهی در دام مهربانی ............................................ چون خویش تشنه ام کُش ای آب زندگانی

            « چون من شکسته ای را از پیش خود چه رانی؟

                                                        کم غایت1 توقع، بوسی است یا کناری»

 

 

 

 پی نوشت:

 * تضمین آئینی از غزل 444(دیوان قزوینی) 491(نسخه خلخالی) حافظ توسط استاد حسن بیاتانی

1ـ کم غایت : حداقل

 

 

 

 پیامبراکرم(ص) فرمودند: ای مردم، این حسین بن علی(ع) است، او را بشناسید، قسم به آن که جانم در دست اوست، او در بهشت است، دوستدارانش در بهشتند و دوستداران دوستدارانش نیز در بهشتند.

مأخذ : أمالی صدوق

 کمک به اندازه معرفت فقیر

روزی امام حسین(ع) در گوشه ای از مسجد پیامبر(ص) نشسته بود. مردی عرب نزد او آمد و گفت: یابن رسول الله من  باید یک دیه کامل بپردازم و توان ادای ان را ندارم. نزد خود گفتم می روم و از کریم ترین مردم درخواست می کنم و کسی را کریم تر از اهل بیت رسول خدا(ع) نمی شناسم.

امام حسین(ع) فرمود: ای برادر عرب!من سه سؤال میکنم اگریکی از آنها را جواب دادی یک سوم بدهی تو را می پردازم و اگر دو مسئله را پاسخ دادی دو ثلث آن را ادا می کنم و اگر هر سه سؤال را جواب دادی تمام بدهی تو را می پردازم.

مرد عرب گفت: یابن رسول الله آیا مانند شما از مانند من(که عربی جاهل و بی سواد هستم) سؤال می کند؟ شما که اهل علم و شرف و بزرگی هستید؟

حضرت فرمود: بله شنیدم که جدم رسول خدا(ص) فرمود:«المعروف بقدرالمعروف؛ به اندازه معرفت احسان شود.»

مرد عرب گفت: هرچه می خواهید سؤال کنید اگر دانستم جواب می دهم و اگر ندانستم از شما می آموزیم.«و لا قوة الا بالله»

امام پرسید:«ای اعمال افضل؛ کدام اعمال بهترند»

جواب داد:«الایمان بالله؛ ایمان به خدا»

حضرت پرسید:«فما النجاة من المهلکه؛ راه نجات از مهلکه کدام است؟»

پاسخ داد:«الثقله بالله؛ اعتماد و توکل بر خداوند»

امام(ع) سؤال کرد:«فما یزین الرجل؛ چه چیزی به مرد زینت می بخشد؟»

مرد عرب جواب داد:«علم معه حلم؛ علم توأم با بردباری»

حضرت فرمود: اگر علم و حلم نداشت چه چیزی او را زینت می دهد؟
مرد عرب:
«مال معه مروءة؛ مال همراه با مروت»

امام(ع): اگر از مال برخوردار نبود چه؟

مرد عرب: فقر همراه با صبر

امام(ع): اگر از فقر و صبر هم برخوردار نبود چه ؟

مرد عرب: صاعقه ای از اسمان آید و او را آتش زند که مستحق چنین عذابی است.

امام خندید و کیسه ای را که در آن هزار دینار زر سرخ بود به او داد و انگشتری را که دویست درهم ارزش داشت به او بخشید و فرمود: طلاها را به طلبکارانت بپرداز و پول انگشتر را صرف مخارج زندگی نما.

مرد عرب آنها را برداشت و گفت:

الله اعلم حیث یجعل رسالته؛ خداوند بهتر می داند رسالتش را در کجا قرار دهد.1

 

  1ـ بحارالانوار،ج44،ص196

 

 

 

 

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه دهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت سوم

 مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

قسمت سوم

3ـ خطرات دامن زدن به موضوع تشرفات

 امروزه شاهد هستیم که گروهی از نویسندگان، سخنرانان و گردانندگان محافل و مجالس مذهبی برای جلب توجه عوام و جذب هرچه بیشتر آنها به موضوعات و مباحث مهدوی، با به فراموشی سپردن فلسفه واقعی انتظار و کارکردهای اجتماعی آن، مردم را صرفاً به نقل خواب و رؤیا و حکایات ضعیف و بی اساس مشغول داشته و با بستن باب هرگونه تعقل و تدبر در معارف مهدوی، برداشتهای سطحی خود از روایات را ملاک تحلیل و بررسی پدیده ظهور قرار داده اند.

سخنرانی ها و آثار مکتوبی که از سوی این گروه ارائه می شود، مخاطبان جوان خود را از رسالت سنگینی که در برابر حجت خدا، حضرت صاحب الامر(ع) و مسئولیت بزرگی که در برابر اجتماع خود دارند، غافل سخته و آنان را به این اندیشه وامی دارد که تنها باید در خلوت خود در جستجوی امام غایب بود و تلاش کرد که با بدست آوردن ادعیه،توسلات و ختوماتی راهی برای تشرف خدمت آن حضرت پیدا کرد.1 قطعاً اگر این قبیل افراد به آرزوی خود دست نیابند و راهی برای ملاقات با امامشان پیدا نکنند دجار دل زدگی و ناامیدی شده و شاید بطور کلی از فرهنگ مهدوی روی گردان می شوند.

 خطر دیگری که این قبیل سخنرانی ها و آثار دارد این است که اعتقاد به امام مهدی(عج) را در نزد کسانی که هنوز به حقایق شیعه و عمق اندیشه مهدوی پی نبرده اند، اعتقادی موهوم و آمیخته با خرافه جلوه می دهد.

با توجه به این آسیبها و خطرات است که مراجع عظیم الشأن تقلید و علمای حوزه، افراد را از دامن زدن به این مباحث برحذر داشته و همه را دعوت به پرداختن بیشتر به مباحث اعتقادی و معارف اصیل و حقیقی دین می کنند.

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در این زمینه میفرماید:

باید همه باور نماییم که آن حجت خدا نظاره گر اعمال ماست. باید بدانیم مهمترین مسئله مورد نظر ایشان مسائل اعتقادی و عملی است و از این جهت لازم است هرچه بیشتر در رابطه با مسائل واقعی اسلام ساعی و کوشا باشیم و از خرافات و دروغگویی و خوابهای بی اساس و ادعاهای واهی پرهیز کنیم و بدانیم که این امور غیرواقعی، چهره اسلام و شیعه را مشوه و زبان طعن دشمنان را می شگاید. باید واقعیتها و معارف اصیل و حقیقی را که دین ما مشحون از آنهاست بیاموزیم.2

 بیان حضرت آیت الله جوادی آملی نیز در این زمینه راهگشاست. ایشان می فرماید:

 می بایست پژوهشگران و محققان بسیار ژرف اندیشی داشته باشید تا آنچه را درباره وجود مبارک حضرت(ع) است از هم تفکیک کنند. باید مدعیان رؤیت، بساطشان را جمع کنند، چون افراد به شدت به حضرت علاقمند و ارادتمندند، اگر کسی اادعای رؤیت کند و ظاهرالصلاح هم باشد ممکن است مقبول قرار بگیرد و این مشکلات فراوانی دارد.3

 با توجه به آنچه بیان شد بر همه گویندگان و نویسندگان لازم است که به جای دامن زدن به موضوع تشرفات و طرح حکایتهایی که بعضاً اساس محکمی هم ندارد، تلاش خود را متوجه

 اصل لزوم انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم و یادآوری وظایف منتظران

 نمایند.

 

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 1ـ این سخن هرگز بمعنای نفی فضیلت تشرف خدمت حضرت صاحب الامر(ص) و ملاقات ایشان نیست؛ چراکه اگر دیدار آن حضرت فضیلت نداشت هرگز به ما سفارش نمیکردند که در هر بامداد و به هنگام تجدد عهد با امام عصر(ع) با خدای خود نجواکنید که:«اللهم ارنی الطلعه الرشیده»؛ بارخدایا آن چهره زیبای رشید را به من بنمای. بلکه این سخن ناظر به دیدگاههایی است که ملاقات امام زمان(ع) و تلاش برای رسیدن به آنرا به عنوان اصلی ترین وظیفه منتظران مطرح می کند.

 2ـ افق حوزه(خفته نامه خبری حوزه های علمیه)،44     

 3ـ آیت الله جوادی آملی، همان.

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه نهم بهمن 1384  نظر بدهيد!
دلیل پوشش

حجـاب     بخش پنجم

دلیل پوشش در اسلام

1.   آرامش روانی .......................

در قسمت پیش نوشتیم در دین اسلام دستور داده شده  كه زن و مرد نا محرم نبايد به يكديگر خيره شوند ، نبايد چشم چرانی كنند، نبايد نگاههای مملو از شهوت به يكديگر بدوزند، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند.  

يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏ گری و دلربائی نپردازند.

 حال این سوال مطرح است که چرا پوشش فقط به زنان اختصاص یافته و مردان به این اندازه ملزم نشده اند ؟

 دلیل اين است كه ميل به خودنمائی و خودآرائی بر طبق طبیعت و سرشت انسان، مخصوص زنان است . 

 

از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچی،

همچنانكه

از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچی.

 ميل زن به خودآرائی از اين نوع حس شكارچي گری او ناشی می‏شود، در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند.

اين زن است كه به حكم‏ طبيعت خاص خود می‏خواهد دلبری كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد،

به همین دلیل انحراف تبرج و برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان‏ است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گرديده است.

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه هشتم بهمن 1384  نظر بدهيد!
فاطمه کربلا

فـاطـمـه و زیـنـب سـلام الله عـلیـهما

 زینب، فاطمه کربلاست و تجلی فاطمه در زینب، عاشوراست. در کربلا زینب رسول فاطمه است. خلیفه تام فاطمه است. پیام فاطمه را می خواند. حضور فاطمه را فریاد می کشد. با هر جنازه ای که بر دست می گیرد قطره ای از جام صبر فاطمه را مضمضه می کند. در بارگاه یزید زینب به تداعی خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه می خواند. در کربلا زینب محبت مادر را در جان برادر می ریزد. زینب یادگار مادر را پاس می دارد.

 در شام، فاطمه است که بر ترحم، زهرخند می زند و صدقه را خشم می کند و بر پای دشمنان پسر برادر، زنجیر لعن می افکند. و همچنانکه جسارت را بر علی تحمل کرده بود بر فرزندان خویش به جان می خرد.

 چشمان زینب در زیر دستهای محجوب فاطمه به خواب رفته است.

 زینب با بوسه محبت فاطمه چشم از خواب گشوده است.

 

 

 

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 

 
 
 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه هفتم بهمن 1384  نظر بدهيد!
لا یوم کیومک یا اباعبدالله

ذکـر مـصـیـبـت

 این «یا لیتنا کنا معک» به خدا تعارف نیست، ما چهارده قرن در عدم، از غم این عقب ماندگی خویش خون دل خورده ایم. تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات وداع عرضه داشت:«اعزمت للموت» گفته باشی:«چگونه عزم مرگ نکند آن کس که میان خیل کفار بی یاور و معین مانده است؟» و ما آتش نگیریم از این کلام؟

 تو به قمر بنی هاشم گفته باشی «الان انکسر ظهری و قلت حلیتی» و پشت آسمان نشکند و قلب اضطرار از هم ندرد؟

چگونه ممکن است تو به سکینه گفته باشی:«لا تحرقی قلبی» و قلب ما از آتش نهفته در تک تک این کلام خاکستر نشود؟

سجاد تو، این معنای آیه فاستقم، این آمیزه جهانسوز زنجیر و استخوان و صبر، بر در دروازه شام گفته باشد:«یا لیت امی لم تلدنی» و ما از شرم زنده بودن خویش نمیریم؟

زینب تو، این آبروی صبر، دستهای استیصال بر سر نهاده باشد و در بلندای اضطرار ضجه زده باشد که «اما فیکم مسلم»، و ما بعد از این سؤال جگرسوز زیستن را بتوانیم؟

 تو پاره جگر خویش را بر دست گرفته باشی و خون آن عزیز خداوند را به آسمان پاشیده باشی و گفته باشی:«آنچه این مصیبت را بر من آسان می کند در نظر معشوق بودنِ آن است» و ما تحمل این مصیبت که بالهای ملائک را از اشکهایشان تر کرد چگونه بتوانیم؟

 دشمن تو ـ لعنت الله علیه ـ در آستانه قتلگاه گفته باشد:«شغلتنی نور وجهه عن التفکر فی قتله» و ما ... و ما ... دلهایمان همیشه شکسته است و اشک در پشت پلکهایمان هماره بی قراری می کند.

 اما در آن همه مصیبت بی همتا که بر تو و زینب گذشته است، یک التیام هست و آن التیام برای رهروانِ اکنون توست و آن اینکه هر برادری، خواهری، پدری، مادری، فرزندی، که عزیز یا عزیزانی را از دست می دهد که شهید یا شهیدانی را فدیه می کند و به اوج مصائب تاریخ، به قله رنجهای بشری به عاشورای تو و زینب و بازماندگان عاشورای تو می نگرد و می رسد به این واقعیت جانگداز که :

 

 «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»

و ... التیام می یابد.  

 

 

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

با ارسال این مطلب برای دوستان خود ما را یاری فرمائید...

  

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو جمعه هفتم بهمن 1384  نظر بدهيد!
یا قدیم الاحسان بحق الحسین ع

ذکـر مـصـیـبـت

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار، دلها را می شکند و اشک را در پشت پلکها بی قرار می کند؟

این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره مقدس تو بر قلبها می نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش می کشاند؟

آدم(ع) که برای پذیرش توبه خویش خدا را به اسماء حسنای او سوگند می داد وقتی به نام تو رسید ــــ یا قدیم الاحسان بحق الحسین ــــ بی اختیار دلش شکست و برای اول بار حضور اشک را در چشمها تجربه کرد، از جبرئیل پرسید که چه سری است در این نام که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند؟

آنگاه که جبرئیل(ع) مصیبت عاشورای تو را بیان کرد، آدم سیر گریست و تازه پی به راز :

 

«انی اعلم ما لا تعلمون»

 خداوند برد.

باری این گریه دست ما نیست. اختیار  اشک در این مصیبت با ما نیست. ما برای ثواب گریه نمی کنیم، چه کس می تواند برای ثواب گریه کند؟ گریه کردن بال بسته می خواهد، گریه کردن دل شکسته می طلبد، ما دق می کنیم اگر برای تو گریه نکنیم.

 دل ما از سنگ هم که باشد در مصیبت تو، نه می شکند که خون می شود، کدام سنگ را روز عاشورا از زمین برداشتند و دلش را خونین ندیدند؟

دل ما چگونه خون نباشد از این مصیبت جانسوز ؟

چگونه می شود که تو بر فراز قله حقیقت بایستی و فریاد بزنی:«هل من ناصر ینصرنی»و ما در حسرت این چهارده قرن عقب ماندن از کلام تو، در حسرت چهارده قرن دیرتر رسیدن به عاشورای تو، در حسرت چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو، در خویش مچاله نشویم؟ آنها که یک روز دیرتر به عاشورای تو رسیدند مگر نه تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند؟

 

 ادامه دارد...!!!

 

 

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو پنجشنبه ششم بهمن 1384  نظر بدهيد!
گریه اشیا’
 

 پسر پیامبر را می ‏کشند و تمام اشیاء، بر او خواهند گریست

 

 

میثم تمار می‏گفت: به خدا قسم البته البته این امت پسر پیامبر خود را در روز دهم محرم خواهند کشت و آن روز را روز برکت می‏ نامند و این مطلب واقع خواهد شد و در علم خداوند ثبت است. سپس افزود: بدان که این خبر عهدی است که امیرالمؤمنین به من نموده و خبر داده است که در قتل او تمام اشیاء حتی وحشی های بیابان و ماهیان دریا و مرغان آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و آسمان و زمین و مؤمنین از جن و انس و تمامی ملائکه آسمانها و زمین و رضوان (کلیددار بهشت) و مالک (نگهبان جهنم) و حاملان عرش گریه می‏ کنند، و از آسمان خون و خاکستر ببارد!

سپس افزود: لعنت خداوند بر قاتلین حسین علیه‏ السّلام واجب شده همچنان که بر مشرکین و یهود و مجوس و نصاری واجب شده است.

جبلة (راوی خبر از میثم) گوید:

گفتم: ای میثم چگونه مردم آن روز را روز برکت می‏دانند؟

 میثم گریست و گفت: می‏ پندارید که توبه حضرت آدم در آن روز قبول شده است با آن که خداوند توبه او را در ذی الحجه پذیرفت، و می‏ پندارند که توبه داود در آن روز پذیرفته شده با آن که آن نیز در ذی الحجة بوده است. می‏ پندارند یونس در آن روز از شکم ماهی رهائی یافت با آنکه خداوند او را در ذی الحجة نجات داد. می ‏پندارند کشتی نوح در آن روز بر (کوه) جودی آرام گرفت در حالی که استقرار آن در ذی الحجة بوده، می‏ پندارند خداوند در آن روز دریا را برای بنی اسرائیل شکافت و حال آنکه آن در ماه ربیع الاول بوده است. ای جبله بدان که حسین بن علی سرور شهیدان است و برای اصحاب او در قیامت درجه‏ ای (بس عظیم) است. ای جبله وقتی خورشید را قرمز، مانند خون تازه یافتی بدان که سیدالشهداء کشته شده است.

جبله گوید: روزی از منزل که بیرون آمدم دیدم خورشید چون قطعه ‏های سرخ گشته است ناله کردم و گریستم و گفتم: به خدا قسم سرور ما حسین بن علی کشته شد  1

 

 پی نوشت :

 

  1. بحار، ج 45 ص202 از علل الشرایع صدوق قدس سره.

 

 

 

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه پنجم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت دوم

 

مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

 2ـ انواع و اقسام تشرفات

 یکی دیگر از موضوعاتی که باید بدان توجه داشت این است که آیا همه کسانی که ادعا میکنند با امام زمان عج ملاقات کرده اند،براستی شخص آن حضرت و وجود واقعی ایشان را دیده اند یا احتمالات دیگری در این میان وجود دارد؟

در پاسخ این پرسش باید گفت: احتمالات و فروض مختلفی در این زمینه مطرح است و هرگز نمیتوان ادعا کرد که همه مدعیان رؤیت امام مهدی ع به واقع آن حضرت را دیده اند.

حضرت آیت الله جوادی آملی در زمینه دسته بندی کسانیکه موفق به دیدار امام زمان ارواحنافداه شده اند، میفرماید:

خیلی از موارد است که انسان بیمار دارد،شفا پیدا میکند،یا گشمده ای دارد، پیدا میکند.اما آیا اینها بوسیله شخص حضرت است یا اولیای فراوانی که زیرنظر حضرت هستند، و یا شاگردان فراوانی که حضرت دارد؟ هیچ برهانی بر مسئله نیست که مثلا آن کسی که شخص گمشده را به منزل میرساند،یا مشکل کسی را حل میکند، شخص حضرت باشد.اولیای فراوانی رد خدمت و تحت تدبیر حضرت هستند.حضرت ممکن است به یکی از اینها دستور داده باشند و آن مشکل حل شود.در بعضی از وارد ان تمثلات نفسانی را انسان مشاهده میکند و خیال میکند واقعیت است. این بخش اول که مشهود است تمثلات نفسانی بوده، باید از واقعیت بینی جدا شود.

در بخش دوم که حقیقتاً کسی را می بیند و مشکل او حل میشود یا شفای مرضی بوده یا گمشده ای را به مقصد میرساند؛ در اینجا نیز هیچ برهانی ندارد که حضرت باشد یا شاگردی از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانی دارد. این 313 نفری که هستند، الان ممکن است افراد فراوانی باشند که تحت تدبیر آن حضرت مأموریتهایی را انجام میدهند.

بخش سوم،آن است که نظیر موحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت میرسد. این را هم بعضی منکر هستند،[ولی] این هیچ استبعادی ندارد، بلکه امکان هم دارد.اما در این بخش دو مسئله وجود دارد:1ـ فرد حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده ام؛2ـ ما حق نداریم قبول کنیم. به ما گفته اند که شما تکذیب کنید، یعنی نگوئید او دروغ میگوید، بلکه اثر عملی بار نکنید، تکذیب، بمعنای اینکه شما دروغ میگویید و حضرت غیرقابل دیدن است، نیست.1

با توجه به مطالب یاد شده میتوان گفت که:اولاً نباید هر عنایتی را که از سوی امام زمان عج به شخصی میشود و هر گره گشایی را که از سوی ان حضرت صورت میگیرد، به حساب ملاقات یا تشرف گذاشت و ثانیاً هر ادعای تشرفی را به سادگی پذیرفت و بر گفته های مدعی مهر تأیید زد.

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن سخنرانی) آیت الله جوادی آملی. موعود48

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو چهارشنبه پنجم بهمن 1384  نظر بدهيد!
واقف اسرار نهان

اندر آن دم كه كني عزم گناه............گر كند كودكي از دور نگاه

شرم داري ز گنه در گذري............پرده عصمت خود را ندري

شرم بادت ز خداوند جهان............كه بود واقف اسرار نهان

نگران است به تو در گه و گاه..........تو كني در نظرش عزم گناه؟؟؟

 

فرستنده : baharedelam_mahdiii@yahoo.com

 

 

دل نوشته :التماس دعا

مهدی جان....
 مولای مهربانم.....

ای کاش پروانه ای بودم خوش طرح و رنگ, تا بالهایم را به زیر قدومت فرش می کردم...
تا با گلها سخن می گفتم...
تا
عطر نرگس را می دانستم و بویش را ز نامحرمان طلب نمی کردم....
کاش پروانه ای بودم تا بالهایم را به گرمی نگاهت می سوزاندم....

ای کاش بادی بودم نا آرام, تا در جستجویت, بیابانهای غیبت را زیر پا می گذاشتم...
تا چهره
نامردی و ظلم را, به خشمی از جنس کولاک,
به تکانی می زدودم....
تا هوهو کنان پیام انتظار
را در سراسر گیتی فریاد می زدم...

ای کاش صخره ای بودم سفت و سخت, تا استراحتگاه خسته دلان هجران دیده ات می گشتم...
تا از ناملایمات و
هزار رنگها ذره ای دلخسته نمی شدم....
تا محکم و استوار بر
زمین انتظار پای می کوبیدم....

ای کاش موجی بودم با وقار و پر ابهت, موجی که جز در دامان ساحل وصال آرام نمی گیرد...
موجی که هدفی والاتر از نشستن بر
ساحل عشق هیچ نمی داند...

ای کاش صحرایی صاف و بی ریا بودم...
صحرایی که
خیمه نشین غیبت در آن سکنی می گزید...
صحرایی که
رنگ بیگانه در خود نمی پذیرفت...
صحرایی که در سکوت بی پایانش, همنوای نجوای
"امن یجیب و المضطر" ات, به لرزه در می آمد...

ای کاش رودی بودم  ناآرام, تا جاری و صبور, به امید رسیدن, لحظه ای از حرکت باز نمی ایستادم...
تا جز برای
وصال تو قدم از قدم بر نمی داشتم...

ای کاش شمعی بودم روشن, تا شعله عشق را زمزمه می کردم...
تا از فراقت ذره ذره وجودم آب می شد و جز
یاد روشنی,
دیگر چیزی به خاطره ها نمی ماند...

ای کاش برگی بودم سرخ گونه, تا در خزان ادینه های بی تو بودن, بر باد می نشستم,
تا در
دیار امید و بهار دوباره می روئیدم...

ای کاش پرنده ای بودم سبکبال, تا به سویت پر می گشودم...
تا
دیار غربت را ترک گفته, مستانه به خیمه گاهت می رسیدم....
تا در
سایه سار محبتت آرام می گرفتم...

اگر ابر بودم, به سان آبشار, به پهنای صورت آسمان می گریستم....
اگر کوه بودم, در فراقت کویر را به اغوش می کشیدم....
اگر دریا بودم, بر سر نامحرمان می خروشیدم و با موجهایم بر سر روزگار نامردی می کوبیدم...
اگر درخت بودم, سایه سار مهر را بر سر منتظران هجران دیده ات می گشودم....
اگر انسان بودم.................
اگر منتظری چشم به راه بودم................

ای کاش انسانی بودم شنوا, تا درد دلهای شبانگاهیت می شنیدم و وجود نازنینت را بیش از این نمی ازردم....
ای کاش منتظری بودم چشم به راه, تا بندبند وجودم را مهیای ظهورت می کردم....
ای کاش انسانی بودم بینا, تا حضورت را لمس می کردم و ظهورت را عاجزانه تمنا می نمودم....
تا از ظلم و جفای نامردان پلک فرو نمی انداختم. می تابیدم و منتقمشان را به
نوای العجل فرا می خواندم....
ای کاش
منتظری بی آلایش بودم تا رنگ نامردی را در هوای انتظارمان حس می کردم و چاره ای از برای آمدنت می اندیشیدم....
ای کاش منتظری بودم استوار و سخت کوش که جهان را مهیای آمدنت می ساختم....
ای کاش منتظری بودم نغمه سرا, تا نوای آمدنت را به جهانیان نوید می دادم...
ای کاش منتظر بودم, منتظری راستین که رنگ نیرنگ و دروغ و نفاق را نمی دانستم....
 

 ای کاش آنگونه باشم تا حجابی از برای آمدنت نسازم...
محبوبا........................

التماس دعای فرج

پیامبر اسلام(ص):
بهترین اعمال امت من انتظار رسیدن فرج است از نزد خدای عزیز جلیل.

با تشکر از این دوست بزرگوار...

"اجرکم عندالله"

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه سوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
فاطمه به عنوان تمامیت حسین سلام الله علیهما

فاطمه به عنوان تمامیت حسین سلام الله علیهما

 

فاطمه بنیانگذار قیام حسین است. اوج طنین خروش حسین است، حسین در منا از حنجره مادر، فاطمه فریاد می کشد.

فاطمه آمیزه شکوهمند مظلومیت و فریاد حسین است.

فاطمه انگیزه غرورآمیز صبر حسین است، فاطمه حضور خدا در عاشورا است.

فاطمه ظهور جلوه حق در کربلاست.

فاطمه یقظه حسین است، جذبه حسین است.

فاطمه رغبت حسین برای لقای معشوق است. در کربلا فاطمه است که نوه ها را داماد می کند. فاطمه است که قلب دشمن را با دوست پیوند می دهد.

فاطمه حلاوت شهادت است. حسین والی فاطمه است در کربلا و منادی اوست در عاشورا. شیر فاطمه است که در وجود حسین می خروشد و خون فاطمه است که از حنجره حسین می جوشد.

فاطمه قدرت گامهای حسین است. جوهر فریاد حسین است. حسین، علی اکبر را به یادواره فاطمه به میدان می فرستد. در شهادت برادر، فاطمه است که در قامت حسین می شکند. حسین تبلور فاطمه در عاشوراست. انی لا اری الموت... یادگار فاطمه است بر قلب حسین. حسین فاطمه محض است و فاطمه، حسین محض و حسین بی فاطمه ...

 

 

 

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه سوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
آهوان گریان و حضرت عیسی ع

آهوان گریان و حضرت عیسی(ع)

 

 سپس دوباره فرمود:

ای پسر عباس اطراف این سرزمین جستجو کن پشکل آهوانی را پیدا کن، به خدا قسم دروغ نگفتم و خبر دروغ هم به من نداده ‏اند، رنگ آنها زرد است مانند زعفران.

ابن‏ عباس گوید: به دنبال آنها گشتم، آنها را یافتم، صدا زدم یا امیرالمؤمنین آنها را پیدا کردم همان‏گونه که فرمودید، حضرت فرمود: خدا و رسول او درست فرمودند و به عجله آمد و آنها را برداشته بوئید و فرمود: همین است ای پسر عباس، آیا قصه این‏ها را می‏دانی؟ این پشکل ها را عیسی بن مریم بوئیده است، عیسی در حالیکه حواریون با او بودند به این سرزمین گذر کرد، آهوانی را دید که دور هم جمع شده گریه می‏ کردند! عیسی و حواریون آنجا نشستند و گریه کردند و نمی‏دانستند چرا عیسی اینجا نشست و گریه نمود؟ عرض کردند یا روح الله چه شده است که گریانی؟ فرمود: آیا می‏دانید این چه زمینی است؟ اینجا محل کشته شدن پسر ارجمند پیامبر خدا محمد صلی الله علیه و آله وسلم است، و اوست فرزند بانوی آزاده طاهره که به مادر من شبیه است و مدفون می‏شود در این زمین که خاک آن از مشک خوشبوتر است زیرا تربت پسر پیامبر است که شهید شده و همین‏گونه است طینت پیامبران و اولاد آنها.

سپس عیسی علیه ‏السّلام افزود: این آهوان با من حرف می‏زنند و می‏گویند: این زمین را برای چریدن انتخاب کرده ‏اند چون مشتاق تربت پسر پیامبر هستند، آنها معتقدند که در این زمین در امانند! عیسی آن پشکلها را بوئید و در ادامه عرضه داشت: خدایا این‏ها را نگه‏دار تا آنکه پدر او بیاید و (به یاد سخنان عیسی و احترام او) تسلیت باشد برای وی. و اینک تا امروز باقی مانده و زردی آنها به خاطر گذر ایام طولانی است و این زمین کرب و بلاست آنگاه حضرت با صدای بلند گریه کرد و عرضه داشت: ای پروردگار عیسی بن مریم بر قاتلان و کمک کاران و واگذاران او مبارک مگردان، سپس حضرت دوباره گریه نمود گریه‏ ای طولانی، به گونه‏ ای که حضرت از حال رفت، ما نیز گریه می‏کردیم، تا آنکه بعد از مدتی طولانی به هوش آمد و به من فرمود: ای پسر عباس زمانی که دیدی این پشکلها خون شده است و خون تازه از آن می ‏جوشد بدان که اباعبدالله کشته شده و در این زمین دفن شده است.

ابن عباس گوید: آنها را برداشته و جدا محافظت کردم، تا آنکه یک روز دیدم خون تازه از آن می‏چکد، گریان شدم نشستم و گفتم: به خدا حسین کشته شد، به خدا قسم علی در هیچ به من دروغ نگفت و خبر نداد به چیزی مگر آنکه واقع شد چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به او خبرهائی می‏داد که از دیگران پنهان می‏داشت. حیران شدم و از منزل بیرون آمدم، هنگام طلوع فجر بود، به خدا سوگند هوای مدینه چنان تیره و تار شده بود که مثل دود بود و چشم جایی را نمی‏دید، خورشید طلوع کرد، دیوارهای مدینه را دیدم که گویا خون تازه بر آنها بود، با حالت گریان نشستم و گفتم: به خدا قسم حسین کشته شد، صدائی از طرف بیت (خانه خدا یا خانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم می‏گفت: ای خاندان رسول صبر کنید، که فرزند بتول کشته شد، روح الامین به زمین آمد و با صدای بلند گریه کرد و آن وقت روز دهم محرم روز عاشورا بود، بعد از آنکه خبر رسید معلوم شد که حضرت در همان روز شهید شده است، این حدیث را به اشخاصی که با حسین علیه‏ السّلام بودند گفتم: آنها نیز گفتند: به خدا قسم که ما نیز شنیدیم آنچه تو شنیدی و نمی ‏دانیم گوینده آن که بوده است شاید خضر علیه ‏السّلام بوده. 1

 

 پی نوشت :

 1ـ بحار، ج 44 ص252 از امالی صدوق مجلس 87.

 

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه سوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
عرش...dominion

وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء... 

و او همان است که آسمانها و زمین را در حالی که تخت[سلطنت] او بر آب بود در شش روز بیافرید...

And He it is Who created the heavens and the earth in six periods-and His dominion (extends) on the water... «7»

   عرش بمعنای سقف و کنایه از قدرت و سلطنت است؛ و منظور از شش روز شش دوره است که هر دوره ممکن است میلیونها و یا میلیاردها سال باشد؛ و شاید این شیوه خلقت علم و حکمت و قدرت و عظمت پروردگار را بهتر بنمایاند. درباره خلقت عالم چند مطلب مهم از قرآن فهمیده می شود:

 1)منشأ آفرینش آب بوده است. امام باقر(ع) میفرماید:«همه چیز آب بود و عرش خدا بر آب بود. پس خداوند به آب فرمان داد، آتشی شعله ور شد. سپس آتش خاموش شد و از آن دودی برخاست؛ و آسمانها را از آن دود آفرید و زمین را از خاکستر آن آتش خلق کرد.»1

2) خداوند عالم را به نیکوترین وجه و صورت آفریده است.2

3) توحید در خالقیت یعنی اینکه خدای تعالی به هیچ سبب در آفرینش موجودات نیازمند نبوده است. البته این مطلبی است که حتی مشرکان هم غالباً به آن معترف اند؛ جنانکه قرآن میفرماید:«اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ میگویند: الله.»3

4) خداوند خالق و حافظ همه چیز و ناظر بر همه اشیاست:«اَللهُ خالِقُ کُلِّ شَیءٍ و هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ وَکیل4

5)خلقت خداوند دایم و مستمر است؛5 و لحظه به لحظه فیض وجود از ناحیه خداوند به ممکنات می رسد و اگر یک دم رابطه ما با او قطع شود، همه نابود می شویم؛ مانند خورشید که آفتابش دایماً فیض بخش است و اگر لحظه ای قطع شود، عالم ظلمانی می شود. پس نه تنها در اصل وجود به او محتاجیم، بلکه در بقا نیز متکی به اوییم.

 پی نوشتها:

 1ـ اصول کافی،ج8،ص153.    2ـ سجده/7    3ـ زمر/38      4 ـ زمر/62     5 ـ رحمان/29

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو دوشنبه سوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
آه آه خاندان ابوسفیان از من چه می‏خواهند؟

عبدالله بن عباس گوید: هنگامیکه در راه صفین امیرالمؤمنین علیه ‏السّلام به نینوا رسید با صدای بلند مرا صدا زد و فرمود: ای پسر عباس آیا این مکان را می‏شناسی؟ عرض کردم: نه، فرمود: اگر این زمین را مثل من بشناسی از آن عبور نمی‏کنی مگر اینکه مثل من گریان خواهی شد، آنگاه حضرت مدتی طولانی به شدت گریست و به گونه ‏ای که محاسن شریفش خیس شد و دانه ‏های اشک بر سینه او می ‏ریخت و ما نیز با آن حضرت گریان شدیم. سپس دیدیم حضرت از عمق جان ناله می‏زد و می‏فرمود: آه آه خاندان ابوسفیان از من چه می‏خواهند؟ آل حرب که حزب شیطانند و اولیاء کفر از من چه می‏خواهند؟ سپس حضرت خطاب به فرزند خود امام حسین علیه‏ السّلام نموده فرمود: ای ابا عبدالله صبر کن، که پدرت نیز تحمل می‏ کند مثل آنچه به تو می‏رسد، سپس حضرت آب طلبید، وضو گرفته نماز خواند، دوباره سخنان خود را تذکر داده سپس چشمان مبارکش مختصری به خواب رفت، وقتی بیدار شد فرمود:

ای ابن‏ عباس آیا آنچه را که الان در خواب دیدم به تو بگویم؟ عرض کردم: بفرمائید فرمود: دیدم گویا مردانی از آسمان فرود آمدند با پرچمهای سفید و شمشیرهای براق که بر کمر داشتند، و اطراف این زمین را خط کشیدند، سپس دیدم گویا شاخه‏ های این درختان بر زمین آمد، زمین به لرزه افتاد و دریائی از خون نمایان شد. دیدم که گویا حسین من که فرزندم و پاره تن من و مغز من است در این دریای خون غرق است و یاری می‏ طلبد ولی کسی به او جواب نمی‏ دهد.

گویا آن مردان سفید که از آسمان آمدند ندا می‏ کردند: ای خاندان پیامبر صبر کنید، البته شما به دست بدترین مردم کشته می ‏شوید و اینک بهشت مشتاق شماست. سپس آنها مرا تسلیت دادند و گفتند: ای اباالحسن بشارت باد تو را، خداوند چشم تو را روشن گرداند آنگاه که مردم در مقابل پروردگار عالمیان برخیزند، و از خواب بیدار شدم. سپس حضرت افزود: سوگند به آنکه جانم به دست اوست، صادق مصدق ابوالقاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم به من خبر داد که هنگام رفتن برای (سرکوبی) شورشیان به این سرزمین عبور خواهم کرد و اینکه این زمین کرب و بلا است، در این زمین هفده نفر از اولاد من و فاطمه علیهماالسلام دفن می‏شوند و این زمین در آسمانها به کرب و بلا معروف است همچنان که مدینه و مکه و بیت المقدس شهرت دارد و یاد می‏ شود.

 ادامه دارد...!!!

 

الـلـهـم عـجـل لـولـیـک الــفــرج

 

با ارسال این مطلب برای دوستان خود ما را یاری فرمائید...

 

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه دوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
ملاقات امام زمان عج ... قسمت اول

اشاره :

 در سالهای اخیر توجه روزافزون اقشار مختلف جامعه، بویژه جوانان، به موضوع مهدویت و انتظار موجب رونق بازار کتابها و نشریات مرتبط با این موضوع شده و هر از چندگاه کتاب یا نشریه جدیدی به این جرگه وارد می شود.

پدیده یاد شده گرچه در جای خود بسیار مبارک و امیدوارکننده است، اما بیمها و نگرانیهایی را هم درپی دارد که جادارد علمای حوزه، صاحب نظران مسائل اعتقادی و مسئولان فرهنگی کشور با حساسیت و دقت نظر بیشتری این پدیده را مورد توجه قرار دهند.

یکی از موضوعاتی که در این میان بسیار حائز اهمیت بوده و نیازمند دقت و توجه بیشتری است، پرداختن افراطی به موضوع تشرفات و ملاقات با امام زمان علیه السلام است. متأسفانه موضوع یادشده این روزها دستمایه بسیاری از کتابها و نشریات نوظهور قرارگرفته و نویسندگان و ناشران این قبیل کتابها و نشریات تلاش می کنند که با داغتر کردن فضای بحث و گفتگو از این موضوع مخاطب بیشتری جلب کرده و بر تیراژ کتابها و نشریات خود بیفزایند.

با توجه به اهمیت موضوع یاد شده و بدلیل پرسشهای فراوان در این زمینه سعی به بررسی ابعاد مختلف آن داریم و تلاش می کنیم پاسخ مناسبی برای این پرسشها ارائه دهیم.

 

 1ـ امکان یا عدم امکان تشرف

 امام مهدی(عج) در آخرین توقیعی که خطاب به چهارمین نایب خاص خود، علی بن محمد سمری، صادر میکنند، میفرمایند ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر می میری، پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت تامه واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خدا و آن پس از مدتی دراز و بعد از آنکه دلها سخت شد و زمین از ستم پرشد، بوقوع خواهدپیوست. بزودی از شیعیانم،کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار(مشاهده)مرا میکنند. آگاه باشید هرکس پیش از خورج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است. 1

این توقیع شریف زمینه ساز بحث و گفتگوهای فراوانی در زمینه امکان یا عدم امکان ملاقات حضرت در زمان غیبت شده و علمای شیعه را به اظهارنظر دراین زمینه واداشته است.2 آنچه که از مجموع این بحث و گفتگو برمی آید این است که در اصل امکان ملاقات با آن حضرت تردیدی نیست و اینکه افراد زیادی در طول دوران غیبت کبرا به این شرافت نائل شده اند، گواه روشنی براین مدعاست،اما سخن در شرایط و ویژگیهای آن است.

یکی از نکاتی که همه علمای شیعه دراین زمینه برآن اتفاق نظر دارند این است که در عصر غیبت کبرا باب نیابت و سفارت،بگونه ای که در مورد نایبان خاص آن حضرت و در دوران غیبت صغرا وجود داشت، بسته شده و هیچ کس نمیتواند ادعاکند که با آن حضرت در ارتباط بوده و هر زمان اراده کند میتواند با ایشان ملاقات کند؛ یابطورخاص ازسوی ایشان نیابت یافته که اموری را به انجام رساند یا دستورهایی را به مردم ابلاغ کند.

نکته دیگری که بسیاری از علمای شیعه در کتابها و آثار خود به آن اشاره کرده اند این است که ملاقات با امام زمان(عج) مستلزم لیاقتها و شایستگیهای خاصی است که حتی بسیاری از بزرگان به آن دست نیافتند و گروهی هم که به این توفیق دست یافتند با مجاهدتها و تلاشهای فراوانی بوده است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در این زمینه میفرماید:

امام(ع) وحید دهر است، مثل شمس آسمان است، همانطور که شما با دستتان نمیتوانید به آفتاب برسید، نمیتوانید به راحتی به امام برسید. 3

با توجه به آنچه گفته شد باید بسیار مراقب بود که در طرح موضوع ملاقات با امام زمان(عج) بگونه ای رفتار نکنیم که مردم گمان کنند هرکس میتواند ادعای رؤیت کند و هر ادعایی را هم، براحتی میتوان پذیرفت.

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 1ـ الغیبه طوسی،243.    

 2ـ برای مطالعه بیشتر ر.ک:«تشرفات بین نفی و اثبات» هادی دانشور .

 3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن یخنرانی) آیت الله جوادی آملی.

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

 

با ارسال اين مطلب براي دوستان خود ما را ياري نمائيد...

 

 

 

 

 

 

 

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو یکشنبه دوم بهمن 1384  نظر بدهيد!
از غدیر تا عاشورا

...

 

 اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت.

آن زمان که علی(ع)بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سر باز کرد. پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود. آنچه را که به رمز و کنایه اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان.

و این برای دشمن سنگین بود و شکننده.

ممکن بود «انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

سروده «ان مثل اهل بیتی کسیفنة نوح» را به آهنگی دیگر نواختن یا به بیقوله های فراموشی سپردن مقدور می نمود. اولین اسلام آورنده بودن علی(ع)را و اولین مأموم پیامبر بودن او را پوشیده نگاه داشتن میسور می نمود.

لوح محفوظ، کتاب مبین، قرآن ناطق، امام مبین، رحمت واسعه و... که همه را پیامبر به علی(ع)تعبیر کرده بود، می شد آنچنان در پرده تحریف پیچید، که نافذترین دقتها هم حتی دریافتشان را نتواند.

شأن نزولی دیگرگونه جعل کردن بر سوره «هل أتی» که هدیه خداوند بود به علی(ع)و جبرئیل این هدیه را با بالهای امانت خود حمل کرده بود و پیامبر با دستهای عصمت خویش آن را بر قلب علی(ع)نشانده بود، محال بنظر نمی رسید و... شاید می شد همه آنچه را که پیامبر امین خداوند در شأن علی(ع) فرموده بود، در پشت ابرهای نفاق و کینه و شرک پنهان کرد. لیکن این دم آخری در این حج واپسین، این کلام آخرین در حضور نمایندگان خواه و ناخواه تمامی مردم روی زمین انکار کردنی نبود. پوشیدنی و تحریف کردنی نبود.

روشن بیان کرده بود پیامبر به روشنای روز ــ به همان روشنی که دستها بر چشمها حایل می کردند که از تشعشع مستقیم آفتاب در امانش نگاه دارند.

اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند.

و بعد اعتراف گرفته بود به ولایت خویش، و همگان مقر آمده بودند که از خویش بر خویش اولی تر پیامبر است. پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم، علی را بر گلدسته دست خویش نشاند و کلام آخر... اتمام و اکمال دین... که :

آنچه من بر شما بوده ام، از این پس علی بر شماست. هر که به کشتی نبوت من درآمده است، اینک در ساحل امامت علی(ع)پیاده شود وگرنه بی تردید غرقه می گردد.

آمده بودم که از ظلمت وارهانمتان و اینک خورشید در دستهای علی(ع)است.

آمده بودم که از عذاب الهی بترسانمتان، بترسید از خیانت به علی(ع) .

آمده بودم که راه بهشت را بنمایمتان، پا جای پای علی(ع) بگذارید.

آمده بودم که دین را بیاورم، صراط مستقیم، صراط علی است، دین، علی است به تمامه. علی مظهر   اتَم و اکمل دین است. راه، با علی هدایت است و بی علی ظلالت.

سخن تمام و... نیز زسالت من.

«الــیـــوم اکــمــلــت لــکــم دیــنــکــم...»

و این برای دشمن سنگین بود و شکننده، دشمن به اینجا رسید که : تا غروب خورشیدِ پیامبر، دندان بر جگر باید نهاد و در ظلمت فقدان او دست به کار استمرار شب می باید شد. و... چنین شد.

لیکن شب به اراده شب پرستان نمی پاید و خدا جهان را بی روشنی، بی نور، بی خورشید، بی حجت رها نمی کند. پس چه باید کرد؟!

 حال که وجود خورشید حجت ناگزیر است و لامحاله، و در روز روشن ولایت، از دیوار آگاهی مردم بالا نمی توان رفت و همت به سرقت گنج ایمانشان نمی توان گماشت، تنها دو کار می توان کرد.

 یا خورشید را زندانی سکوت باید ساخت یا چشم و دل مردم را از نور فرو باید بست. مردم را کوز باید کرد... و اگر این هر دو شد غایت مطلوب است و نهایت مأمول.

و این هر دو شد. هم علی خانه نشین شد و هم پرده های سیاه جهل و کفر و نفاق، چشمِ دل مردم را پوشاند. که این هر دو بی دیگری نمی شد.

اگر مردم زندانی جهل خویش نبودند، علی را به زندان انزوا تاب نمی آوردند و بالعکس اگر موجودیت اسلام تهدید نمی شد و علی را مجال شمشیر برافراشتن بود، هیچ پرده جهل و کفر و نفاقی بر هیچ چشم و دلی نادریده نمی ماند.

اما با این دو مصیبت عُظمی ـ خانه نشینی خورشید و سیاه دلی مردم ـ اسلام غریب شد و آرام آرام ان دشنه ها که در کارگاه انکار غدیر، ساخته و پرداخته شده بود، از نیام خباثت درآمد و مهیای قتل آل الله شد. با اولین ضربه،عرش و فرش به لرزه درآمد، فرق امید شکافته گشت و خون یأس، محراب مظلومیت را پوشاند. با دومین ضربه، امام حسن(ع)و با سومین و چهارمین ... امام حسین(ع) عصاره مظلومیت تاریخ به خون نشست و منکران غدیر و خفاشان ولایت گزیر، حضور ممتد و مستمر شب را جشن گرفتند.

 

... و از آن پس تاکنون و تا قیام آل محمد(ص) آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودکِ انکاری است که در غدیر زاده شد.

 

الـلـهـم عـجـل لـولـیـک الــفــرج

SocialTwist Tell-a-Friend

منتظر کوچولو شنبه یکم بهمن 1384  نظر بدهيد!
موضوعات

قرآن و عترت

مهدویت

گفتگو

حجاب

چشمه سار عشق

واحد ادب و هنر

واحد معرفت

مطالب علمی

راه محمد صلی الله علیه و آله

واحد ضد صهیونیست

 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 

لينک دوستان

عضویت در گروه اینترنتی انتظار یار

 

امكانات ديگر


 

 
 
 
 
 
 

www.waiting.ir

 

All Right Reserved By alm.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University

این قالب فقط برای وبلاگهای عضو دانشگاه مجازی انتظار تهیه شده است و استفاده از آن در موارد دیگر مستلزم پرداخت هزینه طراحی خواهد بود